<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دربارۀ ترجمه</title>
	<atom:link href="http://www.about-translation.ir/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.about-translation.ir</link>
	<description>وبگاه اختصاصی مجلۀ دربارۀ ترجمه</description>
	<lastBuildDate>Wed, 04 Aug 2010 06:36:05 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ظرفیت های موجود در نشریات دانشجویی واحد علوم و تحقیقات به تدریج نمایان می شود</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=221</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=221#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Aug 2010 19:34:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=221</guid>
		<description><![CDATA[دکتر خلیل علی محمدزاده معاون فرهنگی واحد علوم و تحقیقات
نشریه دانشجویی «مطالعات رسانه ای» علمی – پژوهشی شد. 
 
دکتر خلیل علی محمدزاده معاون فرهنگی واحد علوم وتحقیقات از روند تکاملی در سیر نشریات دانشجویی این واحد خبر داد و گفت: ظرفیت های موجود در نشریات دانشجویی واحد علوم و تحقیقات به تدریج نمایان می شود.
وی گفت: [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">دکتر خلیل علی محمدزاده معاون فرهنگی واحد علوم و تحقیقات</p>
<p style="text-align: center;"><strong>نشریه دانشجویی «مطالعات رسانه ای» علمی – پژوهشی شد.</strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">دکتر خلیل علی محمدزاده معاون فرهنگی واحد علوم وتحقیقات از روند تکاملی در سیر نشریات دانشجویی این واحد خبر داد و گفت: ظرفیت های موجود در نشریات دانشجویی واحد علوم و تحقیقات به تدریج نمایان می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">وی گفت: پس از کسب عنوان بالاترین تعداد و تنوع در عرصه انتشار نشریات دانشجویی توسط این واحد، هم اکنون شاهد ارتقاء درجه دانشگاهی برخی از نشریات دانشجویی هستیم.</p>
<p style="text-align: justify;">وی افزود: طی سه ماهه اخیر نشریات دانشجویی «منهاج» به مدیرمسؤولی احسان پوراسماعیل و «مطالعات رسانه ای» به مدیرمسؤولی فیروز دیندار که از نشریات دانشجویی با سابقه، فعال و هدفمند این واحد بودند به ترتیب رتبه علمی – ترویجی و علمی – پژوهشی را کسب نموده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">معاون فرهنگی واحد علوم و تحقیقات همچنین از دو نشریه دانشجویی «رواق» و «درباره ترجمه» به عنوان نشریاتی که قابلیت کسب رتبه های علمی – پژوهشی دارند، نام برد و ابراز امیدواری کرد که در آینده نزدیک این دستاوردها نیز به بار بنشیند.</p>
<p style="text-align: justify;">دکتر خلیل علی محمدزاده گفت: حرکت نشریات دانشجویی در این مسیر رویکرد جدیدی است که صاحبان جراید دانشجویی در همه دانشگاهها می توانند آن را الگو و مبنای رشد و پیشرفت علمی قرار دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">وی همچنین تصریح کرد: این مسئله از طرفی یکی از راههای مانایی و نام آوری نشریات دانشجویی در عرصه های علمی – پژوهشی کشور است.</p>
<p style="text-align: justify;">وی اظهار داشت: این موفقیت ها اولاً حاصل تلاش علمی و اجرایی مدیران مسؤول ساعی، علاقمند و متعهد این نشریات و ثانیاً مرهون راهنمایی، همکاری و پیوند اعضای هیأت علمی دانشگاه با نشریات دانشجویی است. وی در خاتمه از بینش باز و حمایت های رییس دانشگاه و هیأت رییسه واحد علوم و تحقیقات در رشد و تکامل نشریات دانشجویی تشکر و قدردانی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع: <a title="وبگاه معاونت  فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی" href="http://www.vccans.ir/" target="_blank">http://www.vccans.ir/</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=221</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نشریه ها و خبرها</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=156</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=156#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 21:45:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[ ]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=156</guid>
		<description><![CDATA[علی معتمدی*
استاد رضا سیدحسینی، مترجم و پژوهشگر ادبی، در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ به علت عفونت شدید ریه در بیمارستان ایران­مهر به دیار حق شتافت. سیدحسینی از مترجمان به­نام این مملکت بود که آثار به­جامانده از این بزرگوار، خود، گواه تسلط، دقت، و عرق­ریزی ایشان در زمینۀ کاریشان است. در سال ۸۱ از رضا سید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">علی معتمدی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">*</a></p>
<p style="text-align: justify;">استاد رضا سیدحسینی، مترجم و پژوهشگر ادبی، در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ به علت عفونت شدید ریه در بیمارستان ایران­مهر به دیار حق شتافت. سیدحسینی از مترجمان به­نام این مملکت بود که آثار به­جامانده از این بزرگوار، خود، گواه تسلط، دقت، و عرق­ریزی ایشان در زمینۀ کاریشان است. در سال ۸۱ از رضا سید حسینی به عنوان چهرۀ ماندگار تقدیر و تشکر شد. ایشان همچنین دارندۀ نشان شوالیه از پالم آکادمیک فرانسه (سال ۲۰۰۰) بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><span id="more-156"></span></p>
<table style="text-align: justify;" dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="211" valign="top"> <img class="alignnone" title="رضا سید حسینی" src="http://www.pars-pic.com/files/o5u3w24dxdypehwmtcc8.jpg" alt="" width="180" height="225" /></td>
</tr>
<tr>
<td width="211" valign="top">رضا سید   حسینی   </p>
<p>نویسنده،   مترجم، پژوهشگر</p>
<p>متولد ۲۲   مهر ۱۳۰۵، اردبیل</p>
<p>درگذشت ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸</p>
<p>برخی از آثار:</p>
<p>- ضد خاطرات (آندره مالرو، نجفی و   سیدحسینی)</p>
<p>- ترجمۀ مکتب­های ادبی (۲ جلد)</p>
<p>- سرپرست و عضو اصلی تألیف فرهنگ آثار   (شش جلد)</p>
<p>- طاعون (آلبر کامو)</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">از جمله ترجمه­های این بزرگوار می­توان به این موارد اشاره کرد<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn2">[۱]</a>:</p>
<p style="text-align: justify;">- رؤیای عشق از ماکسیم گورکی</p>
<p style="text-align: justify;">- لایم لایت از چارلی چاپلین</p>
<p style="text-align: justify;">- طاعون از آلبر کامو</p>
<p style="text-align: justify;">- آخرین اشعار ناظم حکمت</p>
<p style="text-align: justify;">- امید از آندره مالرو</p>
<p style="text-align: justify;">- در دفاع از روشنفکران از ژان پل سارتر</p>
<p style="text-align: justify;">- آبروباخته از جک لند</p>
<p style="text-align: justify;">فصلنامۀ <em>مترجم</em> در شمارۀ ۴۸ خود به منظور بزرگداشت یاد و خاطرۀ استاد سیدحسینی، نوشته­هایی از دوستان، همکاران و شاگردان آن مرحوم به چاپ رسانده است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">۱۸ آبان­ماه ۱۳۸۸ بود که خبر فوت مهدی سحابی غم دیگری برای جامعۀ ادبی کشور به بار آورد. مهدی سحابی نقاش و مترجم ادبی کشور بود که بر اثر حملۀ قلبی در پاریس از دنیا رفت. ترجمۀ رمان عظیم «در جستجوی زمان از دست­رفته» اثر مارسل پروست بود که نام او را در میان مترجمان ادبی ماندگار کرد. مهدی سحابی در کنار ترجمه کار نقاشی را نیز به­صورت حرفه­ای انجام می­داد. سحابی به سه زبان فرانسه، انگلیسی، و ایتالیایی تسلط کامل داشت و از هر سه زبان آثاری را به خوانندگان فارسی­زبان معرفی کرده است.</p>
<table style="text-align: justify;" dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="211" valign="top"> <img class="alignnone" title="مهدی سحابی" src="http://www.pars-pic.com/files/ruukw8hq7mvyxdj1boyf.jpg" alt="" width="270" height="184" /></td>
</tr>
<tr>
<td width="211" valign="top">مهدی سحابی   </p>
<p>نقاش،   مترجم، مجسمه­ساز، روزنامه­نگار، عکاس، و نویسنده</p>
<p>متولد ۱۵ بهمن   ۱۳۲۳، قزوین</p>
<p>درگذشت ۱۸ آبان ۱۳۸۸</p>
<p>برخی از   آثار:</p>
<p>- در جستجوی   زمان از دست­رفته (مارسل پروست)</p>
<p>- به طرف   خانۀ سوان (مارسل پروست)</p>
<p>- مرگ قسطی (لوی   فردینان سلین)</p>
<p>- مادام بوواری (گوستاو فلوبر)</p>
<p>- دیوید کاپرفیلد (چارلز دیکنز)</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">کارنامۀ ترجمۀ مهدی سحابی بسیار پربار است. در زیر فهرستی از برخی آثار این بزرگوار آورده شده است<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn3">[۲]</a>:</p>
<p style="text-align: justify;">- خوشی­ها و روزها از مارسل پروست</p>
<p style="text-align: justify;">- دستۀ دلقک‌ها از لوی فردینان سلین</p>
<p style="text-align: justify;">- قصر بی­قصر از لوی فردینان سلین</p>
<p style="text-align: justify;">- مرگ آرتمیو کروز ازکارلوس فونتس</p>
<p style="text-align: justify;">- تربیت احساسات از گوستاو فلوبر</p>
<p style="text-align: justify;">- آرزوهای بزرگ از چارلز دیکنز</p>
<p style="text-align: justify;">- همه می­میرند از سیمون دوبوورا</p>
<p style="text-align: justify;">- دور دنیا در هشتاد روز از ژول ورن</p>
<p style="text-align: justify;">- بارون درخت­نشین از ایتالو کالوینو</p>
<p style="text-align: justify;">- جامعه­شناسی هنر از ژان دو وینیو</p>
<p style="text-align: justify;">- سرخ و سیاه از استاندال</p>
<p style="text-align: justify;">- باباگوریو از انوره دو بالزاک</p>
<p style="text-align: justify;">- واتیکان و فاشیسم ایتالیا از جان فرانسیس پالارد</p>
<p style="text-align: justify;">- مکتب دیکتاتورها از اینیاتسیو سیلونه</p>
<p style="text-align: justify;">مهدی سحابی در گفتگویی با فصلنامۀ <em>مترجم</em><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn4">[۳]</a> می­گوید: «من به دلیل علاقۀ شدید به کاری که می­کنم، رضایتی که معمولاً به دلیل وسواس و وجدان کاری از نتیجۀ کارم به دست می­آورم، پاداش کارم را، از خودم، در همان هنگام کار و در زمان انجام و به پایان بردنش گرفته­ام.»</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">در ۸ دی­ماه ۱۳۸۸ یکی دیگر از بزرگان فرهنگی دوران معاصر از دنیا رفت. دکتر خسرو فرشیدورد، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، در تنهایی خود، در <em>سرای سالمندان نیکان</em> به دیار باقی شتافت. استاد فرشیدورد آثار پژوهشی زیادی از خود به یادگار گذاشت که عمدۀ آن­ها مربوط به زبان فارسی بود. در این میان ایشان اهمیت زیادی برای ترجمه قائل بود، که اندیشه­ها و نظرات خود را در مجموعه مقالاتی به رشتۀ تحریر در آورده بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignnone" title="خسرو فرشیدورد" src="http://www.pars-pic.com/files/fa07yckci9wphakgltfl.jpg" alt="" width="199" height="129" /></p>
<p style="text-align: justify;">این مقالات در کتابی با عنوان «پیرامون ترجمه (مجموعه مقالات)» به چاپ رسیده است. از این مقاله­ها، مقاله­ای است با عنوان «تأثیر ترجمه در زبان فارسی» که بند آغازین آن این­چنین آغاز می­شود: «<em>زبان فارسی دارای جنبه‌ها و جلوه‌های متنوع و متعددی است که پژوهش دربارة همۀ آنها برای فرزندان این مرز و بوم وظیفه‌ای است حتمی و لازم. مثلاً پژوهش دربارة زبان­های ایرانی پیش از اسلام، لهجه‌های محلی، زبان دری کهن و آثار متعددی که از آن باقی مانده است و همچنین تحقیق دربارة زبان فارسی معاصر، بر ما فرض است، ولی آنچه بیش از همه مورد نیاز ماست فارسی معاصر است و چون فارسی معاصر و آینده تحت تأثیر ترجمه‌ از زبان­های اروپایی قرار دارد و خواهد داشت، به نظر من مهم‌ترین مسئلۀ زبان فارسی برای ما ترجمه است و سایر مسائل این زبان از قبیل تصحیح متون قدیم و زبان­های پیش از اسلام در درجۀ دوم اهمیت قرار دارد. یکی از معایب کار دانشگاه­ها و معلمان ادبیات این است که به این مسئلۀ حیاتی یعنی فارسی معاصر و ترجمه، توجه لازم را نکرده‌اند و در نتیجه زبان امروز ما تحت تأثیر ترجمه‌های بد و ناقص قرار گرفته است که ده­ها اصطلاح ترجمه‌ای نامناسب حاصل آن است&#8230;</em>»</p>
<p style="text-align: justify;">مایۀ تأسف است که پس از گذشت ده روز از فوت ایشان، همکاران و شاگردان (در دانشگاه تهران)، و در کل، جامعۀ ادبی کشور، از درگذشت آن بزرگ­مرد خبردار می­شود!</p>
<p style="text-align: justify;">روحش شاد.</p>
<p style="text-align: justify;">به گفته­ای، بیش از هشتاد و شش مقاله و شعر و شانزده کتاب از آن بزرگوار در دسترس همگان است. برخی از آثار استاد فرشیدورد از این قرار است:</p>
<p style="text-align: justify;">پیرامون ترجمه (مجموعه مقالات)</p>
<p style="text-align: justify;">وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۷</p>
<p style="text-align: justify;">- عربی در فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">- گفتارهایی دربارۀ دستور زبان فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">- پژوهشی در دستور تاریخی زبان فارسی، فعل و گروه فعلی و تحول آن در زبان فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">- دستور مختصر تاریخی زبان فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">- مسالۀ درست و غلط، نگارش و پژوهش در زبان فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">- تاریخ مختصر زبان فارسی از آغاز تا کنون</p>
<p style="text-align: justify;">- جمله و تحول آن در زبان فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">دستور برای لغت­سازی فرهنگ پیشوندها و پسوندهای فارسی همراه گفتارهایی دربارۀ دستور زبان فارسی</p>
<p style="text-align: justify;"> انتشارات زوار، ۱۳۸۶</p>
<p style="text-align: justify;"><em> </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>دربارۀ ترجمه</em> درگذشت این سه بزرگوار را تسلیت می­گوید.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><strong>همایش تحصیلات تکمیلی پیرامون مسائل فرهنگ و جامعه‌شناسی در ترجمه</strong></p>
<p style="text-align: justify;">گزارش: کتایون دوالو &#8211; مسئول کمیتۀ اجرایی همایش<strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">پنجمین همایش تحصیلات تکمیلی با موضوع فرهنگ و جامعه­شناسی در ترجمه، به صورت دو هم­اندیشی یک­روزه، در روزهای ۲۳ و ۲۴ آذر، در محل دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان­های خارجی دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد. (سالن شهید عضدی و سالن شهید مطهری)</p>
<p style="text-align: justify;"> دبیر این همایش دکتر ملانظر، مدیر گروه مترجمی زبان انگلیسی و رئیس مرکز پژوهش­های ترجمه، و کمیتۀ علمی آن متشکل از آقایان دکتر ملانظر، دکتر تجویدی، دکتر فرح­زاد، دکتر محمودزاده، دکتر منافی، و دکتر صدیقی بود. کمیتۀ اجرایی متشکل از خانم­ها: فاطمه پرهام و سارا نوری، و آقایان: محمدرضا رضاییان، امیر صادقی بابلان، مجیدرضا زحمتکش، و میعاد زارعی بود. آقای صادقی بابلان و آقای زارعی مسئولیت هماهنگی­های جنبی از جمله تهیه عکس و فیلم­برداری را بر عهده داشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">آغازگر سخن در هم­اندیشیِ نخست، کلام وحی بود. سپس دکتر وفایی، رییس دانشکده، جلسه را با سخنرانی افتتاحیه آغاز کرد. دکتر ملانظر دربارۀ ترجمه و جایگاه آن در فرهنگ سخنانی ایراد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">مقالۀ اول با موضوع Domestication or Foreignization? A Question of Hegemony ارائه شد. سه مقاله با عناوین</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">The Effect of Ideology on Meaning,</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">Hybridity in Translation; Reflections on the Mocking Bird; Kill it?</p>
<p style="text-align: justify;">و</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">Retranslation As a Sign of Change of Norms</p>
<p style="text-align: justify;"> در بخش بعدی جلسه صبح ارائه شد. ریاست این جلسه بر عهدۀ دکتر ملانظر بود.</p>
<p style="text-align: justify;">جلسۀ بعد از ظهر، از ساعت یک آغاز گشت. ریاست این جلسه را دکتر فرح­زاد بر عهده داشتند. پنج مقاله با عناوین</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۱٫ The Effect of Socio-Historical Conditions on Text Selections by Female Translators in the 1940s and 1970s </p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۲٫ Gender and Translation of Metaphors</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">3. Domestication or Censorship in Translation of Children&#8217;s Literature</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">4. The Death of the Invisible Translator: A Feministic Approach to Translation</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">5. A Sociocultural Framework towards Comparing the Task of the Translator with the Original Author</p>
<p style="text-align: justify;">ارائه شد. سپس دکتر تجویدی ضمن سخنانی به جمع­بندی مقالات ارائه شده پرداخت. در پایان، دکتر ملانظر دربارۀ اهمیت پژوهش در ترجمه و ارائۀ پژوهش­ها در همایش­های این چنینی سخن گفت.</p>
<p style="text-align: justify;">در جلسۀ صبحِ هم­اندیشیِ دوم شش مقاله ارائه شد. ریاست این جلسه را دکتر تجویدی به عهده داشت. عناوین مقالات ارائه شده از این قرار است:</p>
<p style="text-align: justify;">۱٫ بومی­کردن ادبیات در فارسی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۲٫ Translating Surah Kothar</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">3. The Role of Translation in Adaptation of Ghazal by Post-Modern North American Poets: The Case of Adrienne Rich and Robert Bly , </p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۳٫ An Enquiery into the Translation of Qur`an into European Languages: The Case of Ahl al-Bayt ,</p>
<p style="text-align: justify;">4. بررسی تأثیر فرهنگی ترجمۀ رمان­های فرانسوی در سال­های ۱۳۷۰-۱۳۸۷ خورشیدی بر نگارش رمان­هایی دربارۀ زنان در ایران در دهۀ بیست و سی خورشیدی</p>
<p style="text-align: justify;">۵٫ تأثیر ترجمۀ متون فارسی در شناخت تاریخ و فرهنگ ایرانی در فرانسه (قرن ۱۷ و ۱۸).</p>
<p style="text-align: justify;">ریاست جلسۀ بعد از ظهر را دکتر محمودزاده و دکتر منافی  بر عهده داشتند.  پنج مقاله با عناوین ذیل ارائه شد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۱٫ A Critical Discourse Analysis Approach to Non-Muslim Qur`an Translations</p>
<p style="text-align: justify;">2. هنجارهای جامعه­شناختی مترجمان ایران در تحریف ترجمۀ کلیله و دمنه</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۳٫ Application of Toury`s Target Culture-Oriented Appraoch in the Translated Canon of a Persian Translator: A Case Study of Abdollah Kowsari`s Canon</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">4. Translation and Globalization</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">5. The Effect of polysystem Theory on Cultural Turn in Translation Studies</p>
<p style="text-align: justify;"><img class="aligncenter" title="آقایان محمودزاده، ملانظر، تجویدی، و خانم فرح زاد" src="http://www.pars-pic.com/files/w0o96qhkzcpp5fh8oltc.jpg" alt="" width="312" height="203" /></p>
<p style="text-align: right;">آقایان محمودزاده، ملانظر، تجویدی، و خانم فرح­زاد</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ارائۀ مقالات در ساعت ۴ عصر پایان یافت. سپس جلسۀ بحث گروهی (panel discussion) با حضور دکتر ملانظر، دکتر تجویدی، دکتر فرح­زاد، دکتر محمود زاده، و دکتر صدیقی برگزار شد.</p>
<p style="text-align: justify;">تعداد کل شرکت­کنندگان در این همایش صد و پنجاه نفر بود. البته بدون محاسبۀ بیست نفری که مقالۀ خود را ارائه کردند. در پایان همایش، پیشنهاد شد که از میان بیست مقالۀ شرکت­کننده، تعداد ده مقاله برگزیده و در مجموعه مقالاتی با همین نام، چاپ شود. گزینش مقالات بر عهدۀ هیأت داوران، متشکل است از دکتر ملانظر، دکتر تجویدی، دکتر فرح­زاد، و دکتر محمود زاده خواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شمارۀ ۴۸اُم فصلنامۀ <em>مترجم</em> منتشر شد. </strong></p>
<p style="text-align: justify;">پروندۀ این شمارۀ <em>مترجم</em> دربارۀ پیروز سیار و ترجمۀ بی­بدیل وی از کتاب عهد جدید است. <em>مترجم</em> این شماره را با مقالاتی از مترجمان سرشناس کشور دربارۀ مرحوم استاد سید رضا حسینی شروع می­کند. سپس، بعد از مقالۀ آقای ناصر فکوهی با عنوان «بابل واژگون،» به سراغ پروندۀ ترجمۀ عهد جدید می­رود. نخست با مترجم توانای این اثر، پیروز سیار، گفتگویی می­کند و در ادامه، مقاله­هایی دربارۀ این ترجمه و کار بزرگ آقای سیار، به قلم مترجمان و محققان دیگر، آورده شده است. برخی عناوین دیگر <em>مترجم</em> به این شرح است:</p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignnone" title="مترجم، ش 48" src="http://www.pars-pic.com/files/rwlagaruvp11zdz5qq28.jpg" alt="" width="176" height="251" /></p>
<p style="text-align: justify;">- جایگاه مترجم ادبی در فضای ایران (۲)</p>
<p style="text-align: justify;">- داور واقعی ترجمه کیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">- ما که در پرده ره نمی­دانیم</p>
<p style="text-align: justify;">- تجربۀ یک ترجمه (۵)/ انتخاب دشوار</p>
<p style="text-align: justify;">- گزارشی از ترجمه­های ادبی سال گذشته</p>
<p style="text-align: justify;">- دربارۀ ذبیح­الله منصوری</p>
<p style="text-align: justify;">- گفتگو با آنتونی پیم، نظریه­پرداز و مدرس ترجمه</p>
<p style="text-align: justify;">- بررسی نقش کلامی پاراگراف در نوشتار</p>
<p style="text-align: justify;">- شاعر<strong>ْ</strong> مترجم یا مترجم<strong>ْ</strong> شاعر</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em><br />
</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>مطالعات ترجمه</em></strong><strong> و چهار شمارۀ جدید:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">فصلنامۀ مطالعات ترجمه در نیمۀ دوم سال با تلاش­های خستگی­ناپذیر مدیر مسئولش، دکتر حسین ملانظر، با انتشار ۴ شماره (۲۵ تا ۲۸)، خود را به­روز کرد؛ کاری سخت و البته درخور ستایش. عنوان­های مقاله­های هر شماره به ترتیب زیر است:</p>
<p style="text-align: justify;">شمارۀ ۲۵:<img class="alignnone" title="مطالعات ترجمه، ش 25" src="http://www.pars-pic.com/files/ixtt3v4emxa4uuq7g7az.jpg" alt="" width="187" height="258" /></p>
<p style="text-align: justify;">- بررسی حضور مترجم به­واسطۀ تبدیل­ها در متون روایی ترجمه­شده، با نگاهی به دیدگاه لوون­ـ­زوآرت (قسمت دوم) / ابوالفضل حرّی</p>
<p style="text-align: justify;">- بینش­های نظری دربارۀ جامعه­شناسی ترجمه / محمد فضلی</p>
<p style="text-align: justify;">- رویکرد ترجمه و حضور مترجم در شاهنامۀ فردوسی / علی­محمد پشت­دار</p>
<p style="text-align: justify;">- آموزش ترجمه: بررسی مشکلات و پیشنهادها / هادی عظیمی و رخشنده نبی­زاده</p>
<p style="text-align: justify;">- ترجمه و سیر فرهنگ­سازی آن در ادبیات عرب / مهدی ممتحن</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Translation of Political Texts in the Press / Mahvash Gholami</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Translation Procedure in Children&#8217;s and Adults&#8217; Literature: the Case of Neologisms / Abbas Eslami Rasekh, Nematullah Shomossi</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- English-Persian dubbed cartoons: Strategies applied in dubbing signifying codes / Parina Ghomi</p>
<p style="text-align: justify;">شمارۀ ۲۶:</p>
<p style="text-align: justify;">- بررسی سبک مترجم در متون روایی ترجمه­شده: همگانی­های ترجمه در ترجمۀ فارسی «به سوی فانوس دریایی» وولف / ابوالفضل حرّی</p>
<p style="text-align: justify;">- رویکردی انسان­شناختی به تعامل فرهنگ و ترجمه: کاربردهای آموزشی و پژوهشی برای تربیت مترجم / علی­محمد محمدی</p>
<p style="text-align: justify;">- نقد پسااستعماری بر چگونگی ترجمۀ دیوان حافظ / غلام­رضا ایجاد</p>
<p style="text-align: justify;">- بررسی ضمیر فاعلی پنهان در ترجمه­های فارسی و انگلیسی قرآن کریم / مهرزاد منصوری</p>
<p style="text-align: justify;">- ترجمۀ نقش­های معنایی، منظوری و سبکی علائم نشانه­گذاری در انواع متن / مریم سعیدی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Ideology and Translation: A Case Study / Farzaneh Farahzad and Farah Madani Givi</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Neologism: A Case Study in James Joyce&#8217;s Ulysses and some Plays by Shakespeare / Parvaneh Maazallahie</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Persian Translation of Adjectives in the Impressionist Style of Joseph Conrad: The Case of <em>Heart of Darkness</em> / Shahrzad Pavarsh. Hossein Pirnajmuddin &amp; Helen Ouliaeinia</p>
<p style="text-align: justify;">شمارۀ ۲۷:</p>
<p style="text-align: justify;">- معنای تلویحی گفتاری و نمود آن در ترجمه­های فارسی و انگلیسی قرآن کریم / شهره شاهسوندی و ابراهیم داودی شریف­آباد</p>
<p style="text-align: justify;">- کاربرد پیکره­های یک­بارمصرف در آموزش ترجمه، با نگاهی به وضعیت آموزش ترجمه در ایران / هلیا واعظیان</p>
<p style="text-align: justify;">- رویکردی پژوهشی به ماهیت نقد ترجمه: کاربردهای آموزشی و پژوهشی / علی­محمد محمدی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- A New Strategy for Translating Classical English Poetry: Milton&#8217;s &#8220;Blindness&#8221; Revisited / Narges Javadpour &amp; Ismail Zare-Behtash</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Trends in and Manifestations of Hybridity / Hussein Mollanazar &amp; Fatemeh Parham</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Explicitation and Textuality in Translation / Sasan Baleghizadeh &amp; Ahmad Sharifi</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Translation, Interpretation or Composition: The Art of ’Translation’ / Karim Sadeghi</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Gender and Translation of Metaphors / Farzaneh Farahzad &amp; Farzaneh Faridzadeh</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Identifying Translators Trainees&#8217; Strategies: A Think-Aloud Protocol Analysis / Kamran Shirvani &amp; Saeed Ranjbar</p>
<p style="text-align: justify;">شمارۀ ۲۸:<img class="alignnone" title="مطالعات ترجمه" src="http://www.pars-pic.com/files/6y3v5sg7uspbv5jccxp0.jpg" alt="" width="192" height="263" /></p>
<p style="text-align: justify;">- تحلیل مقابله­ای ضرب­المثل­های انگلیسی و فارسی از نظر معنایی و واژگانی / خلیل قاضی­زاده و آزاده نجفی</p>
<p style="text-align: justify;">- بررسی کاربرد افعال وجهی در ترجمه­های انگلیسی قرآن کریم / مهرزاد منصوری</p>
<p style="text-align: justify;">- نقش اصل همکاری گرایس در دستیابی به تعادل در ترجمه / آسیه سیفی و کامبیز محمودزاده</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Translation of Proper Nouns: The Case of Young Adults&#8217; Novels Translated from English into Persian / Mohammad Reza Anani Sarab &amp; Bahar Eshragh</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Signs of Hybridness in Texts Produced in Diaspora vs. Homeland / Hussein Mollanazar &amp; Fatemeh Parham</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- The Effect of Pre-editing on Output Quality of Padideh Machine Translation System / Sasan Baleghizadeh &amp; Mojtaba Hatef</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">- Challenges of Machine Translation in Persian, Using Three MT Systems / Vahid Reza Mirzaeian</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بهاءالدین خرمشاهی و تألیف کتاب «ترجمه­کاوی»</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><img class="alignnone" title="بهاء الدین خرمشاهی" src="http://www.pars-pic.com/files/1go1v9b8d4rw16pno573.jpg" alt="" width="158" height="238" /></strong></p>
<p style="text-align: justify;">وقتی یکی از بزرگان و پیش­کسوتان ترجمه دست به تألیف کتابی در زمینۀ ترجمه می­زند، آدمی لحظه­شماری می­کند تا این کتاب را تهیه کند و واو به واو آن را بخواند. این اثر نیز، مطمئناً، مانند دیگر آثار استاد خرمشاهی شاهکاری خواهد بود. از زبان خبرگزاری پانا<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">[۱]</a> بخوانید:</p>
<p style="text-align: justify;">بهاءالدین خرمشاهی به خبرنگار فرهنگی و هنری پانا گفت: حدود دو دهه در فکر تألیف کتابی دربارۀ چند و چون و فراز و نشیب ترجمه در ایران بوده­ام و از آنجا که در عصر ترجمه به شکل حرفه­ای کار کرده­ام، علاقه داشتم ریزه­کاری­های مسائل ترجمه را به­نحوی که برای جوان­ترها ارزش آموزشی داشته باشند، بیان کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">خرمشاهی با اشاره به مسائل مهمی که در این کتاب مطرح کرده است، افزود: در این کتاب، ترجمه از دو زبان عربی با هزار سال سابقه مطرح است، بخش نخست این کتاب با عنوان «هزار سال ترجمه» نمونه­هایی از ترجمه­های قرن سوم و چهارم تا امروز، از جمله ترجمه­های بزرگانی مانند عبدالله کوثری، کامرانی فانی، رضا جعفری، نجف دریابندری، علی رامین، سیامک عاقلی و صاحب­نظرانی از این دست را شامل می­شود.</p>
<p style="text-align: justify;">وی اظهار داشت: فصل دیگری از این کتاب دربارۀ فرهنگ­های دوزبانه است؛ البته فرهنگ­های دوزبانه را فرهنگ­های ترجمه­ای هم می­نامند چون به­طور غالب بر مبنای ترجمه و معادل­یابی از روی فرهنگ­های یک­زبانه ساخته می­شوند. در این بخش، همچنین، بسیاری از فرهنگ­های عربی به فارسی و انگلیسی به فارسی را توضیح داده و معرفی کرده­ام و حتی دربارۀ برخی از آن­ها نقد و نظر نوشته­ام.</p>
<p style="text-align: justify;">مؤلف «فرهنگ موضوعی قرآن» تصریح کرد: «واژه­گزینی و معادل­سازی» و «رایج­ترین غلط­های ترجمه­ای امروز» عناوین دو فصل دیگر از این کتاب هستند که «فصل واژه­گزینی و معادل­سازی» فعالیت­های فرهنگستان اول تا فرهنگستان امروز (سوم)، و نیز کوشش فردی مترجمان را که در پایان بسیاری از کتاب­های ترجمه شده واژه­نامۀ یک­سو یا دوسویه می­آورند، در بر می­گیرد.<br />
خرمشاهی گفت: در فصل «رایج­ترین غلط­های ترجمه­های امروز» نیز که چه­بسا خواندنی­ترین فصل کتاب باشد بیش از ۵۰۰ غلط را با بیان مشکل درست آن آورده­ام.</p>
<p style="text-align: justify;">«اصول وسایل ترجمه» عنوان فصل دیگری از این کتاب است که به گفتۀ خرمشاهی اصلی­ترین و بلندترین فصل این کتاب را (بین ۶۰ تا ۷۰ صفحه) به خود اختصاص خواهد داد.<br />
به گفتۀ خرمشاهی، «ترجمه­کاوی» تا پایان سال و یا، در نهایت، تا نمایشگاه کتاب در اردیبهشت سال ۸۹، در بازار کتاب توزیع می­شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سمت منتشر کرد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong><strong>ترجمۀ متون ساده، تألیفِ صمد میرزاسوزنی</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><img class="alignnone" title="ترجمۀ متون ساده" src="http://www.pars-pic.com/files/aiatu3wxrd681u9soyn9.jpg" alt="" width="347" height="243" /></strong></p>
<p style="text-align: justify;">مؤلف کتاب را در ده فصل تدوین کرده که در هر فصل به توضیح و آموزش مفاهیم آن بخش می­پردازد و دست آخر، تمرین­هایی را برای خودآزمایی دانشجو، در آخر فصل، ارائه می­دهد. عنوان فصل­ها به قرار زیر است:</p>
<p style="text-align: justify;">- مراحل ابتدایی ترجمه  /  چندمعنایی در ترجمه /  تفاوت­های فرهنگی در ترجمۀ تعارفات /  ترجمۀ اصطلاحات و ضرب­المثل­ها / حسن تعبیر در ترجمه / نوواژگان و اصطلاحات بدیع / ترجمۀ اسامی خاص / تکنیک­های ترجمه / تبادل واژگانی میان زبان­ها / نقش زبان مادری در ترجمه</p>
<p style="text-align: justify;">میرزاسوزنی در پیش­گفتار کتاب، «هدف عمده از نگارش» این کتاب را چنین عنوان می­کند: «&#8230; فراهم کردن مجموعه­ای&#8230; که در آن ضمن رعایت ویژگیِ رسایی در سبک نگارش، تلفیقی هماهنگ و همگون و در عین حال متنوع و قابل فهم از مسائل مربوط به آموزش زبان، ادبیات و فنون ادبی و نیز مسائل ترجمه به­طور جامع ارائه شود. در واقع، در کتاب حاضر، طرح و بحث مسائل محوری ترجمه علاوه بر آن­که تا حد زیادی با سرفصل­های مصوب دروس ترجمه در مقطع کارشناسی گرایش­های زبان از قبیل اصول و روش ترجمه، نگارش و ترجمه، ترجمۀ ساده، و کاربرد اصطلاحات و تعبیرات در ترجمه تطبیق دارد، در حدی فراتر به طرح مسائل بدیع و جالب توجه در خصوص مشکلات ترجمه در عمل و نیز برخی مسائل بین فرهنگی و فرازبانی در برگردان متون از زبان مبدأ به زبان مقصد پردا</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1">[۱]</a>.<a href=" http://www.pana.ir/" target="_blank"> http://www.pana.ir/</a></p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1">*</a> <a href="mailto:ali.mtmd@gmail.com">ali.mtmd@gmail.com</a> (<a title="وب نوشت زبان و ترجمه" href="http://tarjomeh.blogfa.com/" target="_blank">http://tarjomeh.blogfa.com/</a>)</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref2"></a>.[1]  به نقل از <a title="ویکی پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/صفحهٔ_اصلی" target="_blank">وب­گاه ویکی­پدیای فارسی</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref3"></a>.[۲]  به نقل از <a title="ویکی پدیا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/صفحهٔ_اصلی" target="_blank">وب­گاه ویکی­پدیای فارسی</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref4"></a>.[۳]  مترجم، سال دوم، شمارۀ ۶</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=156</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشنایی با کتاب های رشتۀ ترجمه</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=151</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=151#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 21:29:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=151</guid>
		<description><![CDATA[سید حسین حیدریان*
دانشجوی دکترای مطالعات ترجمه ­ـ­ دانشگاه کاردیف
 
هدف از این نوشتار معرفی اجمالی برخی از منابع درسی رشتۀ ترجمه از منظر آموزشی است. برخی از این کتاب­ها هم­اکنون به­عنوان منبع کارشناسی ارشد رشتۀ مترجمی در ایران معرفی شده­اند و بعضاً توسط مدرسان ترجمه، از جمله نگارنده (با تجربۀ­ ناچیز)، در کلاس­های نظری دانشگاهی در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سید حسین حیدریان<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">*</a></p>
<p style="text-align: justify;">دانشجوی دکترای مطالعات ترجمه ­ـ­ دانشگاه کاردیف</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">هدف از این نوشتار معرفی اجمالی برخی از منابع درسی رشتۀ ترجمه از منظر آموزشی است. برخی از این کتاب­ها هم­اکنون به­عنوان منبع کارشناسی ارشد رشتۀ مترجمی در ایران معرفی شده­اند و بعضاً توسط مدرسان ترجمه، از جمله نگارنده (با تجربۀ­ ناچیز)، در کلاس­های نظری دانشگاهی در ایران به آن­ها پرداخته شده است. در میان آن­ها کتاب­هایی که به جنبه­های آموزشی آن­ها کمتر پرداخته شده نیز، معرفی خواهد شد. فهرست تهیه­شده شامل کتاب­هایی است به زبان انگلیسی که علاوه بر مناسب­بودن برای کلاس­های دانشگاهیِ آموزش ترجمه، از نظر طرح مسائل متنوع ترجمه، در دو جنبۀ نظری و عملی نیز، فراگیرتر هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-151"></span></p>
<p style="text-align: justify;">در بخش بعدی این نوشتار برآنم تا با رویکردی مقایسه­ای به معرفی کتاب­های درسی پیشنهادی در دورۀ کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه در انگلستان بپردازم. این بررسی­ها را صرفاً برای استفاده و به منظور راهنمایی دانشجویان (خصوصاً دانشجویان کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی در ایران) و علاقه­مندان و مدرسان رشتۀ ترجمه مطرح می­کنم و امیدوارم خوانندگان عزیز، ساختار نگارش نگارنده را به عنوان یک یادداشت آموزشی در مجله، و نه یک تحلیل یا نقد علمی، تلقی فرمایند. یقیناً استادان عزیزم با احاطۀ کاملی که به برخی از جنبه­های این بررسی دارند چون گذشته مرا ارشاد خواهند کرد. و چه باعث سربلندی من خواهد بود اگر ایشان یا هر عزیز دیگری، موارد نیاز به تذکر و تصحیح این نوشتار را به نگارنده یادآور شود.<strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>معرفی چند کتاب آموزشی خوب</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در این بخش به معرفی چند کتاب خوب به زبان انگلیسی پرداخته خواهد شد. کتابشناسیِ عمومیِ فارسیِ کتاب­هایِ ترجمه در ایران، مختصراً در شمارۀ پنجم همین نشریه، با تصحیح و مقدمۀ اینجانب و بدون هیچ­گونه دسته­بندی­ای، به چاپ رسیده بود. شاید در اینجا تأکید بر این نکته، که در ابتدای آن کتابشناسی نیز بیان شده بود، خالی از لطف نباشد که هنوز جای خالی کتاب­های خوبِ فارسی با منظری بومی دربارۀ ترجمه احساس می­شود. و اما در میان کتاب­های خوبِ رشتۀ ترجمه به زبان انگلیسی، ابتدا معرفی کتاب­های زیر را به­ترتیب برای دانشجویان، بایسته می­دانم:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="text-align: left;" dir="ltr"><em>A Textbook of Translation</em> / Peter Newmark / 1988</li>
<li style="text-align: left;" dir="ltr"><em>Can Theory Help Translators? A dialogue Between the Ivory Tower and the Wordface</em> / Andrew Chesterman and Emma Wagner / 2002</li>
<li style="text-align: left;" dir="ltr"><em>Introducing Translation Studies; Theories and Applications</em> / Jeremy Munday / 2001</li>
<li style="text-align: left;" dir="ltr"><em>Translation; an Advanced Resource Book</em> / Basil Hatim and Jeremy  Munday / 2004</li>
<li style="text-align: left;" dir="ltr"><em>Multiple Voices in the Translation Classroom: Activities, Tasks and Projects</em><em> / </em>María González Davies / 2004</li>
<li style="text-align: left;" dir="ltr"><em>Contemporary Translation Theories / </em>Edwin Gentzler / 1993</li>
</ul>
<p style="text-align: left;"><em>&#8230;</em></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>درسنامه­ای برای ترجمه</strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><strong>Newmark, Peter </strong><strong>(</strong><strong>1988), <em>A Textbook of Translation, </em>London: Prentice Hall.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">کتابی که هم­اکنون کمی قدیمی به نظر می­رسد، مجموعۀ کوچکی است از بخش­های جامع در مورد مباحث متداول ترجمه که  خیلی از آن­ها امروز هم، بعد از بیش از بیست سال، تازه به نظر می­آیند. کتابی که یقیناً به درد خیلی از کلاس­های درسی مرتبط (از جمله کلاس­های اصول و روش ترجمه در دوره­های کارشناسی مترجمی) می­خورد.</p>
<p style="text-align: justify;">این کتاب، در واقع یکی از دو اثر معروف پروفسور پیتر نیومارک، نظریه­پرداز معروف انگلیسی، به حساب می­آید که با پرداختن به کاربرد علم زبانشناسی در ترجمه، مثال­ها و نمونه­های متعددی از سودمندی نظریه­ها را در کار ترجمه به مخاطب خود می­نمایاند. کتاب اول او با عنوان رهیافت­های ترجمه (Approaches to Translation)، خود، کتاب آموزشی دیگری است که برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ تقسیم­بندی معروف نیومارک را در مورد انواع ترجمه، یعنی ترجمۀ ارتباطی (commutative) و معنایی (semantic)، مطرح کرده بود. او در کتاب درسنامه­ای برای ترجمه با ارائۀ فصل­بندی­های کوتاه و قسمت­بندی­های پرشمار به­طور خلاصه به همه چیز می­پردازد و تقریباً همانند یک کتاب مرجع، هیچ موضوعی را در خصوص کار ترجمه، مشکلات کاری، نگارشی، و عملی در فرایند ترجمه به عنوان یک حرفه از قلم نمی­اندازد.</p>
<p style="text-align: justify;">نیومارک، در مقدمۀ این کتاب به­عنوان زبان حال یک معلم ترجمه چنین آورده است:</p>
<p style="text-align: justify;">من نمی­توانم از شما یک مترجم خوب بسازم؛ نمی­توانم موجب خوب نوشتن شما شوم. تنها کاری که می­توانم بکنم این است که برخی راهنمائی­هایی کلی برای ترجمه کردن را پیشنهاد بدهم. من راهی را برای تجزیه و تحلیل متن به زبان اصلیِ آن به شما پیشنهاد، و نیز رویه­های مختلفی را برای کار کردن با متن، جمله­ها و واحدهای دیگر زبانی، معرفی خواهم کرد. همزمان سعی می­کنم به ارتباط بین معنا، زبان، فرهنگ و ترجمه نیز بپردازم. امیدوارم با ارائۀ مثال­های زیاد، زمینۀ تمرین کافی برای بهتر شدن عملکرد شما به عنوان یک مترجم را فراهم آورم.</p>
<p style="text-align: justify;">برای بیان خلاصۀ­ محتویات کتاب، بهترین راه  توجه به توضیحات جامعی است که در پشت جلد آن آمده است:</p>
<p style="text-align: justify;">بخش اول کتاب به بحث­های کامل و جامعی در خصوص موضوعات و مشکلات در حیطۀ عملِ ترجمه می­پردازد: فرایند ترجمه، تجزیه و تحلیل متن، روش­های ترجمه، متن به عنوان واحد ترجمه، راهکارهای ترجمه، رویکرد فرهنگی به ترجمه،  تجزیه و تحلیل اجزاء معنایی، و ترجمۀ استعارات. همچنین، در این کتاب، فصل­هایی نیز در مورد نقد ترجمه و ترجمۀ فنی و ادبی، به­علاوه، ویرایش و بازبینی، آزمون­ها، و استفاده از کتاب­های مرجع، گنجانده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش دوم کتاب به مثال­هایی روشن از تجزیه و تحلیل متن­های ترجمه شده، ترجمه به همراه توضیحات مترجم، و نیز مثال­هایی از نقد ترجمه می­پردازد&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">در بیشتر کتاب­هایی که در مورد آموزش ترجمه در سال­های بعد از انتشار آثار نیومارک نوشته شده، به این دو کتاب اشاره شده است. از سویی، پژوهشگران زیادی به تقسیم­بندی­های نیومارک اشاره داشته­اند (برای نمونه نگاه کنید به کتاب مقدمه­ای بر مطالعات ترجمه &#8211; Introducing Translation Studies نوشته جِرِمی ماندِی صص ۴۴-۴۶). این اثر به عنوان یک کتاب درسی مهم به زبان­های متعددی ترجمه شده است. خودِ نیومارک در فصل پنجم کتابِ حاضر به بازبینی تقسیم­بندی مهم خود از انواع ترجمه در کتاب قبلی می­پردازد. این کتاب برندۀ جایزۀ مؤسسۀ زبانشناسی کاربردی بریتانیا (BAAL) در ۱۹۸۸ نیز شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیا نظریه به مترجمان کمک می­کند؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><strong>Chesterman Andrew and Emma Wagner (2002), <em>Can Theory Help Translators? A Dialogue between the Ivory Tower and the Wordface</em>, Manchester: St. Jerome Publishing.</strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">آندره چِستِرمَن به عنوان دانشمندی که نظریه­های ترجمۀ او و کتاب­ها و مقاله­های پیچیده­اش گاه دانشجویان را از خود خسته می­کند، در این کتاب با زبانی خودمانی­تر به مناظره با یک مترجم حرفه­ای می­نشیند تا با کمک او ضمن مطرح کردن مباحث گوناگون ترجمه، به سؤال اصلی که عنوان کتاب نیز هست، پاسخ دهد. این کتاب در قالب یک مکالمۀ دوسویه نوشته شده است؛ هرچند که در بخش­های بیشتری از آن چِستِرمَن باید یک­طرفه پاسخ شبهات مطرح شده را بیان کند. او در این اثر نمایندۀ محققان و نویسندگانی است که به تعبیر خانم وَگنر (مترجم مذکور) از بالای برج عاج به مترجمان به عنوان زحمت­کشانی که مانند کارگران معدن در سختی­های عملِ ترجمه تقلا می­کنند، نگاه، و برای آن­ها باید و نباید تعیین می­کند. متن مکالمات این دو، آن­طور که در مقدمۀ کتاب اشاره شده، به­وسیلۀ ارسال رایانامه­های متعدد صورت گرفته، و اواسط کار با هدف تبدیل  به یک کتاب، پیگیری و هدفمند شده است. از لابه­لای مکالمۀ این دو درمی­یابیم که وَگنر برخلاف انتظار، تسلط خوبی به مسائل روز زبانشناسی و مطالعات ترجمه دارد، فقط دیدگاه او در بعضی موارد با چِستِرمَن متفاوت، و نه هرگز در تضادی آشکار، است.</p>
<p style="text-align: justify;">عناوین فصل­های این کتاب نشان می­دهد که آن دو در لابه­لای این مناظره از هیچ­یک از مباحث روز ترجمه غافل نشده­اند و تعمداً به بحث­های مهمی، از جمله حقوق مترجم، نقد ترجمه و حتا مسائل عملی ترجمۀ ماشینی، پرداخته­اند و کارکردهای نظریه را در کمک به مطالعات کاربردی ترجمه بررسی کرده­اند. عنوان­های هفت فصل کتاب، به­جز فصل نتیجه­گیری در آخر (بدون شماره)، با شکلی طنزآمیز نشان­دهندۀ زبان گفتگو است، و این­گونه نظر خواننده را به خود جلب می­کند:</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>آیا نظریۀ ترجمه ربطی با مشکلات مترجمان دارد؟</li>
<li>من کیستم؟ من چه می­کنم؟</li>
<li>من ترجمه می­کنم، پس نیستم.</li>
<li>این همه به چه دردی می­خورد؟</li>
<li>چه­طور به آن نقطه برسم؟</li>
<li>اصلاً ارزشی دارد؟</li>
<li>کمک!</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">که به ترتیب گویای پرداختن به مهم­ترین مسائل روز مطالعات ترجمه به شکل زیر است (به این ارتباط فقط در فهرست آغازین کتاب اشاره شده است):</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>هدف از نظریه ـ نیازهای مترجمان ـ ابزارهای ذهنی</li>
<li>هویت مترجم ـ استعارۀ ترجمه ـ تاریخ ترجمه</li>
<li>پیدایی (visibility) مترجم ـ نویسندگان ـ موقعیت حرفه­ای</li>
<li>دسته­بندی اهداف ترجمه، انواع ترجمه و خوانندگان</li>
<li>راهکارهای ترجمه ـ رفع گره­های ترجمه ـ فاصله گرفتن ـ ایجاد انگیزه در مخاطب</li>
<li>ارزیابی کیفیت ـ معیارهای ارزیابی ـ هنجارهای ترجمه</li>
<li>ابزار ترجمه ـ ترجمۀ ماشینی و حافظۀ ترجمه</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">وَگنر، هرچند به نظریه­های ترجمه با دید مثبتی می­نگرد، ولی با ظرافت خاصی مثال­های زیادی از ناخشنودی مترجمان از نظریه­ها یا موارد ابهامِ سودمندی نظریه را در  عمل مطرح می­کند. مثال آغاز فصل چهارم گویای یک تجربۀ واقعی از یک پروژۀ­ پرهزینۀ تجاری­ـ­تبلیغاتی است که وَگنر به آن اشاره می­کند. در این نمونه، به­خوبی نشان داده می­شود که ترجمۀ سطحی، بدون در نظر گرفتن مخاطب، چگونه یک طرح تبلیغاتی بزرگ را با شکست مواجه کرده است، و وَگنر مایل است راهی را از گذرگاه نظریه برای شناخت مخاطب پیدا کند. این مسئله، سرآغازی برای طرح نظریۀ اسکوپوس (Skopos) و بررسی و تحلیل نظری شناخت مخاطب می­شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در اینجا، به بررسی اجمالی فصل پنجم کتاب که موضوع کاربردی­تری دارد و  ارتباط نزدیک­تری با پرسش مطرح شده در عنوان کتاب دارد، پرداخته می­شود.</p>
<p style="text-align: justify;">چِستِرمَن در این فصل با طرح مباحث مربوط به راهکارهای متنی ترجمه، دسته­بندی­های زبانشناختی سخت خود را دوباره به­تفصیل بیان می­کند. هر چند به نظر می­رسد منظور او در نظرگرفتن بُعد آموزشی این عناوین برای تبدیل مکالمه­اش با وَگنر به یک کتاب کاربردی است، ولی تقسیم­بندی­های پرشاخۀ او  بسیار فشرده، بدون مثال یا با مثال­های اندک، و گاهی به شکلی پیچیده و بدون نتیجه­گیری و ناتمام، پایان می­پذیرد. این دسته­بندی­ها از راهکارهای ترجمه به نقل از کتاب معروفِ سال ۱۹۹۷ او یعنی Memes of Translation مطرح شده است. راهکارهای ترجمه از نظر او به دسته­های اصلی ساختاری، معنایی و منظورشناختی تقسیم می­شوند. اگرچه راهکارهای ساختاری او، بعضاً شبیه و در ادامه تقسیم­بندی­های بی و داربلنه (۱۹۵۸) از مفهوم تبدیل (shift)، فقط با نام تازۀ راهکار، در ده دسته خلاصه می­شود و پایان می­پذیرد، ولی به نظر می­رسد او قادر نیست این دایرۀ تقسیم­بندی­ها را در مورد راهکارهای معنایی و منظورشناختی ببندد. چِستِرمَن برای رهایی از این مشکل، پس از ذکر چند دستۀ مهم، به ذکر بخشی با عنوان کلی «راهکارهای دیگر» (معنایی یا منظورشناختی) بسنده می­کند.</p>
<p style="text-align: justify;">او همچنین در این فصل نظراتش را در یکی از مقالات پیشین خود<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn2">*</a> در خصوص وجود دو راهکار مقدم بر راهکارهای متنیِ ترجمه دوباره مطرح می­کند. راهکارهای غیرمتنی او که شامل راهکار جستجو و راهکار خلاقیت است حرف­های تازه­ای است که شاید توجه به آن­ها در عمل برای دانشجویان ترجمه مفید باشد. از نظر او راهکار جستجو شامل گشتن در منابع مختلف از جمله اینترنت، تماس با افراد آگاه از آن موضوع ترجمه، و&#8230; است. او دیگر راهکار بااهمیت در ترجمه را تحت عنوان خلاقیت، با ابزارهایی از جمله فاصله گرفتن از کار، نوشیدن قهوه و غیره مطرح می­کند، و حتا خوابیدن یا گوش کردن به موسیقی جاز یا موزارت را هم در بین کار ترجمه به عنوان مثال­هایی از این راهکار و روش­هایی برای افزایش خلاقیت در مترجم پیشنهاد می­کند. به نظر نگارنده، نام راهکارهای مترجم به جای راهکارهای ترجمه عنوان مناسب­تری برای این دو مفهوم است. جالب اینکه وگنر نیز، در ادامه، فهرست تازه و طویلی از راهکارهایی را که همکاران مترجمش تحت عنوان راهکارهای فاصله گرفتن (distancing) گردآورده­اند پیش رو می­نهد و بخشی از نظرات چِستِرمَن را تأیید می­کند و بسط می­دهد. وَگنر همچنان به اثربخشی راهکارهای اصلی متنی، که نظریه­پردازان بیشتر به آن­ها توجه دارند، به دیدۀ تردید می­نگرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دربارۀ نویسندگان <br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em><img class="alignnone" title="Newmark" src="http://www.pars-pic.com/files/etuvq9q5v9cm7bg87ij6.jpg" alt="" width="109" height="149" /> </em></strong><strong><em>پیتر نیومارک</em></strong> هم­اکنون در سن بازنشستگی با گروه مطالعات ترجمۀ دانشگاه ساری<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn3">[۱]</a> (Surrey) در انگلستان همکاری می­کند. او که به دلیل نظریات کاربردی و کتاب­های موثرش شهرتی جهانی دارد، خود، مترجم خبره­ای است که سال­ها یکی از اعضای ثابت برگزاری امتحانات معتبرترین مرکز زبان و ترجمه در انگلستان یعنی انستیتوی زبانشناسان رسمی (Chartered Institute of Linguists) بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">کتاب زیر مجموعۀ­ جامعی است که به قلم دوستان و همکارانش به پاس قدردانی از او دربارۀ زندگی و معرفی و نقد آثارش  نوشته شده است:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">Anderman,  G &amp;  M. Rogers (eds) (1999), <em>Word, Text, Translation Liber Amicorum for Peter Newmark</em>, Cleveden: Multilingual Matters</p>
<p style="text-align: justify;">نیومارک متولد کشور چکسلواکی سابق است؛ هر چند تقریباً تمام زندگی پر فراز و نشیب خود را از سن پنج سالگی در انگلستان سپری کرده است. توضیحات کلی و به­روزشده در مورد این نویسنده و دانشمند مطالعات ترجمه از وب­گاه دانشگاه مربوطه به شرح زیر قابل دسترسی است:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a href="http://www.surrey.ac.uk/translation/staff/newmark.htm" target="_blank">http://www.surrey.ac.uk/translation/staff/newmark.htm</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em><img class="alignnone" title="Chesterman" src="http://www.pars-pic.com/files/clj47lrlnc6jgohx30hq.jpg" alt="" width="126" height="127" /> آندره چِستِرمَن</em></strong>،<strong><em> </em></strong>استاد بریتانیایی­تبار دانشگاه هِلسینکی فنلاند، در  آستانۀ شصت سالگی قرار دارد. او به مدت چهار دهه در زمینۀ زبانشناسی و  ترجمه مطالعه کرده است و آثار تأثیرگذاری از  خود به جای گذاشته است. از میان آثار و مقالات متعدد، نام سه کتاب دیگر او در زمینۀ مطالعات ترجمه، علاوه بر آنچه در این­جا معرفی شد، به شرح زیر است (به کتاب اول در نوشتار فوق اشاره شده است):</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۱۹۹۷, <a href="http://www.benjamins.com/cgi-bin/t_bookview.cgi?bookid=BTL%2022"><em>Memes of Translation: The spread of ideas in translation theory</em></a>,<em> </em>Amsterdam and Philadelphia: John Benjamins.<em> </em></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">۲۰۰۲, [with Jenny Williams] <em>The Map. A Beginner’s Guide to Doing Research in Translation Studies</em>. Manchester, St Jerome.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">2008, [Co-edited with Gyde Hansen and Heidrun Gerzymisch-Arbogast] <a href="http://www.benjamins.com/cgi-bin/t_bookview.cgi?bookid=BTL%2080"><em>Efforts and Models in Interpreting and Translation Research: A tribute to Daniel Gile</em></a>, Amsterdam and Philadelphia: John Benjamins.</p>
<p style="text-align: justify;">داستان علاقه­مندی او به زبان و مطالعات ترجمه در وب­گاه دانشگاه هِلسینکی خواندنی است (برای دستیابی به شرح حال این نویسنده می توانید عبارت زیر را در وب­گاه دانشگاه مذکور جستجو کنید):</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">How I got into Translation Studies</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a title="helsinki.fi/university" href="http://www.helsinki.fi/university" target="_blank">http://www.helsinki.fi/university</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em><img class="alignnone" title="Wagner" src="http://www.pars-pic.com/files/v74l5qlk08s8braeg9o0.jpg" alt="" width="92" height="132" />اِما وَگنر</em></strong>،که دارای مدرک دانشگاهی در زمینۀ ترجمۀ کتبی و شفاهی از دانشگاه باث (Bath) انگلستان است، به مدت بیش از سی سال (تا به امروز) به عنوان مترجم، ویراستار و سرپرست واحد ترجمۀ انگلیسی کمیسیون اروپا بوده است و هم اکنون مسئولیت واحد نظارت بر تمام زبانهای اروپایی این کمیسیون را برعهده دارد. برای اطلاع در خصوص این مترجم و نویسنده می­توانید به وب­گاه زیر مراجعه کنید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a href="http://accurapid.com/journal/38prof.htm" target="_blank">http://accurapid.com/journal/38prof.htm</a></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1">*</a> heydarianS@Cardiff.ac.uk</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref2">*</a> Chesterman, A. (2000) &#8216;Teaching strategies for emancipatory translation&#8217;, in C. Schäffner and B. Adab (eds) <em>Developing Translation Competence</em>, Amsterdam and Philadelphia: John Benjamins, pp. 77–۹۰٫</p>
<p style="text-align: justify;"> (عجیب این­که، چِستِرمَن در این کتاب هیچ اشاره­ای به مقالۀ­ مذکور نمی­کند).</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref3"></a>.[۱] تلفظ نام این دانشگاه که نام شهری به همین نام در انگلستان هم هست، شبیه یکی از شهرهای شمالی کشور ماست که گاهی به اشتباه به صورت سری به کسر اول و دوم تلفظ می­شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=151</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فهرست معادل های اصطلاحات مطالعات ترجمه</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=149</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=149#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 21:14:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعات ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=149</guid>
		<description><![CDATA[برگرفته از کتاب «فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه»*

(بخش سوم)





این   اصطلاح را هولمز (۱۹۸۸ج،۱۹۸۸د) بر اساس مفهوم فرازبان بارت (۱۹۶۴) برساخته است.
فرا شعر
Metapoem
 
۲۲۲


این اصطلاح   را پوپوویچ (۱۹۷۶،۱۹۷۶) برای توصیف متنی به کار برده است که هنگام خلق شدن، متنی   دیگر با پیش متنی (PROTOTEXT) را نقطۀ آغاز یا   [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>برگرفته از کتاب «فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه»<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">*<img class="alignleft" title="فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه" src="http://www.pars-pic.com/files/3fhirktz9fegj9nvwuo2.jpg" alt="" width="165" height="222" /><br />
</a></p>
<p><strong>(بخش سوم)</strong></p>
<p><strong><span id="more-149"></span><br />
</strong></p>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" width="485">
<tbody>
<tr>
<td width="261" valign="top">این   اصطلاح را هولمز (۱۹۸۸ج،۱۹۸۸د) بر اساس مفهوم فرازبان بارت (۱۹۶۴) برساخته است.</td>
<td width="93" valign="top">فرا شعر</td>
<td width="96" valign="top">Metapoem</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را پوپوویچ (۱۹۷۶،۱۹۷۶) برای توصیف متنی به کار برده است که هنگام خلق شدن، متنی   دیگر با پیش متنی (PROTOTEXT) را نقطۀ آغاز یا   الگوی خویش قرار می­دهد.</td>
<td width="93" valign="top">فرا متن</td>
<td width="96" valign="top">Metatext</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">یکی از هفت   راهبرد ترجمۀ شعر در طبقه­بندی لفور (۱۹۷۵)</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ وزن­دار</td>
<td width="96" valign="top"> TranslationMetrical</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">درتقسیم­بندی   هولمز (۱۹۸۸د) یکی از چهار راهبردی است که در ترجمۀ صورت­های منظوم به کار می­رود   و صورت متن اصلی را در متن مقصد حفظ می­کند.</td>
<td width="93" valign="top">صورت تقلیدی</td>
<td width="96" valign="top">Mimetic Form</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این   اصطلاح را لوی (۱۹۶۷) درخلال بحثی دربارۀ    &#8220;بعد کاربردی&#8221;   ترجمه   به کار برده است.</td>
<td width="93" valign="top">اصل کمینه بیشینه </td>
<td width="96" valign="top">Minimax Principle</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">در مدلی که   فن لوون-زوآرت (۱۹۹۰،۱۹۸۹) برای مقایسۀ اثر ادبی با ترجمۀ آن ارائه کرده، تعدیل   یکی از سه نوع تبدیلی است که ممکن است طی فرایند ترجمه، در بن­های ترجمۀ زبان   مبدأ و زبان مقصد به وقوع بپیوندد.</td>
<td width="93" valign="top">تعدیل</td>
<td width="96" valign="top">Modification</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۷</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top"> </p>
<p>این اصطلاح   را وینی و داربلنه (۱۹۵۸،۱۹۵۸،۱۹۹۵) برای یکی ازهفت شیوۀ ترجمه­ای خویش به کار برده   اند.</td>
<td width="93" valign="top">مدولاسیون</td>
<td width="96" valign="top">Modulation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">بنا به   تعریف بیکر (۱۹۹۵)&#8221;مجموعه­ای ازدو یا چند پیکرۀ یک زبانه در زبان­های مختلف   است که براساس ملاک­های مشابهی طراحی و گردآوری شده اند&#8221;.</td>
<td width="93" valign="top">پیکره­های چندزبانه</td>
<td width="96" valign="top">Multilingual Corpora</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۲۹</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">اصطلاحی از   رایسبرای یک نوع فرعی متن که مکمل انواع اصلی متن دررده­شناسی اوست.</td>
<td width="93" valign="top">متون چند   رسانه ای  پیشتر متون شنیداری ـ رسانه­ای</td>
<td width="96" valign="top">Multi-medial Text</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۰</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را وژلن چنین تعریف کرده است:&#8221;مجموعه رویه­هایی برای نمایش صریح مراحل کار   هنگام بازگو کردن گفته­ای از یک زبان در زبان دیگر&#8221;</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ چندمرحله­ای</td>
<td width="96" valign="top">Multi-Stage Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۱</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این   اصطلاح را فن لوون –زوارت (۱۹۹۰،۱۹۸۹) برای اشاره به سومین   مقولۀ تبدیل که ممکن است دربن­های ترجمۀ متن مبدأ و متن مقصد روی دهد، به کار   برده است.</td>
<td width="93" valign="top">جهش</td>
<td width="96" valign="top">Mutation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">بیانیه­ای   است که یونسکو در۲۲ نوامبر سال ۱۹۷۶ تصویب کرد وعنوان کامل آن &#8220;توصیه­نامۀ   حمایت قانونی از مترجمان و ترجمه­ها و شیوه­های کارآمد بهبود بخشیدن به وضعیت   مترجمان&#8221; است.</td>
<td width="93" valign="top">بیانیۀ نایروبی (توصیه­نامۀ نایروبی)</td>
<td width="96" valign="top">Nairobi Declaration</td>
<td width="34" valign="top">233</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">اصطلاحی   برای اشاره به میزان وضوح و روانی ترجمه در زبان مقصد.</td>
<td width="93" valign="top">طبیعی بودن</td>
<td width="96" valign="top">Naturalness</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">بنا به   تعریف پوپوویچ، یک راه حل ترجمه­ای نادرست (یا ترجمۀ غلط) است که در نتیجۀ   برداشت غلط مترجم به وجود می آید.</td>
<td width="93" valign="top">تبدیل منفی</td>
<td width="96" valign="top">Negative Shift</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">گروهی از   ترجمه­پژوهان اسلوواک که ابتدا در دانشکدۀ علوم تربیتی نیترا در چکسلواکی سابق   مستقر بوده اند.</td>
<td width="93" valign="top">مکتب نیترا</td>
<td width="96" valign="top">Nitra School</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">طبق نظر   توری (۱۹۹۵) راهکاری است که در تعبیر توصیفی ترجمه کاربرد دارد.</td>
<td width="93" valign="top">اصل &#8220;عدم باقیمانده&#8221;</td>
<td width="96" valign="top">&#8220;No leftover&#8221;   Principle</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۷</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">اصطلاحی که   در مباحث مربوط به پدیده­های ترجمه­ای فراوان با آن مواجه می شویم.</td>
<td width="93" valign="top">هنجارها</td>
<td width="96" valign="top">Norms</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این  اصطلاح را نایدا (۱۹۶۷) برای توصیف آن دسته   از مشخصه­های زبان مقصد به کار برده است که مترجم ناگزیر باید هنگام ترجمه از   زبانی  دیگر از آنها استفاده کنند.</td>
<td width="93" valign="top">معادل­های اجباری</td>
<td width="96" valign="top">Obligatory Equivalents</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۳۹</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">طبق   نظر وینی و داربلنه، این  اصطلاح به   انواعی از رویه­های ترجمه­ای اطلاق می­شود که با استفاده از آنها می­توان به   موقعیت­هایی پرداخت که به دلیل وجود تفاوت­های ساختاری یا مفهومی بین متن­های   مبدا و مقصد، نمی­توان بعضی از تاثیرات سبکی را بدون بر هم زدن آرایش نحوی یا   واژگانی متن به نحوی قابل قبول برگرداند.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ ناموازی</td>
<td width="96" valign="top">Oblique Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۰</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را پیم (۱۹۹۲ ب) برای توصیف خواننده (یا شنونده) ای به کار برده است که می­تواند   پیام متن را بفهمد، هر چند که این پیام صریحاً وی را مخاطب خود قرار نداده است.</td>
<td width="93" valign="top">گیرندۀ مشاهده­گر</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Observational Receiver</td>
<td width="34" valign="top">241</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">مدلی است   که بتگیت (۱۹۸۱-۱۹۸۰) برای فرایند ترجمه ارائه کرده است.</td>
<td width="93" valign="top">مدل عملیاتی</td>
<td width="96" valign="top">Operational Model</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این  اصطلاح را توری (۱۹۸۰-۱۹۹۵) برای اشاره به آن   دسته از هنجارهای ترجمه­ای به کار برده است که ناظر بر تصمیم­های اتخاذ شده در   حین فرایند ترجمه هستند.</td>
<td width="93" valign="top">هنجارهای عملیاتی))</td>
<td width="96" valign="top">Operational Norms</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این  اصطلاح در تقسیم­بندی رایس (۱۹۸۹/۱۹۷۷ ) به   یکی از سه نوع اصلی متن که هم راهنمای مترجم هستند و هم در فرایند نقد ترجمه به   کار می­آیند اشاره دارد.</td>
<td width="93" valign="top">متون   ترغیبی (پیشتر متون جاذبه ـ محور)</td>
<td width="96" valign="top">Operational Text (formerly   Appeal-Focused Text)</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">طبق نظر   نایدا (۱۹۶۴) ویژگی­هایی از زبان است که مترجم می­تواند آن­ها را هنگام   برگرداندن متن مبدأ به زبان مقصد، انتخاب کند .</td>
<td width="93" valign="top">معادل­های اختیاری</td>
<td width="96" valign="top">Optional Equivalents</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این  اصطلاح را هروی و هیگنز (۱۹۹۲) برای توصیف   نوعی تعادل تقریبی معنایی به کار برده­اند    که در ترجمۀ یک واژه یا گروه، با اضافه کردن جزئی به متن مبدأ و در عین   حال حذف جزء دیگری از آن، ترجمۀ تعمیمی و ترجمۀ تخصیصی را با یکدیگر تلفیق می­کند   .</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ همپوش (ترجمۀ نسبتاً همپوش)</td>
<td width="96" valign="top">Overlapping Translation   (Partially- Overlapping Translation)</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این  اصطلاح    را هاوس (۱۹۷۷) برای اشاره به یکی از دو شیوۀ متفاوت خویش در ترجمه به کار   برده است.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ   آشکار</td>
<td width="96" valign="top">Overt Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۷</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این  اصطلاح را وینی و دارولنه (۱۹۵۸،۱۹۵۸/۱۹۹۵) برای   توصیف موقعیتی به کار بردند که در آن از دو واحد ترجمه برای برگرداندن فقط یک   واحد ترجمه استفاده می­شود.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ افزایی</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Over translation or  Over-Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۴۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">پوپوویچ   این اصطلاح را چنین تعریف کرده است: &#8220;تعادل عناصر محور بیانی جانشینی در   سطح سبک به منزلۀ نظام عناصر بیانی&#8221;</td>
<td width="93" valign="top">تعادل جانشینی</td>
<td width="96" valign="top">Paradigmatic   Equivalence</td>
<td width="34" valign="top">249</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">طبق نظر   بیکر، نوعی پیکره است که &#8220;متن­های اصلی زبان مبدأ در زبان الف و نسخۀ ترجمه­شدۀ   آن­ها در زبان ب را شامل می­شود&#8221;.</td>
<td width="93" valign="top">پیکره­های موازی (پیکره­های دوزبانه)</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Parallel Corpora or Bilingual   Corpora</td>
<td width="34" valign="top">250</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top"> </p>
<p>این رویۀ   ترجمه­ای را کاساگرانده (۱۹۵۴) مطرح کرده است. ترجمۀ موازی در واقع نوعی ترجمۀ   معکوس است که در آن، متن مبدأ همزمان به چند زبان مختلف ترجمه می­شود.</td>
<td width="93" valign="top"> </p>
<p>ترجمۀ   موازی</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Parallel Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۵۱</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">یکی از سه   شیوۀ ترجمه که درایدن (۱۶۸۰/۱۹۸۹) در قرن هفدهم تشریح کرده است. ترجمه­ای که با   آزادی عمل انجام می­شود و در آن مترجم همواره نویسنده را مد نظر دارد تا هرگز   محو نشود، اما آن­قدر که به مفهوم مورد نظر نویسنده وفادار است از واژه­های او   متابعت نمی کند.</td>
<td width="93" valign="top">دگرگویی</td>
<td width="96" valign="top">Paraphrase </td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۵۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">در تقسیم­بندی   هولمز (۱۹۸۸) یکی از دو شاخۀ مطالعات نظری ترجمه است.</td>
<td width="93" valign="top">نظریه­های   محدود ترجمه</td>
<td width="96" valign="top">Partial   Theories of Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۵۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را کتفورد (۱۹۶۵) برای اشاره به نوعی ترجمه به کار برده است که در آن،بخش هایی   از متن (معمولا&#8221; عناصر واژگانی)&#8221;ترجمه نشده باقی می مانند.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ نسبی</td>
<td width="96" valign="top">Partial   Translation</td>
<td width="34" valign="top">254</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">در طبقه­بندی   پیم (۱۹۹۲) یکی از سه نوع گیرندۀ متن است. گیرندۀ مشارکتی چنان­که از نامش بر می­آید،   خوننده (یا شنونده) ای است که متن آشکارا او را مخاطب قرار می­دهد.</td>
<td width="93" valign="top">گیرندۀ   مشارکتی</td>
<td width="96" valign="top">Participative Receiver</td>
<td width="34" valign="top">255</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">بنا بر   تعریف هروی و هیگینز (۱۹۹۲) در این نوع ترجمه یک لفظ متن مبدأ با استفاده از یک   واژۀ معناشمول در زبان مقصد (یا واژه­ای با معنای خاص­تر) به این زبان ترجمه می­شود.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ   تخصیصی</td>
<td width="96" valign="top">Particulaizing   Translation or particularization</td>
<td width="34" valign="top">256</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را لفور (۱۹۹۲، ۱۹۸۵) در خلال بحث راجع به عواملی که می­توانند بر نظام ادبی و   متن­های تشکیل­دهندۀ آن تاثیر بگذارند، مطرح کرده است.</td>
<td width="93" valign="top">حمایت</td>
<td width="96" valign="top">patronage</td>
<td width="34" valign="top">257</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را توری (۱۹۸۰) مطرح کرده است. این اصطلاح به معنای دقیق کلمه، به نمونه های   ارتباط بینازبانی، یا به عبارت دقیق تر، به نوعی از ارتباط بینا زبانی –   که ترجمه نام دارد- اشاره می کند.</td>
<td width="93" valign="top"> کنش</td>
<td width="96" valign="top">Performance</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۵۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">یکی از هفت   راهبرد ترجمۀ متون شعری است که لفور (۱۹۷۵) با توجه به ترجمه­های انگلیسی شعر   شصت و چهار کاتولوس مطرح کرده است.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ واجی (ترجمۀ هم­آوا)</td>
<td width="96" valign="top">Phonemic   Translation or ioHophionic Translation</td>
<td width="34" valign="top">259</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top"> </p>
<p>این اصطلاح   را کتفورد برای اشاره به نوعی ترجمۀ محدود به کار برده است که در آن &#8220;عناصر   واجی متن زبان مبدأ جای خود را به عناصر واجی معادل در زبان مقصد می­دهند، اما   عناصر دستوری و واژگانی بدون تغییر باقی    می­ماند.</td>
<td width="93" valign="top"> </p>
<p>ترجمۀ واج­شناختی</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Phonological Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۰</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">زبانی که   هرگاه به دلایلی امکان انتقال مستقیم متن مبدأ به زبان مقصد وجود نداشته باشد،   بین زبان مبدأ و زبان مقصد به عنوان میانجی عمل می­کند.</td>
<td width="93" valign="top">زبان محوری</td>
<td width="96" valign="top">Pivot Language</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۱</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">یکی از هفت   راهبرد ترجمۀ شعر در طبقه­بندی لفور است. تفاوت راهبرد شعر به نثر با ترجمۀ تحت­الفظی   در این است که مترجم با استفاده از این راهبرد می­کوشد برخی از ویژگی­های شعری   متن اصلی را به متن مقصد انتقال دهد.</td>
<td width="93" valign="top">شعر به نثر</td>
<td width="96" valign="top">Poetry into Prose</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">بنا بر   تعریف پوپوویچ (۱۹۷۶) ترجمه­ای است که در آن، مترجم به عمد طرز کار خویش را   &#8220;در خلاف جهت طرز کار مترجمی دیگر که مبین درکی متفاوت یا مخالف دربارۀ   ترجمه است&#8221; قرار می دهد.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ جدلی</td>
<td width="96" valign="top">Polemical Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top"> </p>
<p>این نظریه   را اون زهر (۱۹۷۸ الف، ۱۹۷۸ ب، ۱۹۹۰) برای تشریح رفتار و تکامل نظام­های ادبی   مطرح کرده است.</td>
<td width="93" valign="top"> </p>
<p>نظریۀ نظام   چندگانه</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Polysystem Theory</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top"> </p>
<p>این   اصطلاح در ترجمۀ ماشینی کاربرد دارد و بنا بر تعریف سیگر عبارتست از &#8220;تنظیم   و بازنگری برون­داد سیستم­های ترجمۀ ماشینی به منظور حذف خطاهایی که مانع از درک   آن می­شوند یا با هدف شبیه کردن آن به متن زبان طبیعی&#8221;.</td>
<td width="93" valign="top"> </p>
<p>پس­ویرایش</td>
<td width="96" valign="top"> </p>
<p>Post-editing</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">۱-این اصطلاح به ترجمه­ای اشاره دارد که در   آن نه تنها به معنای مصداقی، بلکه &#8220;به شیوۀ کاربرد گفته­ها در موقعیت­های   ارتباطی و برداشت ما از آن­ها در هر بافت نیز&#8221; توجه می شود.۲- در این نوع   ترجمه هدف اصلی این است که &#8220;پیام تا حد امکان کارآمد و دقیق ترجمه   شود&#8221;</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ   منظورشناختی (رویکرد منظورشناختی)</td>
<td width="96" valign="top">Pragmatic Translation or   Pragmatic Approach</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">فرایند   آماده­سازی متن مبدأ برای ترجمه با استفاده از سیستم­های ترجمۀ ماشینی.</td>
<td width="93" valign="top">پیش­ویرایش</td>
<td width="96" valign="top">Pre-editing</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۷</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">طبق نظر   توری (۱۹۹۵،۱۹۸۰) یکی از چند نوع متفاوت هنجار است که مانند دیگر انواع هنجار بر   فرایند ترجمه تأثیر می­گذارد.</td>
<td width="93" valign="top">هنجارهای مقدماتی</td>
<td width="96" valign="top">Preliminary Norms</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۶۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">اصطلاحی   است از توری برای اشاره به آن دسته از رویکردهای ترجمه ای که نگرش هنجاری دارند،   یا به عبارت دیگر ضوابطی را بر شیوۀ ترجمه در هر فرهنگ تحمیل   می­کنند.</td>
<td width="93" valign="top">مطالعات تجویزی ترجمه</td>
<td width="96" valign="top">Prescriptive Translation   Studies</td>
<td width="34" valign="top">269</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">متن مقصد   را زمانی ترجمۀ اولیه تلقی می­کنند که هدف، &#8220;ایجاد ارتباط بین فرستندۀ زبان   مبدأ و گیرندۀ زبان مقصد باشد&#8221;.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ اولیه</td>
<td width="96" valign="top">Primary Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۰</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">نظریه­های   محدود-به-مشکل خاص ترجمه به مشکلات خاص مربوط به ترجمه، مانند مشکلات مربوط به   ماهیت تعادل ترجمه­ای یا ترجمۀ استعاره­ها یا اسامی خاص می­پردازند.</td>
<td width="93" valign="top">نظریه­های محدود-به-مشکل خاص ترجمه</td>
<td width="96" valign="top">Problem-Restricted Theories of   Translation</td>
<td width="34" valign="top">271</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">در طبقه­بندی   هولمز (۱۹۸۸) یکی از سه نوع مطالعات توصیفی ترجمه است.</td>
<td width="93" valign="top">مطالعات فرایند ـ   مدار ترجمه (مطالعات توصیفی فرایند ـ مدار ترجمه)</td>
<td width="96" valign="top">Process-oriented Translation   Studies or (Process-oriented Descriptive Translation Studies)</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">در طبقه­بندی   هولمز (۱۹۹۸) یکی از سه نوع مطالعات توصیفی ترجمه است.</td>
<td width="93" valign="top">مطالعات فرآورده   ـ مدار ترجمه (مطالعات توصیفی فرآورده ـ مدار ترجمه)</td>
<td width="96" valign="top">Product-oriented Translation   Studies or (Product-oriented Descriptive Translation Studies)</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">بنا به   تعریف چسترمن (۱۹۹۳) یکی از دو نوع هنجار ترجمه­ای است.</td>
<td width="93" valign="top">هنجارهای حرفه­ای</td>
<td width="96" valign="top">Professional Norms</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را پستگیت برای توصیف ترجمه­ای به کار برده است که &#8220;در وهلۀ نخست به   خواننده توجه می­کند&#8221;.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ آینده­نگر</td>
<td width="96" valign="top">Prospective Translation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   را رایس و ورمیر (۱۹۸۴) در مبحث نظریه اسکوپوس به کار برده­اند.</td>
<td width="93" valign="top">اعتراض</td>
<td width="96" valign="top">Protest</td>
<td width="34" valign="top">276</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">این اصطلاح   در نظریه فرا ارتباط پوپوویچ چنین تعریف شده است: متنی &#8220;که اسباب پیوستگی   بینا متنی است&#8221;</td>
<td width="93" valign="top">پیش­متن</td>
<td width="96" valign="top">Prototext</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۷</td>
</tr>
<tr>
<td width="261" valign="top">اصطلاحی   است برای اشاره به &#8220;متن­های مقصدی که در فرهنگ مقصد ترجمه تلقی  می­شوند، اما در واقع متن مبدأیی ندارند. بنا بر   این، مفهوم ترجمۀ کاذب بر نوعی جعل ادبی دلالت دارد که در آن، نویسنده می­کوشد   یک متن اصلی را در لباس ترجمه ارائه دهد.</td>
<td width="93" valign="top">ترجمۀ کاذب</td>
<td width="96" valign="top">Pseudotranslation</td>
<td width="34" valign="top"> </p>
<p>۲۷۸</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p> </p>
<hr size="1" /><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1"> </a>*  فرح­زاد،  فرزانه ، غلامرضا تجویدی و مزدک بلوری. <em>فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه</em>. شاتلورت و کاوی. تهران: یلدا قلم. ۱۳۸۵٫ ]در این فهرست، معادل­های پیشنهادی در کتاب مذکور عیناَ نقل شده و اولین جملة به کار رفته در شرح واژه نیز جهت توجه بیشتر خوانندگان آمده است. [</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=149</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترجمه؛ کاری دشوارتر از نویسندگی یا سرودن شعر است</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=147</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=147#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 21:02:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=147</guid>
		<description><![CDATA[گفتگو با دکتر فریده مهدوی دامغانی[۱] 

جام جم آنلاین: دکتر فریده مهدوی دامغانی را باید به­حق یکی از پرکارترین مترجمان حال حاضر دانست، آن هم مترجم آثاری که نه تنها خود آثاری بزرگ و جاودانه بوده­اند بلکه دارای خالقانی بزرگ چون دانته آلیگیری بوده­اند.
پرکاری، تعهد، تخصص و ده­ها ویژگی منحصر به فرد در خانم دکتر فریده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">گفتگو با دکتر فریده مهدوی دامغانی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1"><strong><strong>[۱]</strong></strong></a><strong> <img class="alignleft" title="فریده مهدوی دامغانی" src="http://www.pars-pic.com/files/2upt85g7aynujv17v86v.jpg" alt="" width="77" height="105" /><br />
</strong><strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><em>جام جم آنلاین: دکتر فریده مهدوی دامغانی را باید به­حق یکی از پرکارترین مترجمان حال حاضر دانست، آن هم مترجم آثاری که نه تنها خود آثاری بزرگ و جاودانه بوده­اند بلکه دارای خالقانی بزرگ چون دانته آلیگیری بوده­اند.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>پرکاری، تعهد، تخصص و ده­ها ویژگی منحصر به فرد در خانم دکتر فریده مهدوی دامغانی سبب شد تا او  در روز دوم مردادماه سال ۸۵ مصادف با ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۶، در شهر راونا واقع در ایالت امیلیارمانیا و با حضور جمعی از مسئولان سیاسی و فرهنگی ایتالیا، از دست استاندار این ایالت به نمایندگی از ریاست جمهوری ایتالیا، نشان کمن داتره را، که بالاترین نشان لیاقت در این کشور است دریافت کند. </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>نمایندۀ رئیس جمهوری ایتالیا در این آیین با تاکید بر این نکته که نشان لیاقت کمن داتره برای نخستین بار به یک فرد غیرایتالیایی اعطا می­شود، گفت: فریده مهدوی دامغانی، نخستین بانوی ایرانی و مسلمان است که این نشان را از آن خود ساخته است. </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>فریده مهدوی، در ۲۸ تیرماه‌سال‌۱۳۴۲ در تهران‌ به‌ دنیا آمد. وی‌ درخانواده‌ای‌ تحصیل­کرده‌ رشد نمود تا جایی‌ که‌ پدرش‌ استاد دانشگاه‌ «هاروارد» آمریکا است‌. دکتر مهدوی‌ دکترای‌ ادبیات‌ اروپا است‌ وتخصص‌ ویژه‌ای‌ در ادبیات‌ قرون‌ وسطی‌ دارد. وی‌ به‌ زبان­های‌ فرانسه‌، انگلیسی‌، ایتالیایی‌، اسپانیولی‌، لاتین‌ و حدود ۷۰ درصد پرتغالی‌ مسلط است‌. همچنین‌ به‌ عنوان‌ یک‌ مترجم‌ فعال‌ در دنیای‌ کتاب‌،سخنرانی­های‌ زیادی‌ در فرانسه‌، ایتالیا و برزیل‌انجام‌ داده‌ است‌. دکتر مهدوی‌ ، بارها و بارها به­خاطر ترجمه­های شیرین و مقتدرش جوایز گوناگونی را از آن خود کرده است. </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>هنوز از افتخار­آفرینی مترجم نام­آور ایرانی که توانست بالاترین نشان لیاقت ایتالیا را از سوی رئیس جمهوری این کشور دریافت کند یک ماه نمی گذرد.  با او گفتگویی کرده­ایم که از نظرتان می­گذرد.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em><span id="more-147"></span></em></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>خانم فریده مهدوی چه کار کرده است که برای نخستین بار در ایتالیا بالاترین نشان لیاقت به یک غیرایتالیایی تعلق گرفته است؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در طول این شش سال اخیر، بیش از بیست جلد از مهم‌ترین آثار منظوم و منثور ادبیات کلاسیک و معاصر ایتالیا را به زبان فارسی ترجمه کرده‌ام. همین طور به­خاطر ترجمۀ چهار اثر از مهم‌ترین آثار دانته از جمله کمدی الهی و سه کتاب دیگر او&#8221; زندگانی نو&#8221;، &#8220;میهمانی&#8221; و &#8220;پیرامون سلطنت&#8221; که هرگز تاکنون در کشورهای خاورمیانه و یا حتی در کشورهای آسیایی ترجمه نشده بود و این کار را ایرانیان، برای نخستین بار به انجام رساندند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>چرا خانم مهدوی مترجم شد؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">چون دوست می داشت نویسنده یا شاعر شود، لذا به اشتباه پنداشت که کار ترجمه آسان‌تر از آن دو کار پیشین است. حال آن که کار ترجمه، از بسیاری جهات، بسیار دشوارتر از نویسندگی یا سرودن شعر است؛ زیرا مترجم ناگزیر است بنا به وظیفه اخلاقی‌ای که دارد، دقیقا بنا به خط سیر نویسنده یا شاعری که اثر وی را در دست ترجمه دارد و با همان سبک و استیل و گزینش واژگان و لحن و حال و هوای مورد نظر صاحب اثر، پیش برود، از این رو، ناگزیر است که ماهیت «من» خود را در راهروی ورودی سرای اندیشه، بر جای گذارد، و به درون روح و جان آن نویسنده یا شاعر جلوه کند. او وظیفه دارد نمایندۀ اخلاقی و معنوی صاحب اثر باشد. از این روست که معتقدم‌ ترجمه، سخت‌تر از نویسندگی است. زیرا در هنگام تالیف، شما خود، صاحب اثر خود و صاحب قلم و اندیشه و روح و جانی هستید که دوست دارید بر روی کاغذ بدمید&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اگر ترجمه را در یک عبارت ساده این طور تعریف کنیم که برگرداندن متن یا سخنی از زبان مبدا به زبان مقصد است،‌ مترجم خوب باید چه ویژگی­هایی داشته باشد؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">مترجم باید یک ساحر شعبده‌باز، و نیز یک آفتاب­پرست بی‌صدا و مظلوم باشد. این را قبلا نیز در مجلۀ وزین «مترجم» شرح داده بودم. مترجم باید به نظر این کمترین سراپا خضوع و خشوع و خاکساری باشد تا بتواند اثری موفق و پایدار بیافریند. اعمال نظر مترجمی در نوشته‌هایی که به او تعلق ندارد، بدترین جنایت و پلیدترین خیانت به صاحب واقعی اثر است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کدام آثار برجسته از مؤلفین مطرح دنیا برای اولین بار توسط شما به جامعه معرفی شدند؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">نخست و پیش از همه، &#8220;کمدی الهی&#8221; دانته، شاعر شاعران! البته ترجمه کمدی الهی متعلق به چهل سال پیش، هیچ چیز از کمدی الهی دانته و آن چه را ایتالیایی­ها از آن در اندیشه دارند در بر ندارد. من بارها به کارمندان محترم آن انتشارات محترمی که کمدی الهی شفا را هنوز هم چاپ می‌کنند، خاضعانه عرض کرده‌ام که ارائه متنی غلط به خوانندگان ایرانی، گناهی شرعی و اخلاقی به همراه دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">چون در لابه‌لای صفحات آن کمدی الهی، انواع و اقسام اشتباهات در ترجمه وجود دارد، و متاسفانه اشتباهاتی است که خواننده محترم فارسی­زبان، قادر به تشخیص آنها نیست، ولی یک دانته‌شناس، با حالتی وحشت‌زده، آنها را مشاهده می‌کند. به همین خاطر است که وقتی این کمترین کمدی الهی دانته را در ۲۶۴۰ صفحه ترجمه کرد، و از ده متن گوناگون کمک گرفت، تا این اندازه مورد تشویق دانته‌شناسان و اندیشمندان ایتالیایی قرار گرفت، و تا این اندازه، برنده انواع جوایز و لوح­های تقدیر و مدال­های طلا گردید. لذا با نهایت خضوع، اما تحکم اعلام می‌دارم که <strong>معرف دانته </strong>در ایران، این کمترین بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">همین طور هم جان میلتون، اومبرتو اکو، جیوزپه ونگرتی، بزرگ­ترین شاعر ایتالیا، اوژنیو منتاله برندۀ جایزه نوبل ۱۹۷۵، سالواتوره کوازیمدو برندۀ جایزۀ نوبل ۱۹۵۹، وینچنزو کاردارلی شاعر محبوب ایتالیایی­ها، جیاکومو لئوپاردی، بزرگترین شاعر ایتالیا پس از دانته، فرانچسکو پترارکا، بزرگترین شاعر غزل­سرای قرن چهاردهم میلادی، بدان سان نیز ترانه رلان (قرن یازدهم میلادی) و تریستان و ایزو (قرن سیزدهم میلادی) که نخستین و دومین کتاب در دنیای غرب به شمار می‌روند و حتی نمی‌دانیم نویسندگان آنان که بوده‌اند، لوبسانگ رامپا عارف بزرگ تبتی، دن میلمن، نویسنده زیباترین کتب عرفانی معاصر، لوسی مد مونت گومری (خالق مجموعۀ هشت جلدی آنی، دختری از شیروانی سبز) و همین طور هم جان گریشام که یکی از مهم‌ترین نویسندگان معاصر امریکا است و نیز بسیاری دیگر که این کمترین افتخار معرفی آنها را به خوانندگان فرهیختۀ فارسی­زبان داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شما چه ملاک­هایی را برای انتخاب کتاب، برای ترجمه دارید؟ در واقع می‌خواهم بدانم که چرا شما آثار خاصی را مانند کمدی الهی دانته، بهشت گمشده، گزیدۀ اشعار اوژینو منتاله، و غیره را انتخاب می‌کنید. به عبارتی معیار انتخاب شما چیست؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">اول این که خودم، آن را بی‌اندازه دوست داشته باشم؛ کتاب­هایی که شوهرم و فرزندانم نیز قادر به خواندن آنها باشند و بتوانیم تبادل اندیشه کنیم. سپس از مواریث فرهنگی جهان یا از کتب معتبر عرفانی یا دینی باشد. کتبی که پیام جهانی مخصوصی را برای کل جامعه بشری در بر داشته باشند. کتبی که آورندۀ پیام امید و شادمانی و نور و خوش­بینی و سلامت و خلاقیت باشند. کتبی که آدمی پس از مطالعۀ آنها، دستخوش احساس بهجت و وجد درونی خاصی شود و دنیا را بهتر از آن چه هست، مشاهده کند.</p>
<p style="text-align: justify;">از کتاب­های تاریک و غم‌انگیز و بدبین و نومید همیشه دوری می‌گزینم. وظیفۀ مترجم، گزینش و ارائۀ آثاری است که برای ارتقا و تعالی بخشیدن به روح و جان خواننده مفید باشد، نه آن که روح او را دستخوش غم و یأس کند. کتبی که بتوانند فرد را به انواع کارهای نیک یا سازنده ترغیب کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>وجوه دیگری از فعالیت شما ترجمۀ متون دینی به زبان­های دیگری است که از جمله می‌توان به ترجمۀ صحیفۀ سجادیه به زبان فرانسه و زندگی حضرت زهرا (س) به زبان انگلیسی اشاره کرد چرا صحیفۀ سجادیه را انتخاب کردید؟ چه نیاز و یا عامل درونی باعث این انتخاب شد؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">من انتخاب نکردم. توفیقی برای من بود که از سوی عالم هستی برای ترجمۀ کتاب زبور آل محمد (ص) به زبان فرانسوی برگزیده شدم. آن هم از طریق خوابی که بیش از ده سال پیش دیدم. ممکن است تعجب کنید اما حقیقت این است که دستور ترجمۀ بسیاری از کتب دینی را از طریق خواب دریافت کرده­‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;">برای مثال، تا پیش از پارسال، هرگز حتی روحم نیز خبر نداشت که کتابی تحت عنوان &#8220;نفس‌المهموم&#8221; اثر محدث قمی (ره) وجود دارد و دربارۀ واقعۀ کربلا است. اما پس از خوابی که دیدم، آن کتاب را از میان کتبی که در کتابخانه اتاق کار همسرم بود، یافتم. همین طور هم خطبۀ فدک حضرت زهرا (س) را. من اساسا از دیرباز همواره تمایل داشتم پس از مدتی، و پس از اینکه خوانندگان عزیزم، آشنایی بیشتری با من یافته باشند، به سوی ترجمۀ متون دینی نیز روی آورم. میل داشتم نخست، مرا به عنوان یک مترجم جدی آثار کلاسیک اروپا بشناسند، و بعد به عنوان مترجم آثار دینی، بدین شکل، امید داشتم و دارم که با شناختی که از کارهایم دارند، ‌دریابند که ترجمه متون دینی را نیز با نهایت دقت و وسواس به انجام خواهم رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">در ضمن، مگر غیر از این است که آدمی وظیفه دارد زکات علم خود را به شکلی به جامعه‌ای که در آن می‌زید، پرداخت کند&#8230;؟ من نیز با انجام این ترجمه‌های دینی، سپاس و شکر و حق‌شناسی خود را نسبت به خدایم و عشقی را که نسبت به ائمۀ اطهار (علیهم السلام) دارم، با ساده‌ترین شکل ممکن ابراز می‌دارم و صمیمانه امیدوارم که این کارهای ناچیز، مورد قبول حق قرار گیرد و قلمم همچنان برای معرفی شخصیت­های نورانی، مقدس و مبارک دینی بر روی کاغذ بلغزد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در ظاهر، ترجمۀ متون دینی و عرفانی به این صورت است که مانند متون دیگر البته با توجه و دقت نظر بیشتر، معادل آن کلمات و عبارات از زبان مبدا به زبان مقصد، ترجمه و گذاشته می‌شود. اما چیزی که در خلوت یک مترجم می‌گذرد اهمیت دارد. سوال من این است که به طور مثال زمانی صحیفه سجادیه را ترجمه می‌کردید به عبارات یا کلماتی رسیدید که اولا شما را منقلب کند و تاثیر خاصی بر روی رفتار و یا افکار شما ایجاد کند و آیا عباراتی بودند که شما با تمام مهارت و تجربه‌ای که درکار ترجمه دارید، احساس کنید که معنای آن عبارت آنقدر عمیق و عظیم است که در قالب کلمات نمی‌گنجد</strong>؟</p>
<p style="text-align: justify;">مگر می‌شود آدمی با تلاوت مناجات و راز و نیازهای حضرت امام سجاد (ع) که شاهد قتل هفده تن از اعضای بسیار نزدیک خانواده خود در واقعۀ کربلا بوده، دستخوش انقلابی درونی نگردد؟&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از مناجات­ها، به قدری از نظر عرفانی زیباست که نفس آدمی برای لحظه‌ای قطع می‌شود. من به خاطر دارم که بارها و بارها، در هنگام ترجمۀ برخی از قسمت­ها، دست از کار می‌کشیدم و به خیال­پردازی­های درونی فرو می‌رفتم و غرق در درک مطالبی می‌شدم که آن حضرت، با نهایت ظرافت و زیبایی و لطافت و احساس، بیان فرموده بودند.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش­هایی نیز بود که به­راستی به ناچیز بودن و حقارت خود می‌رسیدم و از این اندیشه که حضرت امام سجاد، با نهایت خضوع و خشوع، از ترس آن که مبادا مورد رستگاری و آمرزش الهی قرار نگیرند، دستخوش خوفی عمیق می‌گشتند، مو بر اندامم راست می‌شد و با خود می‌اندیشیدم که ما انسان­ها به هچ وجه از موقعیتی که در عالم هستی از آن برخورداریم به­درستی آگاهی نداریم، و به همان اندازه، با نهایت غرور و خودستایی، به انجام انواع خطاها و اشتباهات و گناهان گوناگون می‌پردازیم، بدون آنکه از لطف و مهربانی بی‌پایان خدای­مان به­راستی آگاه باشیم. بله، بارها و بارها اشک ریخته‌ام و منقلب شده‌ام، دستخوش شگفتی گشته‌ام، دستخوش نومیدی یا وجد شده‌ام و به طور خلاصه، طیفی عظیم از انواع احساسات بشری را در هنگام ترجمۀ آن اثر در وجود ناچیزم تجربه کردم.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد بخش دوم سوال شما نیز باید بگویم بله، به همان اندازه، چندین نوبت اتفاق افتاد که من برای یافتن یک واژه یا یک جملۀ به­خصوص، چند ساعت یا چند روز از وقتم گرفته می‌شد، بدون آن که به واژۀ دقیق یا مناسبی برخورد کنم. گاه از <strong>پدرم</strong> کمک می‌گرفتم، سپس به دلیل سماجتی که در کارهایم دارم، سعی می‌کردم خودم مترادف دیگری برای آن واژه بیابم. گاه موفق می‌شدم، گاه نه، و لذا ناگزیر بودم همان کلمه پیشنهادی پدرم را بگذارم.</p>
<p style="text-align: justify;">گاه نیز واژه‌ای که می‌یافتم، آن چنان مناسب بود که<strong> پدرم بی‌درنگ دستور می‌دادند </strong>همانی را که یافته بودم، به جای کلمه پیشنهادی ایشان بگذارم. اما روی هم رفته، چنین وضعیتی زیاد روی نداد، زیرا من حتی بیش از زبان فارسی یا انگلیسی یا ایتالیایی یا اسپانیایی، با زبان فرانسوی نزدیکی و انس دارم و هنوز هم پس از چهل و سه سال سن و بیش از بیست و پنج سال زندگی در ایران،‌ به زبان فرانسوی می‌اندیشم و بعد آن را به فارسی بازگردانی می‌کنم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در میان این آثاری که از فارسی به زبان­های دیگر و یا از زبان­های دیگر به فارسی ترجمه کرده‌اید با کدام اثر انس بیشتری دارید و یا به عبارتی شاه­بیت غزل کارهای شما کدام اثر است؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">شاه­بیت غزل کارهایم درآثار دینی چندین اثر به صورت همزمان است. دعای عرفۀ حضرت سیدالشهدا (ع)، خطبۀ فدک حضرت زهرا (س)، خطبۀ غدیر خم و نفس‌المهموم و طبعاً صحیفۀ مبارکه سجادیه. تنها افسوسم این است که کاش صحیفۀ امام سجاد (ع) را در همین سنین چهل سالگی ترجمه می‌کردم تا قدر و منزلت و ارزش آن را، پس از مشرف شدنم به مکه و مدینۀ منوره، بیشتر درک می‌کردم. در میان آثار کلاسیک و ادبی‌ام، بدون لحظه‌ای تردید، کمدی الهی دانته و کتابی به نام &#8220;معبد سکوت&#8221; اثر تاماس اسپالدینگ و &#8220;جزیرۀ روز پیشین&#8221; اثر اومبرتو اکو.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>چرا در ابتدای کتاب­های­تان آیاتی از قرآن حکیم می‌آورید؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">به دلیل عشق و سرسپردگی و اخلاص و ارادت و احترامم به خدای متعال، که خدایی هماره بخشاینده و مهربان و توبه‌پذیر است. و نیز برای اینکه زمانی که موسسۀ نشر تیر را با شوهرم راه‌اندازی کردیم، این عهد و پیمان را با خدای­مان بستیم که همواره در راه ارتقای فرهنگ و اعتقادات خوانندگان­مان بکوشیم و از این طریق، اعتقادات دینی خود را نیز با نهایت مباهات و افتخار اعلام کنیم. از سوی دیگر به خود می‌اندیشیدم که کتاب­های من به اکثر نقاط جهان خواهند رفت، و لذا یقیناً عزیزان ایرانی‌ای هستند که در خارج از ایران به سر می‌برند، ‌و شاید به دلیل مشغلۀ کاری یا فراموشی یک رشته اعتقادات کاملاً سنتی میان ما ایرانیان انجام برخی مراسم دینی خود را از یاد برده‌اند با به انجام آنها همت نمی‌گمارند.</p>
<p style="text-align: justify;">لذا، بهترین کار برای این عزیزان این است که زیباترین قسمت­های قرآن مجید را برگزینم و در صفحۀ سوم کتابم جای دهم تا بدین شکل با مطالعۀ کتاب ناچیز این کمترین، دست­کم چند آیۀ شریفه از قرآن مجید را با احساسی خوشایند تلاوت کنند، و به خدای متعال باز هم نزدیک‌تر گردند.</p>
<p style="text-align: justify;">نامه‌های زیادی از ایرانیان خارج از ایران دریافت می‌کنم دال بر این که با مطالعۀ کتاب­های این کمترین، از مطالعۀ آیات قرآن مجید نیز نهایت لذت را می‌برند و همواره در این انتظار به سر می‌برند که ببینند در کتاب جدیدم، کدامین آیات را برگزیده‌ام! و یا نقل می‌کنند که به سوی قرآن مجید جلب شده‌اند و گه­گاه که فرصت می‌کنند، به تلاوت برخی از سوره‌های آن کتاب آسمانی می‌پردازند و از این بابت، از این کمترین سپاس می‌گویند. اما هرگز کسی پیدا نشده است که از کار این کمترین در این مورد، ایرادی گرفته باشد‌ و یا خدای ناکرده به تمسخر روی آورده باشد. همۀ ایرانیان مقیم خارج از ایران،‌ نهایت علاقه و احترام را به این قانون موسسۀ نشر تیر ابراز کرده‌اند و می‌کنند. از این بابت نیز خدای را شاکرم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>با توجه به اینکه از تحصیلات دانشگاهی بالایی برخوردار هستید و نیز به چند زبان خارجی تسلط کامل دارید چرا کار تألیفی ندارید؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">برای اینکه هنوز یک عالم کار ترجمه باقی مانده است. هنوز یک عالم آثار کلاسیک وجود دارد که لازم است به فارسی ترجمه شود. در ضمن، <strong>لازم است خواب ببینم و اجازۀ این کار را از عالم بالا دریافت کنم.</strong> زیرا هرگز تا آدم اجازۀ انجام برخی از کارها را نداشته باشد، نمی‌تواند بدان­ها روی آورد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>با توجه به اینکه مسیر و فضای کاری شما با پدر ارجمندتان جناب آقای دکتر مهدوی متفاوت است، می‌بینیم که مقدمات برخی از کتاب­های شما را مانند «زن در تصوف و عرفان اسلامی» اثر خانم شیمل را پدرتان قلم زده است. این رشتۀ پیوند از کجا ناشی می‌شود؟ آیا در معرفی و انتخاب کتاب­ها است یا چیز دیگری است؟ </strong></p>
<p style="text-align: justify;">به دلیل عشق وافری که به <strong>پدر عزیز و نازنینم</strong> دارم. پدرم نسبت به ما فرزندان خود، از بالاترین اغماض و مهربانی و سخاوت و مظلومیت و معصومیت و گشاده دستی و سادگی برخوردار بوده‌اند و همیشه از این که خداوند مهربان، چنین پدری نصیبم کرد، او را سپاس می‌گویم.</p>
<p style="text-align: justify;">همین طور هم به خاطر داشتن همسری عزیز و مهربان و دوست­داشتنی‌ای ، مانند شوهرم. من در هنگام ترجمۀ برخی از آثار، احساس می‌کنم که باید به گونه‌ای، <strong>پدرم </strong>را هم به داخل فضای خیر و برکتی که میان صفحات کتابی جای دارد، وارد سازم ، لذا همواره از ایشان تقاضا می‌کنم که پیش­گفتاری برای این کمترین بنویسند. تنها در کتاب میهمانی دانته بود که خود <strong>پدرم</strong> اعلام فرمودند که مایلند پیش­گفتاری برای ترجمه‌ای مرحمت فرمایند که البته من نیز با شور و اشتیاق فراوان،‌ فرمایش ایشان را به جان خریدم و بدیهی است که تنها در مورد کتب کلاسیک ارزشمند دنیا، به ایشان پیشنهاد نوشتن یک پیش­گفتار آکادمیک را می‌کنم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شما مجموعه‌ای را با عنوان «در آغوش نور» که در حوزۀ روانشناختی و عرفان است، ترجمه کرده‌اید ضمن تقدیر از این اثر شما می‌خواهم بدانم که با توجه به اینکه در این حوزه از مؤلفین برجستۀ دیگری مانند پروفسور مودی، </strong><strong>(</strong>Life after Life<strong>) </strong><strong>آثاری موجود است، چرا شما با توجه به مهارت بالایی که در کار ترجمه دارید سراغ این آثار نرفته‌اید؟ چون فکر می‌کنم با ترجمۀ یک اثر خوب، خوبی کار یک مترجم نیز مطرح می‌شود. </strong><strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;">به این دلیل که بسیاری از آثار روانشناختی و عرفانی، در طول سی سال اخیر، به فارسی ترجمه شده‌اند. گاه با چند مترجم گوناگون. و از آنجا که به هیچ وجه مایل نیستم ترجمۀ مترجم محترم دیگری را نادیده انگارم، لذا از ترجمۀ مجدد برخی از آثار جداً چشم می‌پوشم.</p>
<p style="text-align: justify;">معتقدم که آدمی نباید بدین کار روی آورد، زیرا کاری غیراخلاقی است. البته من امسال شازده کوچولو اثر سنت اگزوپری را به فارسی ترجمه کردم، آن هم به دلیل عشق مفرطی که از دوران کودکی (نه سالگی) به این کتاب داشته‌ام و هنوز هم دارم. به ویژه شخصیت روباه داستان. شاید اساساً صرفاً برای شخصیت روباه داستان بود که، به ترجمۀ آن کتاب برای شاید هزارمین بار در ایران روی آوردم&#8230;! بعد هم، من هر کتابی را با استخارۀ قرآن مجید به انجام می‌رسانم و لذا محدودتر از بقیه عمل می‌کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">از طرفی، آن هنگام که هزاران کتاب جالب در سراسر دنیا وجود دارد، چرا آدمی دیگر بار به سوی کتابی بازگردد که پیش‌تر نیز در کشور ترجمه شده است؟! البته این را در ارتباط با آثار کلاسیک جهان نمی‌گویم. دربارۀ آثار روانشناختی و یا رمان­های معاصر می‌گویم.</p>
<p style="text-align: justify;">وضعیت کتاب­هایی که از مواریث فرهنگی جهان هستند، به­کلی فرق دارد و ما نیاز داریم که از هر اثر باشکوه و مهم دنیا، دست­کم سه یا چهار ترجمۀ گوناگون در اختیار خوانندۀ علاقه‌مند بگذاریم. از این روست که بنده سنفونی روحانی آندره ژید، رنج­های ورتر جوان اثر گوته، تریستان و ایزو اثر شاعر گمنام، نمایشنامه‌های شکسپیر و مولیر و اسکار وایلد را دیگر بار با ترجمه‌ای دقیق‌تر، تقدیم خوانندگان خود کردم.</p>
<p style="text-align: justify;">به هر حال امیدوارم که سطح دانش و آگاهی جوانان عزیز این مرز و بوم، به قدری ارتقاء یابد که ما هر پنج سال یک بار، بتوانیم ترجمه‌های تازه‌تری از همان آثار کلاسیک دنیا را به خوانندگان­مان تقدیم داریم.</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1"></a> [۱] .  یرگرفته از وب­گاه جام جم آنلاین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=147</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشنایی با اندیشمندان ترجمه</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=144</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=144#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 20:59:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشمندان ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>
		<category><![CDATA[مطالعات ترجمه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=144</guid>
		<description><![CDATA[فاطمه مهدی‌‌بَرزی*
دانش آموختة کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی
دانشگاه علامه طباطبایی
(قسمت چهارم)
 



 


 




در     قسمت قبل گفتیم که قرن بیستم را عصر فناوری و تکنیک نام نهاده­اند و با گسترش فعالیت ترجمه در این دوران، نظریه­های     متفاوتی وارد رشته ترجمه شد.
در     این قسمت با یوستوس روزنبرگ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">فاطمه مهدی‌‌بَرزی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">*<img class="alignnone" title="فاطمه مهدی برزی" src="http://www.pars-pic.com/files/pfcbinz4353hrvgibkng.jpg" alt="" width="137" height="183" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">دانش آموختة کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی</p>
<p style="text-align: justify;">دانشگاه علامه طباطبایی</p>
<p style="text-align: justify;">(قسمت چهارم)</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<table style="text-align: justify;" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="28" height="3"> </td>
</tr>
<tr>
<td> </td>
<td width="438" height="120" bgcolor="white">
<table cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%">
<tbody>
<tr>
<td>در     قسمت قبل گفتیم که قرن بیستم را عصر فناوری و تکنیک نام نهاده­اند و با گسترش فعالیت ترجمه در این دوران، نظریه­های     متفاوتی وارد رشته ترجمه شد.</p>
<p>در     این قسمت با یوستوس روزنبرگ ، رامان یاکوپسن<strong> </strong> و یوجین نایدا ، سه     اندیشمند دیگر ترجمه، و نظریه­های آنها در قرن بیستم آشنا می­شویم.</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-144"></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یوستوس روزنبرگ </strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">از دیدگاه روزنبرگ، آنچه که ترجمه را مانند متن مبدأ ارزشمند و به اندازه آن الهام­بخش می­نماید، انتقال شکل، محتوا و زبان نیست بلکه یکپارچگی متن مقصد است.</p>
<p style="text-align: justify;">وی می­گوید ترجمه از درک متن مبدأ تا ایجاد متن مقصد چهار مرحله را پشت سر می­گذارد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱٫  آگاهی از وجود پدیده­ها که قبل از اکتشاف آنها توسط ذهن موجودند که این نوع آگاهی در حقیقت ساده­ترین نوع دانش است که مترجم می­تواند با آگاهی از آن یک کلمه را در متن مقصد جایگزین کلمه­ای در متن مبدأ نماید.</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>انواع پدیده­هایی که ذهن      بر اساس موجودیت آنها می­تواند در مورد هر چیزی توضیحی داشته باشد و به بیان دیگر تفاوت­های فرهنگی بین زبان­ها      و تمایل هر یک از آنها به حذف بخشی از کلام جهت ارتباط، که زبانهای متفاوت را      منحصربه فرد کرده و باعث تمایز آنها از یکدیگر می­شود؛ به همین دلیل است که      مترجم باید از این شکافهای اطلاعاتی آگاهی داشته باشد تا بتواند ترجمه ای      ارزشمند ارائه دهد.</li>
<li>انواع پدیده ها که      با در نظر گرفتن ذهنیت فرهنگی مترجم قابل پیش­بینی نیستند و بنابراین اجتناب­ناپذیرند.</li>
<li>فعالیت­های ذهنی      که بر حساسیت انسان­ها تأثیرگذارند، بخشی از طبیعت انسان می­شوند و به وی کمک      می­کنند که بر اساس تجارب فردی قضاوت کند. در ترجمه نیز مترجم تحت تاثیر شاعر      یا نویسنده متن اصلی قرار می­گیرد.</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">روزنبرگ در ارتباط با ترجمه شعر اظهار می­دارد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱٫  مترجم شعرجهت قضاوت در مورد تأثیر نهایی شعر بر خواننده می­بایست:</p>
<p style="text-align: justify;">الف. بداند که شاعر در برابر رویدادهای زمان خود چه عکس العملی داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">ب. بداند رفتار شاعر در برابر اتفاقات متفاوت چگونه بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ج. بداند شاعر چگونه شعر می­سروده است.</p>
<p style="text-align: justify;">د. از درجه و نوع عادات واژگانی آگاه باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">و. بین ماهیت و معنای شعر و شکل ظاهری آن مانند غزل و قصیده تمایز قائل شود.</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>مترجم شعر باید به      اندازه شاعر متن مبدأ خلاقیت داشته و نه تنها زبانشناس بلکه فیلسوف زیبایی­شناسی      و آرشیتکت نیز باشد.</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>    رامان یاکوپسن</strong></p>
<p style="text-align: justify;">   ترجمه از دیدگاه یاکوپسن به سه  دسته تقسیم می­شود:</p>
<p style="text-align: justify;">۱٫  <strong>ترجمۀ درون زبانی</strong><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn2">[۱]</a> یا تفسیر نشانه­های کلامی با استفاده از سایر نشانه­های همان زبان کلامی. به بیان دیگر ترجمه درون زبانی، ترجمه به معنای دقیق کلمه نیست بلکه این نوع ترجمه برای عبارت­بندی مجدد پیام در همان زبان اولیه آن یا به کاربرد هم معناها یا به بهره گیری از اطناب متکی است. مثل ساده کردن یک متن فنی برای یک غیرمتخصص یا بازنویسی یک اثر کلاسیک برای کودکان. در واقع وی با ارائه مقوله­بندی خود، صرفاً به این نکته اشاره می­کند که ترجمه متعلق به گروهی از پدیده های به هم پیوسته است که می توان بین آنها شباهت خانوادگی یافت. در این نوع ترجمه میزان اطلاعاتی که در حین رمزگذاری مجدد از دست می­رود کمتر از دیگر ترجمه­هاست.</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li><strong>ترجمۀ بینازبانی</strong><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn3">[۲]</a>  یا ترجمه به معنای اخص تنها ترجمه­ای است      که با آنچه که عموماً واژه ترجمه به ذهن متبادر می­کند مطابقت دارد. وی ترجمه      بینازبانی را «تفسیر نشانه­های کلامی با استفاده از زبانی دیگر» تعریف می­کند.      وی فرآیند ترجمه بینابینی را نوعی نقل قول می­داند که در آن مترجم پیام      دریافت شده از منبعی دیگر را مجدداً رمزگذاری می­کند و انتقال می­دهد.</li>
<li><strong>ترجمه بینانشانه</strong><strong>­</strong><strong>ای (استحاله/ ترجمۀ      صامت)</strong><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn4">[۳]</a> که در آن ترجمه      تبدیل یک نشانه به نشانه­ای دیگر است و به عبارتی «تفسیر نشانه­های کلامی است      با استفاده از نشانه­های نظام­های نشانه­ای غیرکلامی». وی تفسیر مجدد هنر      کلامی را با استفاده از موسیقی، رقص، سینما یا نقاشی نمونه­هایی از این      فرآیند بر می­شمارد. وی می­گوید در ترجمه بینا نشانه­ای برخی ویژگی­های      ساختاری با وجود از بین رفتن کلامی­اشان حفظ می­شوند و نتیجه می­گیرد که      بسیاری از مشخصه­های شعری نه تنها به علم زبان بلکه به  کل نظریه نشانه­ها، یعنی به نشانه­شناسی      همگانی تعلق دارد.</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">یاکوپسن معتقد است که تفاوت­های سبکی و ساختاری زبان­ها مانع از انتقال اطلاعات از یک زبان به زبان دیگر نمی­شود. زمانی که زبان­های متفاوت فاقد دسته­بندی گرامری خاصی هستند، از تکنیک­ها و راهبردهای متفاوت مانند اطناب کلام یا وام­گیری بهره می­برند تا منظور نویسنده متن مبدأ را به مقصد انتقال دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">یاکوپسن معتقد است که هر متنی قابل ترجمه است مگر شعر که نیازمند جابجایی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn5">[۴]</a> خلاقانه است چرا که در شعر معنا از طریق شکل بیان می شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یوجین نایدا</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تئوری ترجمه نایدا نتیجه کار عملی وی بر روی ترجمه انجیل است. نایدا در کتاب خود «اصول ترجمه به همراه نمونه­هایی از ترجمه انجیل»<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn6">[۵]</a> بیان می­دارد که ترجمه خوب براساس هدف آن تعریف می­شود و به طور کلی معتقد است که هدف از ترجمه یک متن می­بایست ایجاد متنی در زبان مقصد باشد که تا حد امکان، نه تنها از نظر شکل که از نظر سبک و معنا معادل متن اصلی در زبان مبدأ باشد. ترجمه خوب هرگز نباید رنگ و بوی ترجمه بدهد و در صورتی که انتقال معنا و سبک توأماً امکان­پذیر نباشد، انتقال معنا از اولویت برخوردار است و در نتیجه مترجم مجاز خواهد بود تا درصورت لزوم بخش­هایی را به متن اضافه، از آن کم یا کلاً تغییر دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">وی معنا را به سه بخش تقسیم می­کند:</p>
<p style="text-align: justify;">معنای زبانی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn7">[۶]</a> ، معنای ارجاعی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn8">[۷]</a>  و معنای ضمنی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn9">[۸]</a></p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه از دیدگاه نایدا از یک سیستم سه مرحله­ای تشکیل شده است که شامل تحلیل، انتقال و بازسازی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn10">[۹]</a> است. تکنیک­هایی که در مدل وی برای تشخیص معنای صریح و ضمنی به کار می­روند، ساختار کلمات را تجزیه و تحلیل کرده و کلمات متفاوت در یک حیطه را از یکدیگر متمایز می­سازند. این تکنیک­ها از ساختار طبقاتی که بین کلمات در سطوح مختلف تفاوت قائل می­شود  و از تحلیل ترکیبی که ویژگی­های خاص یک دسته از لغات مرتبط را شناسایی می­کند و همچنین از تحلیل ساختار معنایی که در آن معانی مختلف از یکدیگر تشخیص داده می­شوند، بهره می­برد.</p>
<p style="text-align: justify;">نایدا هسته<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn11">[۱۰]</a> را عنصر ساختاری پایه­ای می داند که ساختار ظاهری زبان براساس آن بنیان شده است و می­توان از آن­ها بقیه ساختارها را به نحوی کارآمد و مناسب بدست آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">از دیدگاه نایدا ساختار هسته­ای ترکیبی است از عناصر چهار مقوله ساختاری یعنی ابژه­ها (اشیاء و افراد)، رویدادها (کنش ها)، مجرّدها (ویژگی­های کیفی ابژه­ها، رویدادها و مجرّدهای دیگر) و رابط­ها<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn12">[۱۱]</a>. جملات هسته­ای از طریق گشتار معکوس<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn13">[۱۲]</a> &#8211; یعنی نوعی دگرگویی که در آن روساخت­ها جای خود را به یکی از ساختارهای فوق­الذکر می­دهند- از جملات واقعی متن مبدأ بدست می­آیند. به این ترتیب گشتار معکوس، تحلیل­کننده روابط دستوری متن مبدأ است و در عین حال معانی ارجاعی هر یک از عناصر پیام مبدأ از لحاظ مولفه­های تحلیل شده و معانی واژه­ها بر اساس مشخصه­های مشترک و متباین تجزیه می­شوند و نهایتاً معانی ضمنی و سبکی نیز تحلیل شده و مورد توجه قرار می­گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">تعادل<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn14">[۱۳]</a> در ترجمه از دیدگاه نایدا به دو صورت است:</p>
<p style="text-align: justify;">۱٫  <strong>تعادل صوری</strong> (formal equivalence<strong>) </strong>که به خود پیام از نظر صورت و محتوا توجه دارد. تعادل صوری ترجمه­ای است که در آن ویژگی­های صورت متن مبدأ ماشین­وار در زبان گیرنده بازآفریده شده­اند. هدف مترجمی که برای دستیابی به تعادل صوری تلاش می­کند این است که متن مبدأ با لحن خود سخن بگوید و با شرایط فرهنگ مقصد تطبیق داده نشود. دستیابی به این هدف در عمل مستلزم آن است که در صورت امکان مثلاً از معادل­های صوری به جای معادل­های نقشی (functional equivalents) استفاده شود، جمله­ها به هم پیوسته یا از هم گسسته نشوند و شاخص­های صوری از جمله علائم سجاوندی و پاراگراف­بندی حفظ شوند.</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li><strong>تعادل پویا</strong> (dynamic equivalence) که در آن پیام متن اصلی به نحوی به زبان گیرنده انتقال      یافته است که واکنش گیرنده این زبان اساساً شبیه به واکنش گیرنده متن اصلی      است. چنین ترجمه­ای مستلزم شیوه­هایی است از جمله جایگزین کردن عناصر مبهم زبان مبدأ      با عناصری از زبان مقصد که از لحاظ فرهنگی مناسب­ترند، تصریح اطلاعاتی که در      متن مبدأ به صورت معنای ضمنی آمده و افزودن مقداری حشو برای کمک به درک      مفهوم.</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">نایدا معتقد است که در ترجمه یک متن، مترجم علاوه بر داشتن دانش کافی در هر دو زبان، می­بایست قادر به ترجمه شفاهی همان متن نیز باشد، از موضوع آن به خوبی آگاه باشد، کدهای استفاده شده در متن را به خوبی درک کند، از سبک و تکنیک­های نوشتاری در زبان مقصد آگاهی داشته باشد و هم چنین بداند که هدف نویسنده از نگارش متن چه بوده است تا بتواند آنرا به صورت کامل به متن مقصد انتقال دهد. مترجم باید مرتباً متن خود را مرور و تنظیم نماید و در هر لحظه پیام نویسنده را در نظر داشته باشد و ترجمه خود را به صورتی ارائه دهد که از لحاظ شکل و معنا در متن مقصد قابل قبول باشد تا در نهایت کاری ارزشمند ارائه دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">هدف مترجم از دیدگاه نایدا می­بایست تولید مجدد پیام­های زبان مبدأ در زبان مقصد باشد و در این روند شرایطی ضروری پیش می­آید که برای آسان­ترنمودن فهم متن، مترجم مجبور به استفاده از اضافات، حذف یا ایجاد تغییراتی در متن مقصد می­گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">نایدا به دو دلیل طرفدار ارائه پانویس در ترجمه است:</p>
<ol style="text-align: justify;">
<li>ارائه اطلاعات تکمیلی در مورد متن</li>
</ol>
<ol style="text-align: justify;">
<li>تصحیح اختلافاتی که در متن اصلی وجود دارد.</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>منابع</strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">فرحزاد، فرزانه ، غلامرضا تجویدی و مزدک بلوری.  <em>فرهنگ</em><em> </em><em>توصیفی</em><em> </em><em>اصطلاحات</em><em> </em><em>مطالعات</em><em> </em><em>ترجمه</em>. شاتلورت و کاوی. تهران: یلدا قلم. . ۱۳۸۵</p>
<p style="text-align: justify;">مجیدی، فریبرز. <em>فرهنگ تلفظ نامهای خاص</em>. تهران: فرهنگ معاصر. ۱۳۸۱ .</p>
<p style="text-align: left;">Mehdibarzi, F. (2007). <em>Translation Scholars</em>. Tehran: Daneshgahian.</p>
<p style="text-align: left;">Miremadi, A. (2003). <em>Theories of Translation and Interpretation. </em>Tehran: SAMT.</p>
<p style="text-align: left;">Munday, J. (2001). <em>Introducing Translation Studies: The Theories and Applications. </em>London and NewYork: Routledge.</p>
<p style="text-align: left;">Newmark, Peter. (1981). <em>Approaches to Translation</em>. Oxford: Pergamon Press.</p>
<p style="text-align: left;">Nida, Eugene (1964). <em>Towards A Science of Translation</em>. Brill: Leiden.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1">*</a> f_mehdibarzi@yahoo.com</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref2">[1]</a> Intralingual translation</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref3">[2]</a> Interlingual translation</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref4">[3]</a> Intersemiotic translation  or transmutation</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref5">[4]</a> transposition</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref6">[5]</a> Principles of Translation as Exemplified by Bible Translation</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref7">[6]</a> linguistic meaning</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref8">[7]</a> referential/denotative meaning</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref9">[8]</a> emotive/connotative meaning</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref10">[9]</a> Analysis, transfer &amp; restructuring</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref11">[10]</a> kernel</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref12">[11]</a> Objects, events, abstracts &amp; relationals</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref13">[12]</a> Back transformation</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref14">[13]</a> Equivalence </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=144</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نکته ها و ناگفته های ترجمه</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=139</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=139#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 20:49:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>
		<category><![CDATA[نکته ها و ناگفته های ترجمه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=139</guid>
		<description><![CDATA[حسن هاشمی میناباد*

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اراک
(بخش ششم)
تحلیل مقابله­ای مزرعۀ حیوانات
به ترجمۀ صالح حسینی و معصومه نبی­زاده
گفتار زیر بخشی است از کتاب دوجلدی آموزش ترجمه که در دست تألیف دارم. هر درس این کتاب از دو بخش تشکیل می­شود: ۱) یک متن انگلیسی، شرح و تحلیل نکات دستوری و معنایی و کاربردی آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">حسن هاشمی میناباد<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">*<img class="alignleft" title="حسن هاشمی میناباد" src="http://www.pars-pic.com/files/o019vowpxcvoatrzs9ph.jpg" alt="" width="121" height="186" /><br />
</a></p>
<p style="text-align: justify;">عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اراک</p>
<p style="text-align: justify;">(بخش ششم)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تحلیل مقابله­ای مزرعۀ حیوانات</strong></p>
<p style="text-align: justify;">به ترجمۀ صالح حسینی و معصومه نبی­زاده</p>
<p style="text-align: justify;">گفتار زیر بخشی است از کتاب دوجلدی <em>آموزش ترجمه</em> که در دست تألیف دارم. هر درس این کتاب از دو بخش تشکیل می­شود: ۱) یک متن انگلیسی، شرح و تحلیل نکات دستوری و معنایی و کاربردی آن و مسائل مربوط به ترجمه و زبان فارسی، و ترجمۀ متن انگلیسی. ۲) تمرین. تمرین­ها بر دو نوع­اند. نوع اول آن­ها همانند بخش اول درس یک متن انگلیسی با شرح و تحلیل آن است، منتها بدون ترجمه که خود خوانندگان باید آن را ترجمه کنند. تمرین­های نوع دوم به مقابلۀ ترجمه با متن اصلی اختصاص دارد. در این بخش نمونه­هایی از ترجمه­های خوب و شاخص و برجسته انتخاب شده و سؤالاتی دربارۀ ترجمه پرسیده شده و نکات مهم آن مطرح شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-139"></span></p>
<p style="text-align: justify;">هدف ما از بخش مقابلۀ ترجمه با متن اصلی و ارزیابی آن، آموزش ترجمه از بزرگان این رشته است. با این کار می­توان بسیاری از مشکلات واژگانی و نحوی ترجمه را حل کرد و شیوه­های گوناگون ترجمه را شناخت. نظریۀ ترجمه بدون ارجاع به عمل و بهره­گرفتن از تجربیات مترجمان کارکشته، هیچ است و عمل ترجمه را چاره­ای بهتر از مددگرفتن از نظریۀ ترجمه نیست. نظریه­های گوناگون ترجمه را می­توان با عنایت به کار عملی مترجمان بهتر و آسان­تر دریافت و آموزش داد.</p>
<p style="text-align: justify;"> در بخش تمرین تأکید ما بر تفکر و تحلیل خود خوانندگان و ترجمه­آموزان است. سؤال­هایی که مطرح می­شود، خواننده را به تأمل وامی­دارد و او را عملاً درگیر فرایند ترجمه و مسائل و مشکلات آن می­سازد.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش آغازین <em>مزرعۀ حیوانات</em> اثر جورج اوروِل به ترجمۀ صالح حسینی و معصومه نبی­زاده (۷-۱۳۸۲:۵) را انتخاب کرده و سئولاتی دربارۀ آن مطرح کرده­ایم. علاوه بر پرسش­های مربوط به هر جمله، پرسش­های زیر را نیز پاسخ دهید:</p>
<p style="text-align: justify;">-       آیا مترجمان توانسته­اند به سبکی معادل سبک متن اصلی دست یابند؟</p>
<p style="text-align: justify;">-       مترجمان تغییراتی در متن اصلی داده­اند تا به ترجمه­ای طبیعی و روان دست یابند. این تغییرات را دسته­بندی و آن­ها را ارزیابی کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">-       موارد حذف و اضافه را مشخص سازید و دربارۀ آن­ها بحث کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">-       آیا ترجمه شیوا و روان است و خلل و دست­اندازی ندارد و آن را می­توان به­راحتی و بدون اشکال خواند؟</p>
<p style="text-align: justify;">-       آیا ترجمه با متن اصلی متفاوت است؟ امکان دارد چیزی از ترجمه کم یا بر آن اضافه نشده باشد، اما متن ترجمه به لحاظ معنایی و کاربردی با متن اصلی تفاوت داشته باشد؟</p>
<p style="text-align: justify;">-       آیا ترجمه ابهامی دارد که باعث آن مترجمان باشند؟</p>
<p style="text-align: justify;">-       آیا مترجمان مخاطب اصلی را شناخته و برای چنین مخاطبی در فارسی ترجمه کرده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">-       آیا مترجمان ویژگی­های شاخص متن اصلی را تشخیص داده و آن­ها را به­خوبی به فارسی منتقل کرده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">Chapter 1</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">(1)<strong> </strong>Mr. Jones, of the Manor Farm, had locked the hen-houses for the night, but was too drunk to remember to shut the pop-holes. (2) With the ring of light from his lantern dancing from side to side, he lurched across the yard,  kicked off his boots at the back door, drew himself a last glass of beer from the barrel in the scullery, and made his way up to bed, where Mrs. Jones was already snoring.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"><img class="alignleft" title="Animal Farm" src="http://www.pars-pic.com/files/p6ydmd5wzenrnm5oxi6q.jpg" alt="" width="87" height="148" />(3) As soon as the light in the bedroom went out there was a stirring and a fluttering all through the farm buildings. (4) Word had gone round during the day that old Major, the prize Middle White boar, had had a strange dream on the previous night and wished to communicate it to the other animals. (۵) It had been agreed that they should all meet in the big barn as soon as Mr. Jones was safely out of the way. (6) Old Major (so he was always called, though the name under which he had been exhibited was Willingdon Beauty)  was so highly regarded on the farm that everyone was quite ready to lose anhour&#8217;s sleep in order to hear what he had to say.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr"> (۷) At one end of the big barn, on a sort of raised platform, Major was already ensconced on his bed of straw, under a lantern which hung from a beam. (8) He was twelve years old and had lately grown rather stout, but he was still a majestic-looking pig, with a wise and benevolent appearance in spite of the fact that his tushes had never been cut. (9) Before long the other animals began to arrive and make themselves comfortable after their different fashions. (10) First came the three dogs, Bluebell, Jessie, and Pincher, and then the pigs, who settled down in the straw immediately in front of the platform. (11) The hens perched themselves on the window-sills, the pigeons fluttered up to the rafters, the sheep and cows lay down behind the pigs and began to chew the cud. (12) The two cart-horses, Boxer and Clover, came in together, walking very slowly and setting down their vast hairy hoofs with great care lest there should be some small animal concealed in the straw. (13) Clover was a stout motherly mare approaching middle life, who had never quite got her figure back after her fourth foal. (۱۴) Boxer was an enormous beast, nearly eighteen hands high, and as strong as any two ordinary horses put together. (15) A white stripe down his nose gave him a somewhat stupid appearance, and in fact he was not of first-rate intelligence, but he was universally respected for his steadiness of  character and tremendous powers of work. (16) After the horses came Muriel, the white goat, and Benjamin, the donkey. (17) Benjamin was the oldest animal on the farm, and the worst tempered. (18) He seldom talked, and when he did, it was usually to make some cynical remark&#8211;for instance, he would say that God had given him a tail to keep the flies off, but that he would sooner have had no tail and no flies. (19) Alone among the animals on the farm he never laughed. (20) If asked why, he would say that he saw nothing to laugh at. (۲۱) Nevertheless, without openly admitting it, he was devoted to Boxer; the two of them usually spent their Sundays together in the small paddock beyond the orchard, grazing side by side and never speaking.<strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">(George Orwell, 1945:5-7)</p>
<p style="text-align: justify;">فصل اول</p>
<p style="text-align: justify;">(۱) شب که شد آقای جونز، صاحب <strong>مزرعۀ اربابی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn2"><strong>[۱]</strong></a></strong>، درِ مرغداری را قفل کرده بود، منتها از فرط مستی یادش رفته بود روزنه­های بالای آن را ببندد. (۲) در حلقۀ روشنایی فانوسش که این سو و آن سو تاب می­خورد، تلوتلوخوران از حیاط گذشت. به درِ عقب که رسید، چکمه­اش را با شلنگه از پا در آورد و آخرین گیلاس آبجو را از بشکۀ ظرفشوخانه پر کرد و راهش را کشید به تختخواب رفت. خانم جونز، تا بگویی چه، صدای خُر و پفش بلند شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">(۳) همین­که چراغ اتاق خواب خاموش شد، جنب و جوشی سرتاسر مزرعه را فراگرفت. (۴) آن روز دهن­به­دهن گشته بود که میجر پیر، گرازِ <strong>سفیدیال</strong> صاحب مدال<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn3">[۲]</a>، شب پیش خواب عجیبی دیده است و می­خواهد نقل آن را برای حیوانات دیگر بگوید. (۵) بنا را بر این گذاشتند که به­محض خلاص­شدن از شرّ آقای جونز، همگی در طویلۀ بزرگ جمع شوند. (۶) میجر پیر (که همیشه به این اسم نامیده می­شد، منتها با نام «زیبای ولینگدون» در نمایشگاه شرکت کرده بود) به­قدری در مزرعه مورد احترام بود که همه حاضر بودند برای شنیدن حرف­هایش، ساعتی از خواب شب­شان را بزنند.</p>
<p style="text-align: justify;">(۷) میجر بر جایگاه بلند سکومانندی در ته طویلۀ بزرگ، زیر فانوسی که از تیر آویزان بود، روی بستری از کاه جا خوش کرده بود. (۸) دوازده سالی از عمرش می­گذشت و این اواخر هم خیلی تنومند شده بود ولی هنوز هم خوک باهیبتی بود و با وجود این­که دندان­هایش را کشیده بودند، ظاهر حکیمانه و خیرخواهانه­ای داشت. (۹) دیر نپایید که سر و کلۀ حیوانات دیگر هم پیدا شد و هرکدام برای خود جایی دست و پا کردند. (۱۰) اول از همه بلوبل و جسی و پنیچرسگه آمدند و بعد ماده­خوک­ها، که هنوز نرسیده روی کاه­های جلو سکو لم دادند. (۱۱) مرغ­ها روی لبۀ پنجره نشستند و کبوتران بال­زنان روی تیرهای سقف جاگرفتند. گاوها و گوسفندان پشت سر ماده­خوک­ها دراز کشیدند و بنای نشخوارکردن گذاشتند. (۱۲) باکسر و کلووراسبه، که هر دو ارابه­کش بودند، سلانه­سلانه با هم آمدند و سم­های بزرگ و پشمالوی خود را از ترس این­که مبادا حیوان کوچکی در کاه قایم شده باشد، بااحتیاط در آن فرو می­بردند. (۱۳) کلوور مادیان تنومند و میانسالی بود و حالتی مادرانه داشت و پس از زایمان چهارمین کره­اش، دیگر نتوانسته بود تناسب اندام گذشته را بازیابد. (۱۴) باکسر حیوان فوق­العاده­ای بود، قدش هجده گز و زور و قوتش به اندازۀ دو اسب معمولی بود. (۱۵) خط سفید پایین پوزه­اش ظاهری احمقانه به او می­داد. راستش را بخواهید، هوش و ذکاوت خیلی خوبی هم نداشت، ولی به سبب پایمردی و زور بازوی بی­نظیرش، مورد احترام همگان بود. (۱۶) بعد از اسب­ها، موریل­بُزه و بنجامین­الاغه آمدند. (۱۷) بنجامین از دیگر حیوانات مزرعه پیرتر و بدعنق­تر بود. (۱۸) خیلی کم حرف می­زد، و وقتی هم چیزی می­گفت معمولاً آیۀ یأس می­خواند. مثلاً می­گفت خدا به من دُم داده که با آن مگس­ها را دور کنم ولی کاش نه دُم می­داد و نه مگسی می­آفرید. (۱۹) بنجامین در میان حیوانات مزرعه تنها کسی بود که هیچ­وقت نمی­خندید، (۲۰) و علتش را هم که می­پرسیدند، می­گفت، آخر به چه بخندم. (۲۱) ارادت خاصی به باکسر داشت، ولی هیچ­وقت علناً چیزی ابراز نمی­کرد. آن دو معمولاً یکشنبه­ها را در چمن­زار کوچک پشت باغ، بدون هیچ حرفی و حدیثی، کنار هم می­چریدند.</p>
<p style="text-align: justify;">صالح حسینی و معصومه نبی­زاده، ۱۳۸۲: ۵-۷</p>
<p style="text-align: justify;">(۱)  چرا مترجمان for the night را به «شب که شد» ترجمه کرده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">- «مرغداری» معادل مناسبی برای hen-house است یا «مرغدانی»؟</p>
<p style="text-align: justify;">- نظر شما در مورد معادلِ «از فرط مستی» برای drunk to… چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۲)  دو حرف اضافه در آغاز جمله به­گونه­ای دیگر ترجمه شده­اند: with به «در» و across به «از» تبدیل شده. Dance به «تاب­خوردن» برگردانده شده و made his way به «راهش را کشید».</p>
<p style="text-align: justify;">- جملۀ دوم متن انگلیسی به سه جملۀ مستقل تقسیم شده، و جملۀ ۱۵ و ۲۱ به دو جمله. از طرفی، جمله­های ۱۹ و ۲۰ انگلیسی در هم ادغام شده­اند. آیا مترجمان توجیهی منطقی برای این کارشان داشته­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">- آیا «تا بگویی چه» معادلی در متن اصلی دارد؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۳)  آیا مترجمان کار درستی کرده­اند که all through the form buildings را به «سرتاسر مزرعه» برگردانده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۴)  دربارۀ درستی یا نادرستی سه معادل زیر بحث کنید:</p>
<table style="text-align: justify;" dir="rtl" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="283" valign="top">دهن به دهن گشته بود</td>
<td width="280" valign="top">words   had gone round</td>
</tr>
<tr>
<td width="283" valign="top">صاحب مدال</td>
<td width="280" valign="top">prize</td>
</tr>
<tr>
<td width="283" valign="top">نقل آن را به حیوانات دیگر   بگوید</td>
<td width="280" valign="top">communicate   it to the other animals</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">- مترجمان «سفیدیال» را چرا با حروف سیاه مشخص کرده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">- «صاحب مدال» را چگونه بخوانیم: صاحبِ مدال، صاحب<strong>ْ</strong> مدال.</p>
<p style="text-align: justify;">(۵)  چرا agree به «بنا را بر این گذاشتند» ترجمه شده است؟</p>
<p style="text-align: justify;">- مترجمان چگونه به معادل «خلاص­شدن از شرّ آقای جونز» در برابر Mr. Jones was safely out of the way رسیده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">- اگر شما مترجم بودید، meet را چگونه ترجمه می­کردید؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۶)  مترجمان چرا فعل exhibit را به «در نمایشگاه شرکت کردن» برگردانده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">- quite در ترجمه حذف شده. این کار مترجمان درست بوده یا نه؟</p>
<p style="text-align: justify;">- اگر شما مترجم بودید، to lose an hour&#8217;s sleep را به «ساعتی از خواب شب­شان زدن» ترجمه می­کردید؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۷)  مترجمان با چه استدلالی به «جایگاه» و «مانند» رسیده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">- already در ترجمه حذف شده. شما این حذف را چگونه جبران می­کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۸) «هم» در این جمله معادلی در انگلیسی ندارد. آیا این کلمه را مترجمان «از خودشان» اضافه کرده­اند یا با توجه به شیوۀ بیان فارسی؟</p>
<p style="text-align: justify;">- بسیاری از مترجمان خود را ملزم می­دانند که the fact that را حتماً ترجمه کنند. مترجمان ناشی یا راحت­طلبی که نه به فرهنگ تک­زبانه یا دوزبانه مراجعه می­کنند، و نه به متن اصلی و نیز زبان فارسی توجه دارند، این عبارت و the fact is that را به «حقیقت این است» و «این حقیقت که» و جز آن برمی­گردانند. In spite if/ despite of the fact that معادل­های سرراستی در فارسی دارد، از جمله <span style="text-decoration: underline;">با وجود این­که</span>، <span style="text-decoration: underline;">با این­که</span>. جالب است بدانید که عده­ای از دستورنویسان و نویسندگان انگلیسی (مثلاً N. Foster 2004: 84, M. Nurnberg 1972:118) عبارت the fact that را زاید می­دانند و پیشنهاد می­کنند که فقط that استفاده شود.</p>
<p style="text-align: justify;">موارد دیگر:</p>
<p style="text-align: left;">Is it not a fact that we are all human beings?</p>
<p style="text-align: justify;">مگر نه <span style="text-decoration: underline;">این</span> است که ما همه انسانیم؟</p>
<p style="text-align: justify;">(شاپور اردشیرجی ۴۸۲: ۱۳۵۱)</p>
<table style="text-align: justify;" dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="286" valign="top">قدر مسلم این است که­، قدر   مسلم این که</td>
<td width="286" valign="top">the   fact is that</td>
</tr>
<tr>
<td width="286" valign="top">نظر به این­که، با توجه به   این­که</td>
<td width="286" valign="top">in   view of the fact that</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">- مترجمان دو بخش آخر جملۀ انگلیسی را برای رسیدن به فارسی طبیعی و روان جابه­جا کرده­اند: «با وجود این­که دندان­هایش را نکشیده بودند&#8230; نیز نگاه کنید به جملۀ ۲۱٫</p>
<p style="text-align: justify;">(۹) – عبارت قیدی before long در فارسی به جمله­وارۀ «دیری نپایید که» ترجمه شده. آیا این کارِ مترجمان درست است؟</p>
<p style="text-align: justify;">- فعل begin to در این جمله و جملۀ ۱۱ چگونه ترجمه شده؟</p>
<p style="text-align: justify;">- آیا after their different fashions معادل مناسبی در فارسی گرفته؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۰) اگر به متن انگلیسی دسترسی نداشته باشیم، تلفظ درست «بلوبل» را چگونه باید تشخیص دهیم؟</p>
<p style="text-align: justify;">- ظاهراً «که هنوز نرسیده» در برابر immediately آمده. آیا این قید توصیفگرِ مکان (جلو سکو) است یا توصیفگرِ زمان و حالت خوک­ها؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۱) چرا flutter به «بال­زنان جا گرفتن» برگردانده شده؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۲) lest چه معادلی در فارسی گرفته؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۳) قید motherly به جمله­وارۀ «که حالتی مادرانه داشت» ترجمه شده.</p>
<p style="text-align: justify;">- آیا approaching معادلی در فارسی یافته؟</p>
<p style="text-align: justify;">- figure چرا به «تناسب اندام» ترجمه شده؟</p>
<p style="text-align: justify;">- «زایمان» در فارسی اضافه شده. آیا این افزایش را تأیید می­کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۴) hand واحد اندازه­گیری ارتفاع اسب است، معادل با ۱۶/۱۰ سانتی­متر یا ۴ اینچ. برطبق <span style="text-decoration: underline;">فرهنگ فارسی امروز</span> صدری افشار، «گز» واحد قدیمی طول است برابر با حدود یک متر. آیا قدّ اسبی به نام باکسر ۱۸ متر است؟</p>
<p style="text-align: justify;">- صفتِ strong به اسم «زور و قوت» برگردانده شده و ساختار این بخش از جملۀ فارسی متفاوت با ساختار انگلیسی است.</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۵) قیدِ universally به اسم «همگان» تبدیل شده و in fact به «راستش را بخواهید». این موارد تغییر و دگرگونی، و مورد آخر جملۀ ۱۴ را چگونه ارزیابی می­کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">- حرف اضافۀ for را مترجمان به «به سببِ» ترجمه کرده­اند. و نیز نگاه کنید به تغییرات حروف اضافه در جملۀ ۲٫</p>
<p style="text-align: justify;">- آیا حذف somewhat توجیه­پذیر است؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۶) مترجمان برای معرفی بعضی از حیوانات از شکل گفتاری -بُزه، -الاغه (موریل­بُزه و بنجامین­الاغه) و –سگه (بلوبل و جسی و پنیچرسگه، جملۀ ۱۰) استفاده کرده­اند. این نامگذاری را با توجه به سبک کتاب چگونه ارزیابی می­کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۸) فاعل he در آغاز جملۀ فارسی به­درستی حذف شده، زیرا فعل فارسی (کم حرف می­زد)، خود، مشخص می­کند که فاعل کیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">- made some cynical remark به «آیۀ یأس می­خواند» ترجمه شده. نظر شما چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">- would sooner بر ترجیح دادن چیزی دلالت می­کند که مترجمان در مقابل آن «کاش» آورده­اند. نظر شما چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۱۹) فاعل انگلیسی در اواخر جمله و فاعل فارسی در اول جمله آمده. آیا مترجمان کار درستی کرده­اند که فاعل را در اول جمله آورده­اند؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۲۰) «آخر» در «آخر به چه بخندم» در مقابل چه واژه یا واژه­های انگلیسی آمده؟ آیا دلیل وجود این کلمه شیوۀ بیان فارسی و همآیی «آخر» در این ساختار فارسی نیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">(۲۱) ترتیب دو بخش اول این جمله در انگلیسی و فارسی متفاوت است. nevertheless در اول جملۀ انگلیسی و «ولی» در بین دو بخش آمده. چرا؟ نیز نگاه کنید به آخرین توضیح جملۀ ۸٫</p>
<p style="text-align: left;">Nevertheless, without openly admitting it, he was devoted to Boxer;</p>
<p style="text-align: justify;">اردات خاصی به باکسر داشت ولی هیچ­وقت علناً چیزی را ابراز نمی­کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">- «حرف و حدیث» برطبق <span style="text-decoration: underline;">فرهنگ فارسی عامیانۀ</span> ابوالحسن نجفی (۱۳۷۸) یعنی «آن­چه مایۀ عیب­جویی و گله­گزاری شود». این عبارت مقابل never speaking آمده. نظر شما چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>منابع</strong></p>
<p style="text-align: left;">Foster N. 2004, <em>Dictionary of Grammer and Style</em>. New Delhi: IVY Publishing House.</p>
<p style="text-align: left;">Nurnberg, M. 1972: <em>Questions You Always Wanted to Ask about English</em>. New Yourk: Washington Square Press.</p>
<p style="text-align: left;">Orwell, George. 1945. <em>Animal Farm</em>. Middlesex: Penguin Books.</p>
<p style="text-align: justify;">اردشیرجی، شاپور (۱۳۵۱)، <em>فرهنگ اصطلاحات فارسی-انگلیسی</em>. تهران: دانشگاه تهران.</p>
<p style="text-align: justify;">حسینی، صالح و معصومه نبی­زاده. ۱۳۸۲٫ <em>مزرعۀ حیوانات</em>. جورج اورول. تهران: انتشارات دوستان.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1">*</a> h_hashemi_mi@yahoo.com</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref2">[1]</a>. با توجه به manor house (خانۀ اربابی)، Manor Farm را «مزرعۀ اربابی» ترجمه کردیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref3">[۲]</a>. به­جای Prize Middle White boar. دو کلمۀ وسط، یعنی Middle White را «نایب قهرمان» ترجمه کرده بودیم. معادل «سفیدیال» مدیون دقت عالمانۀ دکتر کامران احتشام است. باری Middle White علاوه بر نژاد، به­لحاظ تمثیلی دال بر طبقۀ متوسط هم هست. طبق گفتۀ یکی از منتقدان، میجر چه­بسا مظهر مارکس یا لنین بوده باشد، اما به­یقین فرانمودی است از روشنفکر طبقۀ متوسط اروپای غربی. پیداست که دلالت معنای دوم به هیچ­وجه در ترجمه منتقل نمی­شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=139</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ارزیابی مشکلات مترجمان فارسی زبان در درک و ترجمۀ واژه های مرکب انگلیسی</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=137</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=137#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 20:35:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=137</guid>
		<description><![CDATA[مسلم صادقی
دانشگاه آزاد اسلامی بندرعباس
چکیده
نوواژه­ها و علی‌الخصوص واژه­های مرکب بخش اعظمی از واژه‌های زبان انگلیسی را در بر می­گیرند. از این­رو، این مبحث به موضوعی جذاب و بحث­برانگیز در حیطۀ ترجمه­های متون مختلف از زبان انگلیسی به فارسی بدل شده است. هدف از انجام این تحقیق پاسخ به سوالاتی چون: مشکلات مترجمان در مواجه با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مسلم صادقی</p>
<p style="text-align: justify;">دانشگاه آزاد اسلامی بندرعباس</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>چکیده</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><em>نوواژه­ها و علی‌الخصوص واژه­های مرکب بخش اعظمی از واژه‌های زبان انگلیسی را در بر می­گیرند. از این­رو، این مبحث به موضوعی جذاب و بحث­برانگیز در حیطۀ ترجمه­های متون مختلف از زبان انگلیسی به فارسی بدل شده است. هدف از انجام این تحقیق پاسخ به سوالاتی چون: مشکلات مترجمان در مواجه با این نوع از نوواژگان (واژه‌های مرکب)، علل بروز این مشکلات، چگونگی درک این نوع ترکیبات از سوی مترجمان و نیز تاثیر این درک در ترجمۀ خلق­شده و نیز ارائۀ مدل وشیوه­ای مناسب برای ترجمۀ آن­ها می­باشد. </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>۳۰ دانشجوی دختر و پسر که در ترم­های ۷ و۸ دانشگاه آزاد بندرعباس در رشتۀ ترجمه مشغول به تحصیل بودند، برای انجام این تحقیق انتخاب شدند. ۶۰ کلمۀ مرکب از روزنامه­های مختلف کشور (چاپ انگلیسی) انتخاب و استخراج شدند. دو ابزار استنباطی در قالب تست­های چندگزینه­ای برای سنجش و ارزیابی درک دانشجویان از این­گونه ترکیبات و ارائۀ واژه‌های مرکب در قالب متن­های مختلف، جهت ارزیابی قدرت ترجمه و ارائۀ معادلی مناسب و صحیح از آنها، ارائه شد. در این میان سه متغیر (ابهامات نحوی، معنایی و ارجاعات فرهنگی) که باعث بروز مشکل در درک و سپس ترجمۀ این نوع ترکیبات در مترجمان می­شد نیز، مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­های گردآوری­شده و پاسخ­های داده­شده به هر کلمۀ مرکب، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته­ها حکایت از آن داشت که مترجمان مورد آزمایش در درک تعدادی از واژه‌های مرکب به علت ابهامات موجود در آنها (نحوی، معنایی و ارجاعات فرهنگی)، با مشکل مواجه بودند. هم­چنین، مترجمان در درک و ترجمۀ واژه‌های مرکبی که در قالب متن ارائه شده بود، در مقایسه با آن­هایی که در قالب جمله ارائه شدند، با مشکلات کمتری مواجه بودند. در پایان، نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مترجمان مورد آزمایش بهترین و مناسب­ترین استراتژی که در ترجمۀ این نوع از نوواژگان اتخاذ می­کردند، استراتژی استفاده از ترجمۀ آزاد بود، که این استراتژی به نوبۀ خود موید درک واژه‌های مرکب با توجه به معنای ضمنی و اصطلاحی آنها می­باشد.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em><span id="more-137"></span></em></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>مقدمه</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;">امروزه نوواژه­ها بخش عظیمی از واژگان زبان انگلیسی را تشکیل می­دهند. در بحث ورود نوواژه‌ها به هر زبان، یکی از فرایندهای مهم واژه­سازی در زبان انگلیسی، فرایند ترکیب (compounding) است که بر اساس آن واژگان مرکب (compound words) پدید می­آیند. فرایند شکل­گیری کلمۀ مرکب بدین صورت است که از ترکیب دو یا چند واژه، واژه­ای نو شکل می­گرد که از لحاظ معنایی مفهوم خاص خود را منتقل می­کند. این مفهوم الزاماً معنای جزء­به­جزء هر واژۀ مرکب را تشکیل نمی­دهد، بلکه در اکثر مواقع، ترکیب به­وجود­آمده مفهومی خاص و مستقل را انتقال می­دهد. از این­رو، واژه‌های مرکب را می­توان به سه گروه تقسیم کرد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱- کلمۀ مرکب مجزا (open compound): دراین شکل دو یا چند کلمه  با هم ترکیب شده و واژۀ مرکب به صورت مجزا از هم نوشته می­شود. مانند: فرار مغزها (brain drain)، طریقۀ دوستی و صفا (flower power).</p>
<p style="text-align: justify;">2- کلمۀ مرکبِ خط تیره­دار (hyphenated compound): در این شکل دو یا چند کلمه با هم ترکیب شده و واژۀ مرکب با خط تیره، از هم جدا می­شود. مانند: تپل مپل((roly-poly، داماد (son-in-law).</p>
<p style="text-align: justify;">3- کلمۀ مرکب متصل (solid compound): در این شکل دو یا چند کلمه  با هم ترکیب شده و واژۀ مرکب حاصل به هم می­چسبند. مانند: (حق­السکوت) blackmail، (جیب­بر) pickpocket.</p>
<p style="text-align: justify;">واژه‌های مرکب در زبان انگلیسی با ساختارهای متفاوتی شکل می­گیرند. از این حیث می­توان به ترکیب­های ذیل اشاره کرد:</p>
<p style="text-align: justify;">از ترکیب اسم با اسم: ساعت مچی (wristwatch)، گیربُکس (gearbox). ترکیب اسم با قید: (نسل کنونی)now generation. ترکیب فعل با صفت: (سر به فلک­کشیده) high-rise، و غیره. از انواع دیگر واژه‌های مرکب می­توان به فعل­های مرکب، قیدهای مرکب، ترکیبات مصوت­گردان، ترکیبات هم­قافیه و &#8230; اشاره کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">در این­جا سؤال این است که با توجه به این­که در اکثر مواقع از تجزیۀ جزء­به­جزء واژه‌های مرکب نمی­توان به معنای آن­ها پی برد، در مبحث ترجمۀ این نوع ترکیبات، چگونه می­توان برای آن­ها مدل یا ایده­ای را ارائه کرد که در فهم و سپس در ترجمۀ آنها برای مترجمان و زبان­آموزان، موثر واقع شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در ترجمۀ واژه‌های مرکب انگلیسی، مترجم فارسی­زبان با دو فرایند روبرو می­شود: فرایند درک (comprehension process) و فرایند تولید (production process). به علت این­که فرایند درک قبل از فرایند تولید (ترجمه) اتفاق می­افتد، در ابتدا به آن می­پردازیم:</p>
<p style="text-align: justify;">۱- فرایند درک: در درک واژه‌های مرکب، انگلیسی­زبانان با سه مشکل مواجه می­شوند که آن را در قالب سه مدل ذیل ارائه کرده­اند:</p>
<p style="text-align: justify;">۱-۱: مدل سنتی (Traditional Model): در این مدل ابتدا معنی واژه‌ها به صورت معنای کلمه­به­کلمۀ ترکیب مورد نظر، به ذهن شخص خطور می­کند و در صورتی­که عمل درک به صورت کامل انجام نگیرد، شخص رو به معنای اصطلاحی یا ضمنی ترکیب مورد نظر می­آورد. (وینریچ، ۱۹۶۹).</p>
<p style="text-align: justify;">۲-۱: فرضیۀ واژگانی قاموسی (Lexicalization Hypothesis): براساس این فرضیه فرایند درک معنا به صورت هم­زمان از طریق دست­یابی شخص به معنای تحت اللفظی و معنای اصطلاحی (ضمنی) ترکیب مورد نظر، در راستای هم روی می­دهد. (سوئینی و کاتلر،۱۹۷۹).</p>
<p style="text-align: justify;">۳-۱: فرضیۀ دسترسی مستقیم (Direct Access Hypothesis): بر طبق این مدل فرایند درک ابتدا از طریق دسترسی مستقیم به معنای ضمنی یا اصطلاحی ترکیب مورد نظر انجام می­گیرد، و در صورتی­که درک انجام نشود، شخص روی به معنی تحت اللفظی یا کلمه­به­کلمۀ ترکیب می­آورد. (گیبس، ۱۹۸۵).</p>
<p style="text-align: justify;">۲- فرایند تولید: در این فرایند که بعد از درک روی می­دهد، در آن مترجم به خلق متن از زبان مبدأ به زبان مقصد می­پردازد، لذا از این حیث سه مدل ترجمه ارائه شده: ترجمۀ کلمه­به­کلمه، ترجمۀ تحت اللفظی، و ترجمۀ آزاد. (کتفورد، ۱۹۶۵).</p>
<p style="text-align: justify;">۱-۲: ترجمۀ کلمه­به­کلمه (Word-for-Word Translation): دراین نوع ترجمه، مترجم هر کلمه از زبان مبدأ را با کلمه­ای از زبان مقصد جای­گزین می­کند و هیچ تغییری را در ساختار دستوری آن ایجاد نمی­کند.</p>
<p style="text-align: justify;">مانند: <em>H</em><em>aste makes waste</em> ترجمه می­شود به: <em>عجله می­سازد تلف</em></p>
<p style="text-align: justify;">۲-۲: ترجمۀ تحت اللفظی (Literal Translation): در ترجمۀ تحت اللفظی، ممکن است که مترجم ترجمۀ خود را با ترجمۀ کلمه­به­کلمه آغاز کرده و در ادامه با افزودن واژه‌های اضافی در متن ترجمه، و هم­چنین تغییر در ساختار دستوری، مطابق با ساختار دستوری زبان مقصد، ترجمۀ خود را پیش برد. به عبارت دیگر این نوع ترجمه، ترجمه­ای ما بین ترجمۀ آزاد و ترجمۀ کلمه­به­کلمه می­باشد. مانند: <em>When in Rome, do as the Romans do</em><em> </em>ترجمه می­شود به: <em>وقتی در روم هستی مانند رومیان رفتار کن.</em>  </p>
<p style="text-align: justify;">۳-۲: ترجمۀ آزاد (Free Translation): مترجم واژه‌های زبان مبدأ را با عبارتی یا یک گروه از واژه­ها در زبان مقصد و یا بالعکس (عبارتی و یا گروهی از واژه‌های زبان مبدأ را با کلمه­ای در زبان مقصد) جای­گزین می­کند. به عبارت دیگر، مترجم مفهوم متن مورد ترجمه در زبان مبدأ را با مفهوم مشابه آن در زبان مقصد جای­گزین کرده و در این میان معنای اصطلاحی و ضمنی واژه­ها و جملات هر دو زبان را مد نظر قرار می­دهد. دراین نوع ترجمه تاکید اصلی مترجم بر انتقال مفاهیم از زبان مبدأ به زبان مقصد می­باشد و از افزایش و یا کاهش در ترجمۀ خلق شده، ابائی ندارد. مانند: <em>When in Rome, do as the Romans do</em><em> </em>ترجمه می­شود به:<em> خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.</em></p>
<p style="text-align: justify;">با توجه به مطالب فوق و تفاوتهای موجود بین مدل­های درک و همچنین سه مدل ترجمۀ ذکرشده در فرایند تولید، این­گونه می­توان پیش­بینی کرد که فرایند دومِ درک، یعنی&#8221; فرضیۀ واژگانی قاموسی&#8221; منطبق با فرایند دومِ تولید &#8221; ترجمه تحت اللفظی،&#8221; و فرایند سومِ درک &#8220;فرضیۀ دسترسی مستقیم&#8221; منطبق با فرایند سومِ تولید &#8221; ترجمۀ آزاد،&#8221; می­باشد، و این فرایندها با یکدیگر محقق می­شوند، بدین معنا که در صورتی­که فرایند درک مترجم از نوع دوم باشد، مترجم روی به ترجمۀ تحت اللفظی می­آورد، و در صورتی­که درک از نوع سوم باشد، مترجم ترجمه­ای آزاد را اتخاذ می­کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اهداف و اهمیت تحقیق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بحث مشکلات مترجمان فارسی­زبان در برخورد با واژه‌های مرکب انگلیسی، علل بروز این مشکلات، چگونگی درک این نوع ترکیبات از سوی مترجمان، و نیز تأثیر این درک در ترجمۀ خلق­شده، به مبحثی انکارناپذیر در حیطۀ ترجمه تبدیل شده است. اهمیت ارائۀ ترجمه­ای صحیح از سوی مترجمان عزیز کشورمان، نویسندۀ این گفتار را بر آن داشت تا به بررسی دقیق و عمیق مشکلات مترجمان فارسی­زبان در درک این نوع از نوواژگان (با لحاظ قراردادن این مطلب که انگلیسی­زبانان، به عنوان کسانی که زبان انگلیسی زبان مادری آن­هاست، در مواجه با این­گونه نوواژگان نیز دچار مشکل هستند)، و پس از آن، به بررسی روابط بین درک و خلق  ترجمه­ای صحیح از این نوع ترکیبات بپردازد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سوالات تحقیق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">این تحقیق، پاسخ­هایی را به سوالات ذیل ارائه خواهد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">۱- آیا در درک و سپس در ترجمۀ واژه‌های مرکب انگلیسی، مترجمان فارسی­زبان با همان مشکلاتی روبرو می­شوند که انگلیسی­زبانان با آن روبرویند؟</p>
<p style="text-align: justify;">۲- استراتژی­هایی که مترجمان فارسی­زبان در ترجمۀ این نوع از نوواژگان (واژه‌های مرکب) اتخاذ می­کنند، کدامند؟</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فرضیه تحقیق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">با توجه به مطالب ذکر شده درمورد واژه‌های مرکب و همچنین سه متغیرمؤثر در درک واژه­ها (ابهامات نحوی، ابهامات معنایی و ابهامات ارجاعات فرهنگی)، فرضییه­های ذیل برای این تحقیق در نظر گرفته شد:</p>
<p style="text-align: justify;">- فرایند درک واژه‌های مرکب در زبان اول (انگلیسی­زبانان) مشابه زبان دوم (فارسی­زبانان) می­باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">- فرایند درک در زبان اول و در زبان دوم تحت تاثیر معنای ضمنی (اصطلاحی) ترکیب مورد نظر می­باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">- در زبان اول و در زبان دوم، معنای ضمنی ترکیب، و در نتیجه، ترجمۀ آزاد آن­ها مورد کاربرد قرار می­گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>روش تحقیق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اهداف اولیۀ این تحقیق، در ابتدا بررسی فرایند صحیح درک و انطباق آن با یکی از مدل­های ترجمه در واژه‌های مرکب انگلیسی در مترجمان فارسی­زبان بود. علاوه بر این، با مشاهدۀ استراتژی­های مختلف به­کار رفته از سوی مترجمان حاضر در این تحقیق، و رابطۀ آن با فرایند درک در این قبیل واژه­ها، شیوۀ صحیحی از ترجمه در دستیابی به مفهوم ضمنی ترکیبات ارائه شد. در نهایت، تحقیق حاضر به ابهامات موجود در این زمینه پاسخ داده و راه را برای تحقیقات آتی هموار می­سازد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شرکت کنندگان</strong></p>
<p style="text-align: justify;">۳۰ دانشجوی دختر و پسر ترم­های ۷ و ۸ دانشگاه آزاد بندرعباس در رشتۀ مترجمی زبان انگلیسی برای انجام این تحقیق انتخاب شدند. علت انتخاب آن­ها این بود که تمامی واحدهائی را که به آن­ها امکان برخورد با واژه‌های مرکب را می­داد، گذرانده و یا درحال گذراندن آن بودند (ترجمۀ ساده، پیشرفته، مطبوعاتی، سیاسی و اقتصادی). این شرکت­کنندگان هم­چنین، واحد واژه­شناسی را گذرانده و با فرایند شکل­گیری و ساخت این قبیل ترکیبات آشنا بودند. واحدهای فوق­الذکر به شرکت­کنندگان بیشترین شانس را برای برخورد با نوواژگان و علی­الخصوص واژه‌های مرکب را، که تحقیق ما براین موضوع متمرکز بوده، می­داد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ابزار تحقیق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در استخراج واژه‌های مرکب در این تحقیق، منابع ذیل مورد استفاده قرار گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">فرهنگ یک­زبانۀ آکسفورد، فرهنگ دوزبانۀ هزاره، فرهنگ سیاسی و مطبوعاتی، روزنامه­های چاپ انگلیسی کیهان و ایران نیوز. در نهایت ۶۰ کلمۀ مرکب از ۴ نسخۀ روزنامه­های فوق­الذکر انتخاب و با فرهنگ­ها انطباق داده شدند. معیار انتخاب این واژه‌های مرکب، تعداد تکرار&#8221;"frequency (استفادۀ بیش از ۵ مرتبه از این ترکیبات)، قابلیت فهم &#8220;readability&#8221; (استفاده از این­گونه واژه­ها در قالب جمله و متن)، منشاء شکل­گیری ترکیب&#8221;interesting origin&#8221; (واژه، دیکتاتور&#8221;"Big Brother برای اولین بار توسط جرج ارول در کتاب ۱۹۸۴ مورد استفاده قرار گرفت)، بود. در این تحقیق از دو نوع تست استفاده شد. تست چندگزینه­ای(<strong>تست آ</strong>) درمورد ۱۵ کلمۀ مرکب در قالب جمله برای سنجش میزان درک مترجمان مورد آزمایش، و تست ترجمۀ (<strong>تست ب</strong>) در قالب ارائۀ ۴۵ کلمۀ مرکب در قالب متن و جمله برای ارزیابی نوع ترجمه و معادل اتخاذ شده برای این گونه ترکیبات. تست­ها پس از آماده­شدن، و قبل از ارائه به شرکت­کنندگان، توسط تعدادی از اساتید زبان مورد بازبینی قرار گرفتند و انطباق سطح واژه­های ارائه­شده با مفاهیم ارائه­شده در کلاس­های مختلف ترجمۀ فوق­الذکر، مورد تائید قرار گرفتند. (پایایی متن).</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong><strong>جدول۱ :</strong> <strong>نمونه واژه‌های مرکب اسخراج­شده از روزنامه­ها </strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="42"><strong>ردیف</strong><strong> </strong></td>
<td width="186"><strong>واژه‌های   مرکب</strong><strong> </strong></td>
<td width="46"><strong>ردیف</strong><strong> </strong></td>
<td width="169"><strong>واژه‌های   مرکب</strong><strong> </strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">۱</td>
<td width="186" valign="top">lawmakers</td>
<td width="46" valign="top">31</td>
<td width="169" valign="top">inalienable right</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">2</td>
<td width="186" valign="top">spokesman              </td>
<td width="46" valign="top">۳۲</td>
<td width="169" valign="top">teargas canisters</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">3</td>
<td width="186" valign="top">bilateral cooperation</td>
<td width="46" valign="top">33</td>
<td width="169" valign="top">blackmail</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">4</td>
<td width="186" valign="top">military force</td>
<td width="46" valign="top">34</td>
<td width="169" valign="top">White House</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">5</td>
<td width="186" valign="top">peaceful demonstration</td>
<td width="46" valign="top">35</td>
<td width="169" valign="top">hardline regime</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">6</td>
<td width="186" valign="top">international issues</td>
<td width="46" valign="top">36</td>
<td width="169" valign="top">disastrous consequences</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">7</td>
<td width="186" valign="top">current situation</td>
<td width="46" valign="top">37</td>
<td width="169" valign="top">apartheid wall</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">8</td>
<td width="186" valign="top">nuclear weapons</td>
<td width="46" valign="top">38</td>
<td width="169" valign="top">God willing</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">9</td>
<td width="186" valign="top">gunmen</td>
<td width="46" valign="top">39</td>
<td width="169" valign="top">decisive role</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">10</td>
<td width="186" valign="top">firefights</td>
<td width="46" valign="top">40</td>
<td width="169" valign="top">Road map</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">11</td>
<td width="186" valign="top">West Bank</td>
<td width="46" valign="top">41</td>
<td width="169" valign="top">man handled</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">12</td>
<td width="186" valign="top">eyewitnesses</td>
<td width="46" valign="top">42</td>
<td width="169" valign="top">territorial integrity</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">13</td>
<td width="186" valign="top">political progress</td>
<td width="46" valign="top">43</td>
<td width="169" valign="top">money lender</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">14</td>
<td width="186" valign="top">battleground</td>
<td width="46" valign="top">44</td>
<td width="169" valign="top">Big Brother</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">15</td>
<td width="186" valign="top">under domain</td>
<td width="46" valign="top">45</td>
<td width="169" valign="top">clock ticking</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">16</td>
<td width="186" valign="top">joint press conference</td>
<td width="46" valign="top">46</td>
<td width="169" valign="top">war clouds</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">17</td>
<td width="186" valign="top">regional developments</td>
<td width="46" valign="top">47</td>
<td width="169" valign="top">budget message</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">18</td>
<td width="186" valign="top">suicide attack</td>
<td width="46" valign="top">48</td>
<td width="169" valign="top">after life</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">19</td>
<td width="186" valign="top">interest rate</td>
<td width="46" valign="top">49</td>
<td width="169" valign="top">capital punishment</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">20</td>
<td width="186" valign="top">economic growth</td>
<td width="46" valign="top">50</td>
<td width="169" valign="top">brain-drain   </td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">۲۱</td>
<td width="186" valign="top">corrupt powers</td>
<td width="46" valign="top">51</td>
<td width="169" valign="top">deaf-mute</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">22</td>
<td width="186" valign="top">civilian purpose</td>
<td width="46" valign="top">52</td>
<td width="169" valign="top">ready-made</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">23</td>
<td width="186" valign="top">common views</td>
<td width="46" valign="top">53</td>
<td width="169" valign="top">man-eater</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">24</td>
<td width="186" valign="top">majority leader</td>
<td width="46" valign="top">54</td>
<td width="169" valign="top">man-made</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">25</td>
<td width="186" valign="top">senior adviser</td>
<td width="46" valign="top">55</td>
<td width="169" valign="top">danclapping</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">26</td>
<td width="186" valign="top">second sermon</td>
<td width="46" valign="top">56</td>
<td width="169" valign="top">roly-poly</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">27</td>
<td width="186" valign="top">border clash</td>
<td width="46" valign="top">57</td>
<td width="169" valign="top">Alocholiday</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">28</td>
<td width="186" valign="top">moral values</td>
<td width="46" valign="top">58</td>
<td width="169" valign="top">landslide</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">29</td>
<td width="186" valign="top">stronger measure</td>
<td width="46" valign="top">59</td>
<td width="169" valign="top">honeymoon</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">30</td>
<td width="186" valign="top">Non-Aligned Movement</td>
<td width="46" valign="top">60</td>
<td width="169" valign="top">aftermath</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong>روند تحقیق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بعد از انتخاب و استخراج ترکیبات مورد نظر از منابع، تحقیق در دو مرحلۀ اصلی انجام شد.</p>
<p style="text-align: justify;">مرحلۀ اول (<strong>تست آ</strong>).<strong> مرحلۀ درک</strong>: محقق بهترین و مناسب­ترین شیوۀ ارزیابی میزان درک مترجمان مورد آزمایش در برخورد با واژه‌های مرکب، را در قالب تست­های چندگزینه­ای دانست ( ارائۀ ۱۵ کلمه از ۶۰ کلمه مورد بررسی). بدین ترتیب که هر کدام از واژه‌های مرکب انگلیسی را در قالب جمله­ای ارائه داده و مترجمان می­بایست مترادف و یا تعریف صحیح ارائه­شده از آن گزینه را، از میان گزینه­های نادرست انتخاب می­کردند. واژه‌های مرکب ارائه­شده هر کدام به نوبۀ خود ابهامات معنایی، نحوی  و ارجاعات فرهنگی را به همراه داشتند، و بدین صورت مترجمان مورد آزمایش در انتخاب گزینۀ صحیح با مشکل مواجه می­شدند. برای نمونه، ترکیب &#8220;<em>آدم خوار</em>&#8220;(<em>man-eater</em>) درجملۀ &#8220;آدم خوار آخرین قربانی­اش را گرفت&#8221; Man-eater sacrificed his last victim، دارای ابهامات نحوی دردو گزینه ازسه گزینه بود.  </p>
<p style="text-align: left;"> a) a man who is eaten by another</p>
<p style="text-align: left;">b) a man who kills without purpose </p>
<p style="text-align: left;">c) a man who eats human being</p>
<p style="text-align: justify;">یا در جملۀ&#8221;صدام حسین برای عراقی­ها یک دیکتاتور بود&#8221;Saddam Houssein was a Big Brother for Iraqi&#8217;s people، کلمۀ مرکب Big Brother در دو گزینه از سه گزینه، دارای این ابهامات معنایی بود.</p>
<p style="text-align: left;">a) a person in authority who controls people&#8217;s behavior and thoughts</p>
<p style="text-align: left;">b) an intelligent leader                         c) an older brother</p>
<p style="text-align: justify;">مشکل تست­های چندگزینه­ای این است که فقط به ارزیابی و سنجش واژه‌های مرکب در فرایند&#8221;درک&#8221; در قالب جمله و خارج از متن می­پرداخت، و این امر تضمین­کنندۀ آن نیست که آیا مترجمان قادر هستند که در فرایند تولید نیز ترجمۀ قابل قبول و یا معادل مناسبی را برای این نوع از نوواژگان ارائه دهند.  بنابراین، تحقیق حاضر نیازمند ارزیابی و ارائۀ مرحلۀ دیگری به نام مرحلۀ تولید یا ترجمه بود.</p>
<p style="text-align: justify;">مرحلۀ دوم (<strong>تست ب</strong>)،<strong> مرحلۀ تولید یا ترجمه</strong>: مرحلۀ ترجمه در واقع مکمل و تکمیل­کننده مرحلۀ درک می­باشد. بدین منظور محقق در این مرحله، هم به ارزیابی میزان درک، و هم به ارزیابی خلق ترجمه­ای صحیح از سوی مترجمان مورد آزمایش می­پردازد. برای نیل بدین هدف، محقق ۴۵ کلمه را از ۶۰ کلمۀ مرکب مورد ارزیابی در قالب دو فرم (ارائۀ این­گونه از ترکیبات درقالب جمله­های مختلف و متن­های مختلف) ارائه داد تا در وهلۀ اول ابهامات (نحوی، معنایی و ارجاعات فرهنگی) مترجمان در برخورد با این واژه­ها را مورد ارزیابی قرارداده، و در وهلۀ بعد، نحوۀ ترجمۀ این نوع از نوواژگان و استراتژی­های اتخاذ شده (ترجمۀ تحت اللفظی، معادل تقریبی، توضیح و ترجمۀ آزاد) از سوی مترجمان را، مورد ارزیابی قرار دهد. مترجمان می­بایست فقط برای واژه‌های مرکب مشخص­شده در جمله یا متن، معادل صحیح و یا ترجمۀ مناسب فارسی آن را، با توجه به معنی نوواژۀ مرکب در جمله یا متن مورد نظر، ارائه می­دادند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> نتایج</strong></p>
<p style="text-align: justify;">نحوۀ محاسبۀ نتایج به دست آمده در تست­های درک بدین صورت است که جواب­های صحیح داده­شده از سوی مترجمان مورد آزمایش به هر کدام از آیتم­ها (هر کلمۀ مرکب) محاسبه و در نتیجه درصد جواب­های صحیح مربوط به هر آیتم در قالب شاخص آسانی سؤال(Facility Index) ارائه می­شود. آیتم­هایی که در جدول درصد کمتری را کسب کرده­اند در آن آیتم مترجمان با مشکل درک بیشتری مواجه بوده­اند و آیتم­های با درصد بالاتر نشان از مشکل کمتر در درک دارد. در این بخش همچنین به تجزیه و تحلیل آماری هرکدام از متغیرها (ابهامات نحوی، معنایی و ارجاعات فرهنگی) در مورد هر کدام از آیتم­ها پرداخته می­شود. برای تست­های مربوط به بخش ترجمه علاوه بر نحوۀ محاسبۀ فوق  به محاسبات مربوط به پاسخ­های مترجمان در استراتژی­های( ترجمۀ تحت­اللفظی، معادل تقریبی، توضیح و ترجمۀ آزاد)  به کار برده شده برای معادل­یابی و ترجمۀ هرکدام از آیتم­ها پرداخته می­شود.</p>
<p style="text-align: justify;">به عنوان نمونه در بخش ترجمه، ۱۱مترجم از ۳۰ مترجم، واژۀ &#8220;West Bank&#8221; را که معادل آن در فارسی &#8220;کرانۀ غربی&#8221; می­باشد، به صورت تحت­الفظی (Literal Translation) ترجمه و معادل &#8220;بانک غربی&#8221; را گذاشته­اند و یا برای ترجمۀ واژۀ &#8220;&#8221;eyewitnesses 6 نفر از ۳۰ نفر افراد مورد آزمایش  به جای معادل &#8221; شاهدان عینی&#8221; از استراتژی معادل تقریبی (Approximate Equivalent) استفاده کرده و آن­را &#8220;شاهد حضوری&#8221; ترجمه کرده­اند. یا در مورد واژه­های &#8220;money lender&#8221; و&#8221;interest rate&#8221; که معادل آن­ها به ترتیب &#8220;پول شویی&#8221; و&#8221;نرخ بهره&#8221; می­باشد، از استراتژی توضیح (Explanation) استفاده کرده و به ترتیب معادل­های&#8221; پولی که بصورت غیر قانونی و در راه نادرست از آن استفاده شود&#8221; و &#8220;سودی که برای پول در یک فعالیت اقتصادی داده می­شود&#8221;  را برگزیده­اند. در مورد استراتژی آخر، یعنی ترجمۀ آزاد (Free Translation) که با توجه به بافت متنی و یا مفهوم جمله بهترین مفهوم، و در واقع، معنای ضمنی کلمۀ مرکب مورد نظر را منتقل می کرده، به عنوان نمونه می­توان به ترکیبات &#8220;White House&#8221; و &#8220;international issues&#8221; را که تمامی مترجمان مورد آزمایش به درستی &#8220;کاخ سفید&#8221;و&#8221;مسائل بین­المللی&#8221; ترجمه کرده، و یا واژه‌های مرکب&#8221;blackmail&#8221; و &#8220;apartheid wall&#8221;را به ترتیب، ۳ نفر و۷ نفر از ۳۰ نفر به­درستی &#8220;حق السکوت&#8221; و &#8220;دیوار حائل&#8221; ترجمه کرده­اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong><strong>جدول ۲: نتایج، واژه‌های مرکب قسمت درک(تست آ)</strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" width="454">
<tbody>
<tr>
<td width="51"><strong>رتبه</strong><strong> </strong></td>
<td width="138"><strong>آیتم   ها(از ۱۵سواال)</strong><strong> </strong></td>
<td width="170"><strong> </strong><strong>پاسخهای صحیح(ماکزیمم=۳۰)</strong><strong></strong></td>
<td width="94"><strong>شاخص   آسانی سوال از۱۰۰%</strong><strong></strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="51">۱٫۵</td>
<td width="138" valign="top">man-made</td>
<td width="170">30</td>
<td width="94">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">1.5</td>
<td width="138" valign="top">man-eater</td>
<td width="170">30</td>
<td width="94">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">3</td>
<td width="138" valign="top">war   clouds</td>
<td width="170">28</td>
<td width="94">93.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">4</td>
<td width="138" valign="top">ready-made</td>
<td width="170">24</td>
<td width="94">80%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">5</td>
<td width="138" valign="top">after   life</td>
<td width="170">22</td>
<td width="94">73.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">6</td>
<td width="138" valign="top">honeymoon</td>
<td width="170">18</td>
<td width="94">60%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">7</td>
<td width="138" valign="top">aftermath  </td>
<td width="170">۱۷</td>
<td width="94">۵۶٫۶%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">۸</td>
<td width="138" valign="top">brain-drain</td>
<td width="170">15</td>
<td width="94"> ۵۰%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">۹</td>
<td width="138" valign="top">budget   message</td>
<td width="170">13</td>
<td width="94">43.4%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">10</td>
<td width="138" valign="top">capital   punishment</td>
<td width="170">12</td>
<td width="94">40%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">11</td>
<td width="138" valign="top">landslide</td>
<td width="170">9</td>
<td width="94">30%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">12</td>
<td width="138" valign="top">Road   map</td>
<td width="170">7</td>
<td width="94">23.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">13</td>
<td width="138" valign="top">danclapping</td>
<td width="170">6</td>
<td width="94">20%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">14</td>
<td width="138" valign="top">Big   Brother</td>
<td width="170">4</td>
<td width="94">13.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="51">15</td>
<td width="138" valign="top">Alocholiday</td>
<td width="170">2</td>
<td width="94">6.6%</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong>جدول ۳: نتایج، واژه‌های مرکب قسمت ترجمه(تست ب)                                                        </strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="50"><strong>رتبه</strong><strong></strong></td>
<td width="176"><strong>آیتم   ها(از ۴۵سواال)</strong><strong></strong></td>
<td width="131"><strong>پاسخهای   صحیح(ماکزیمم=۳۰)</strong><strong></strong></td>
<td width="97"><strong>شاخص   آسانی سوال از۱۰۰%</strong><strong></strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">۴٫۵</td>
<td width="176" valign="top">bilateral   cooperation</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">4.5</td>
<td width="176" valign="top">White   House           </td>
<td width="131">۳۰</td>
<td width="97">۱۰۰%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">۴٫۵</td>
<td width="176" valign="top">military   force</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">4.5</td>
<td width="176" valign="top">international   issues</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">4.5</td>
<td width="176" valign="top">nuclear   weapons</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">4.5</td>
<td width="176" valign="top">political   progress</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">4.5</td>
<td width="176" valign="top">current   situation</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">4.5</td>
<td width="176" valign="top">common   views</td>
<td width="131">30</td>
<td width="97">100%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">9</td>
<td width="176" valign="top">moral   values</td>
<td width="131">27</td>
<td width="97">90%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">10</td>
<td width="176" valign="top">battleground</td>
<td width="131">26</td>
<td width="97">86.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">11</td>
<td width="176" valign="top">spokesman</td>
<td width="131">25</td>
<td width="97">83.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">12</td>
<td width="176" valign="top">gunmen</td>
<td width="131">24</td>
<td width="97">80%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">13.5</td>
<td width="176" valign="top">eyewitnesses</td>
<td width="131">21</td>
<td width="97">70%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">13.5</td>
<td width="176" valign="top">lawmakers</td>
<td width="131">21</td>
<td width="97">70%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">15.5</td>
<td width="176" valign="top">firefights</td>
<td width="131">20</td>
<td width="97">66.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">15.5</td>
<td width="176" valign="top">joint   press conference</td>
<td width="131">20</td>
<td width="97">66.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">17.5</td>
<td width="176" valign="top">regional   developments</td>
<td width="131">19</td>
<td width="97">63.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">17.5</td>
<td width="176" valign="top">deaf-mute</td>
<td width="131">19</td>
<td width="97">63.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">19.5</td>
<td width="176" valign="top">suicide   attack</td>
<td width="131">18</td>
<td width="97">60%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">19.5</td>
<td width="176" valign="top">peaceful   demonstration</td>
<td width="131">18</td>
<td width="97">60%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">21.5</td>
<td width="176" valign="top">corrupt   powers</td>
<td width="131">16</td>
<td width="97">53.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">21.5</td>
<td width="176" valign="top">roly-poly</td>
<td width="131">16</td>
<td width="97">53.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">23.5</td>
<td width="176" valign="top">economic   growth</td>
<td width="131">15</td>
<td width="97">50%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">23.5</td>
<td width="176" valign="top">West    Bank</td>
<td width="131">15</td>
<td width="97">50%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">26</td>
<td width="176" valign="top">man   handled</td>
<td width="131">14</td>
<td width="97">46.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">26</td>
<td width="176" valign="top">decisive   role</td>
<td width="131">14</td>
<td width="97">46.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">26</td>
<td width="176" valign="top">God   willing</td>
<td width="131">14</td>
<td width="97">46.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">28</td>
<td width="176" valign="top">under   domain</td>
<td width="131">13</td>
<td width="97">43.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">29.5</td>
<td width="176" valign="top">stronger   measure</td>
<td width="131">12</td>
<td width="97">40%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">29.5</td>
<td width="176" valign="top">majority   leader</td>
<td width="131">12</td>
<td width="97">40%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">31.5</td>
<td width="176" valign="top">inalienable   right</td>
<td width="131">11</td>
<td width="97">36.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">31.5</td>
<td width="176" valign="top">teargas   canisters</td>
<td width="131">11</td>
<td width="97">36.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">33</td>
<td width="176" valign="top">senior   adviser</td>
<td width="131">10</td>
<td width="97">33.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">35</td>
<td width="176" valign="top">civilian   purpose</td>
<td width="131">9</td>
<td width="97">30%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">35</td>
<td width="176" valign="top">hardline   regime</td>
<td width="131">9</td>
<td width="97">30%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">35</td>
<td width="176" valign="top">second   sermon</td>
<td width="131">9</td>
<td width="97">30%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">37</td>
<td width="176" valign="top">disastrous   consequences</td>
<td width="131">8</td>
<td width="97">26.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">38</td>
<td width="176" valign="top">apartheid   wall</td>
<td width="131">7</td>
<td width="97">23.3%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">39.5</td>
<td width="176" valign="top">interest   rate</td>
<td width="131">6</td>
<td width="97">20%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">39.5</td>
<td width="176" valign="top">border   clash</td>
<td width="131">6</td>
<td width="97">20%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">41</td>
<td width="176" valign="top">territorial   integrity</td>
<td width="131">5</td>
<td width="97">16.6%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">43</td>
<td width="176" valign="top">Non-Aligned   Movement</td>
<td width="131">3</td>
<td width="97">10%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">43</td>
<td width="176" valign="top">blackmail</td>
<td width="131">3</td>
<td width="97">10%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">43</td>
<td width="176" valign="top">clock   ticking</td>
<td width="131">3</td>
<td width="97">10%</td>
</tr>
<tr>
<td width="50" valign="top">45</td>
<td width="176" valign="top">money   lender</td>
<td width="131">2</td>
<td width="97">6.6%</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong>جدول ۴: نتایج، استراتژی­های به کار رفته از سوی مترجمان در ترجمۀ واژه‌های مرکب </strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" width="454">
<tbody>
<tr>
<td width="32"><strong>رتبه</strong></td>
<td width="128"><strong>آیتم­ها(از ۴۵ سؤاال)</strong></td>
<td width="76"><strong>ترجمۀ آزاد (ماکزیمم=۳۰)</strong></td>
<td width="76"><strong>معادل تقریبی (ماکزیم=۳۰)</strong><strong></strong></td>
<td width="76"><strong>تحت اللفظی (ماکزیمم=</strong><strong>۳۰</strong><strong></strong></td>
<td width="66"><strong>توضیح(ماکزیمم=۳۰)</strong><strong></strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱</td>
<td width="128" valign="top">
<p style="text-align: left;">bilateral   cooperation</p>
</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۲</td>
<td width="128" valign="top">White   House </td>
<td width="76">۳۰</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۳</td>
<td width="128" valign="top">military   force</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۴</td>
<td width="128" valign="top">international   issues</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۵</td>
<td width="128" valign="top">nuclear   weapons</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۶</td>
<td width="128" valign="top">political   progress</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۷</td>
<td width="128" valign="top">current   situation</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۸</td>
<td width="128" valign="top">common   views</td>
<td width="76">30</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۹</td>
<td width="128" valign="top">moral   values</td>
<td width="76">27</td>
<td width="76">3</td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۰</td>
<td width="128" valign="top">battleground</td>
<td width="76">26</td>
<td width="76">2</td>
<td width="76" valign="top">2</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۱</td>
<td width="128" valign="top">spokesman</td>
<td width="76">25</td>
<td width="76"> </td>
<td width="76" valign="top">۲</td>
<td width="66" valign="top">۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۲</td>
<td width="128" valign="top">gunmen</td>
<td width="76">24</td>
<td width="76">4</td>
<td width="76" valign="top">2</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۳</td>
<td width="128" valign="top">eyewitnesses</td>
<td width="76">21</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76" valign="top">3</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۴</td>
<td width="128" valign="top">lawmakers</td>
<td width="76">21</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top">۳</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۵</td>
<td width="128" valign="top">firefights</td>
<td width="76">20</td>
<td width="76">4</td>
<td width="76" valign="top">3</td>
<td width="66" valign="top">3</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">16</td>
<td width="128" valign="top">Joint   press conference</td>
<td width="76">20</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76" valign="top">2</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">17</td>
<td width="128" valign="top">regional   developments</td>
<td width="76">19</td>
<td width="76">4</td>
<td width="76" valign="top">5</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">18</td>
<td width="128" valign="top">deaf-mute</td>
<td width="76">19</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top">۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۱۹</td>
<td width="128" valign="top">suicide   attack</td>
<td width="76">18</td>
<td width="76">5</td>
<td width="76" valign="top">5</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">20</td>
<td width="128" valign="top">peaceful   demonstration</td>
<td width="76">18</td>
<td width="76">5</td>
<td width="76" valign="top">7</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۲۱</td>
<td width="128" valign="top">corrupt   powers</td>
<td width="76">16</td>
<td width="76">8</td>
<td width="76" valign="top">6</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۲۲</td>
<td width="128" valign="top">roly-poly</td>
<td width="76">16</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76" valign="top">6</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">23</td>
<td width="128" valign="top">economic   growth</td>
<td width="76">15</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76" valign="top">7</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">24</td>
<td width="128" valign="top">West    Bank</td>
<td width="76">15</td>
<td width="76">4</td>
<td width="76" valign="top">11</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۲۵</td>
<td width="128" valign="top">man   handled</td>
<td width="76">14</td>
<td width="76">5</td>
<td width="76" valign="top">5</td>
<td width="66" valign="top">6</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">26</td>
<td width="128" valign="top">decisive   role</td>
<td width="76">14</td>
<td width="76">9</td>
<td width="76" valign="top">7</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۲۷</td>
<td width="128" valign="top">God   willing</td>
<td width="76">14</td>
<td width="76">8</td>
<td width="76" valign="top">4</td>
<td width="66" valign="top">4</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">28</td>
<td width="128" valign="top">under   domain</td>
<td width="76">13</td>
<td width="76">10</td>
<td width="76" valign="top">5</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">29</td>
<td width="128" valign="top">stronger   measure</td>
<td width="76">12</td>
<td width="76">8</td>
<td width="76" valign="top">10</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۳۰</td>
<td width="128" valign="top">majority   leader</td>
<td width="76">12</td>
<td width="76">13</td>
<td width="76" valign="top">2</td>
<td width="66" valign="top">3</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">31</td>
<td width="128" valign="top">inalienable   right</td>
<td width="76">11</td>
<td width="76">10</td>
<td width="76" valign="top">5</td>
<td width="66" valign="top">4</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">32</td>
<td width="128" valign="top">teargas   canisters</td>
<td width="76">11</td>
<td width="76">14</td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top">۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۳۳</td>
<td width="128" valign="top">senior   adviser</td>
<td width="76">10</td>
<td width="76">13</td>
<td width="76" valign="top">5</td>
<td width="66" valign="top">2</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">34</td>
<td width="128" valign="top">civilian   purpose</td>
<td width="76">9</td>
<td width="76">10</td>
<td width="76" valign="top">11</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۳۵</td>
<td width="128" valign="top">hardline   regime</td>
<td width="76">9</td>
<td width="76">12</td>
<td width="76" valign="top">6</td>
<td width="66" valign="top">3</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">36</td>
<td width="128" valign="top">second   sermon</td>
<td width="76">9</td>
<td width="76">10</td>
<td width="76" valign="top">11</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۳۷</td>
<td width="128" valign="top">disastrous   consequences</td>
<td width="76">8</td>
<td width="76">14</td>
<td width="76" valign="top">3</td>
<td width="66" valign="top">5</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">38</td>
<td width="128" valign="top">apartheid   wall</td>
<td width="76">7</td>
<td width="76">15</td>
<td width="76" valign="top"> </td>
<td width="66" valign="top">۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۳۹</td>
<td width="128" valign="top">interest   rate</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76">12</td>
<td width="76" valign="top">6</td>
<td width="66" valign="top">6</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">40</td>
<td width="128" valign="top">border   clash</td>
<td width="76">6</td>
<td width="76">12</td>
<td width="76" valign="top">6</td>
<td width="66" valign="top">6</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">41</td>
<td width="128" valign="top">territorial   integrity</td>
<td width="76">5</td>
<td width="76">15</td>
<td width="76" valign="top">10</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۴۲</td>
<td width="128" valign="top">Non-Aligned   Movement</td>
<td width="76">3</td>
<td width="76">10</td>
<td width="76">3</td>
<td width="66">14</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">43</td>
<td width="128" valign="top">blackmail</td>
<td width="76">3</td>
<td width="76">3</td>
<td width="76" valign="top">18</td>
<td width="66" valign="top">6</td>
</tr>
<tr>
<td width="32">44</td>
<td width="128" valign="top">
<p style="text-align: justify;">clock   ticking</p>
</td>
<td width="76">3</td>
<td width="76">7</td>
<td width="76" valign="top">20</td>
<td width="66" valign="top"> </td>
</tr>
<tr>
<td width="32">۴۵</td>
<td width="128" valign="top">
<p style="text-align: justify;">money   lender</p>
</td>
<td width="76">2</td>
<td width="76">2</td>
<td width="76" valign="top">6</td>
<td width="66" valign="top">
<p style="text-align: justify;">20</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong>جدول ۵: خلاصۀ آماری از واژه‌های مرکب قسمت درک در رابطه با متغیرها</strong><strong></strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="42" valign="top"><strong>ردیف</strong><strong></strong></td>
<td width="176" valign="top"><strong>متغیرها</strong><strong></strong></td>
<td width="76" valign="top"><strong>میانگین</strong><strong></strong></td>
<td width="85" valign="top"><strong>شاخص آسانی سوال از۱۰۰%</strong><strong></strong></td>
<td width="76" valign="top"><strong>انحراف از معیار</strong><strong></strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">۱</td>
<td width="176" valign="top">ابهامات معنایی</td>
<td width="76" valign="top">۱۳٫۲۷</td>
<td width="85" valign="top">۴۴٫۲۲%</td>
<td width="76" valign="top">۷٫۸۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">۲</td>
<td width="176" valign="top">ابهامات نحوی</td>
<td width="76" valign="top">۱۸٫۶۲</td>
<td width="85" valign="top">۶۲٫۰۷%</td>
<td width="76" valign="top">۹٫۵۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">۳</td>
<td width="176" valign="top">ابهامات ارجاعات فرهنگی</td>
<td width="76" valign="top">۶٫۵</td>
<td width="85" valign="top">۱۴٫۹۵%</td>
<td width="76" valign="top">۰٫۷</td>
</tr>
<tr>
<td width="42" valign="top">۴</td>
<td width="176" valign="top">تعداد کل آیتم ها=۱۵</td>
<td width="76" valign="top">۱۵٫۸</td>
<td width="85" valign="top">۵۲٫۶۵%</td>
<td width="76" valign="top">۹٫۳۹</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong>جدول ۶: خلاصۀ آماری از واژه‌های مرکب قسمت ترجمه در رابطه با متغیرها</strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="41" valign="top"><strong>ردیف</strong><strong></strong></td>
<td width="177" valign="top">
<p style="text-align: justify;"><strong>متغیرها</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="76" valign="top"><strong>میانگین</strong><strong></strong></td>
<td width="85" valign="top"><strong>شاخص آسانی سوال از۱۰۰%</strong><strong></strong></td>
<td width="76" valign="top"><strong>انحراف از معیار</strong><strong></strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="41" valign="top">۱</td>
<td width="177" valign="top">ابهامات معنایی</td>
<td width="76" valign="top">۱۶٫۸۵</td>
<td width="85" valign="top">۵۶٫۱۵%</td>
<td width="76" valign="top">۸٫۵۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="41" valign="top">۲</td>
<td width="177" valign="top">ابهامات نحوی</td>
<td width="76" valign="top">۱۸٫۷۷</td>
<td width="85" valign="top">۶۲٫۵۶%</td>
<td width="76" valign="top">۸٫۱۸</td>
</tr>
<tr>
<td width="41" valign="top">۳</td>
<td width="177" valign="top">ابهامات ارجاعات فرهنگی</td>
<td width="76" valign="top">۱۳٫۷۵</td>
<td width="85" valign="top">۴۵٫۸۲%</td>
<td width="76" valign="top">۱۱٫۹۲</td>
</tr>
<tr>
<td width="41" valign="top">۴</td>
<td width="177" valign="top">تعداد کل آیتم ها=۴۵</td>
<td width="76" valign="top">۱۶٫۴۶</td>
<td width="85" valign="top">۵۴٫۸۹%</td>
<td width="76" valign="top">
<p style="text-align: justify;">۸٫۹۰</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong>جدول ۷: خلاصۀ آماری از واژه‌های مرکب قسمت ترجمه در رابطه با استراتژی­ها</strong><strong></strong></p>
<table style="text-align: justify;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="47"><strong>ردیف</strong><strong></strong></td>
<td width="134"><strong>استراتژیها</strong><strong></strong></td>
<td width="91"><strong>کل پاسخها=۱۳۵۰</strong></td>
<td width="85"><strong>شاخص آسانی سوال از۱۰۰%</strong><strong></strong></td>
<td width="104"><strong>تعداد مترجمان استفاده کننده از استراتژی</strong><strong></strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="47">۱</td>
<td width="134"><strong>ترجمه   آزاد</strong><strong></strong></td>
<td width="91">۷۴۱</td>
<td width="85">۵۴٫۸۹</td>
<td width="104">۱۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="47">۲</td>
<td width="134"><strong>معادل   تقریبی</strong><strong></strong></td>
<td width="91">۲۸۷</td>
<td width="85">۲۱٫۲۶</td>
<td width="104">۶</td>
</tr>
<tr>
<td width="47">۳</td>
<td width="134"><strong>ترجمه   تحت اللفظی</strong><strong></strong></td>
<td width="91">۲۰۴</td>
<td width="85">۱۵٫۱۱</td>
<td width="104">۵</td>
</tr>
<tr>
<td width="47">۴</td>
<td width="134"><strong>توضیح</strong><strong></strong></td>
<td width="91">۱۱۸</td>
<td width="85">۸٫۷۴</td>
<td width="104">۳</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"> <strong>بحث و بررسی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در<strong> تست درک </strong>(تست آ) نتایج نشان داد  که مترجمان مورد آزمایش بیشترین مشکل را در برخورد با دو واژۀ &#8220;Road map،  Alocholiday&#8221; که دارای ابهام فرهنگی بودند، داشتند؛ فقط ۹۵/۱۴% از مترجمان پاسخی صحیح را به این دو کلمه  ارائه کرده بودند. دومین متغیر، ابهام معنایی بود که در این قسمت ۱۱ آیتم از ۱۵ آیتم دارای ابهامات معنایی بودند، که ۲۲/۴۴% از افراد پاسخی صحیح را به این بخش ارائه کردند. برای نمونه ۴ پاسخ صحیح از ۳۰ پاسخ با میانگین ۳/۱۳%  به کلمۀ مرکب &#8220;Big Brother&#8221; که دارای ابهام معنایی بود، ارائه شده بود. آخرین متغیر ابهام نحوی بود که مترجمان مورد آزمایش با مشکل کمتری در رابطه با سوالات دارای این نوع ابهامات روبرو بودند، چرا که درصد پاسخ­های صحیح ( ۷/۶۲% برای ۸ از ۱۵ آیتم) مؤید این ادعاست. برای نمونه تمامی شرکت­کنندگان در این تست به آیتم­های &#8220;man-eater، man-made&#8221; به­طور ۱۰۰% پاسخ صحیح، و به آیتم &#8220;danclapping&#8221;، که این واژۀ مرکب نیز همانند دو واژۀ قبلی دارای ابهام معنایی بود، فقط ۲۰% پاسخ صحیح ارائه کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">در <strong>تست ترجمه </strong>(تست ب) محقق تجزیه و تحلیل خود را در دو بخش متمرکز کرده و در ابتدا ۴۵ آیتم بخش ترجمه را از لحاظ ابهامات معنایی در فرایند درک مترجمان (قبل از فرایند ترجمه و تولید) مورد بررسی قرار داده و در بخش دوم استراتژی­های به کار رفته از سوی مترجمان را در ترجمۀ این ۴۵ کلمۀ مرکب مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، که به ترتیب درصد پاسخ­های صحیح برای ابهامات ارجاعات فرهنگی ( ۸۲/۴۵%)، معنایی(۱۵/۵۶%) و نحوی(۵۶/۶۲%) و در مورد استراتژی­های به کار رفته، یعنی استراتژی توضیح (۸٫۷۴%)، ترجمۀ تحت­اللفظی (۱۱/۱۵%)، معادل تقریبی (۲۶/۲۱%) و ترجمۀ آزاد (۸۹/۵۴%) را ارائه کرده بودند. محقق همچنین در این بخش به مقایسۀ درصد پاسخ­های ارائه شده در تست­های <strong>آ</strong> و <strong>ب</strong> پرداخت؛ چرا که در تست­های<strong> آ</strong> واژه‌های مرکب فقط در قالب جمله ارائه شده ولی در تست <strong>ب،</strong> هم در قالب جمله، و هم در قالب متن، ارائه شده بودند. درنتیجه درصد پاسخ­های صحیح در تست <strong>آ</strong> ۶۵/۵۲%  و در تست <strong>ب</strong> ۸۹/۵۴% بود، که این امر محقق را بر آن داشت تا در تست مربوط به ترجمه (تست <strong>ب</strong>) واژه‌هایی را که در قالب جمله ارائه شده بودند، از واژه­ها درقالب متن جدا کرده و به بررسی پاسخ­ها بپردازد، که در نتیجه نتایج نشان داد که ۲/۵۸% درقسمت واژه‌های مرکب در متن جواب صحیح داده شده و ۲/۴۸%  به واژه‌های مرکب در قالب جمله پاسخ داده شده، که این امر ثابت می­کند که مترجمان از واژه‌هایی که درقالب متن به کار رفته بودند، درک بهتری داشتند، و با توجه به جریان متن ترجمۀ مناسب و صحیحی را برای این نوع ترکیبات بر می­گزیدند. درنتیجه بافت متنی (context) می­تواند  نقش تعیین کننده­ای را در خلق ترجمۀ صحیح و معادل­یابی درست ایفا کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>نتیجه­گیری</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;">همان­گونه که در بخش­های مختلف این مقاله عنوان شد، واژه‌های مرکب بخش عظیم و زایایی از واژه‌های انگلیسی را در بر می‌گردند. فرایند فهم و درک و متعاقب آن بحث ترجمه و معادل‌یابی این نوع از ترکیبات، به موضوعی بسیار بحث­برانگیز در امر ترجمه تبدیل شده؛ این­که مترجمان عزیز در مواجه با این نوع از نوواژگان با چه مشکلاتی روبرو شده و متغیرهایی که در درک و ترجمۀ آنها تاثیر می­گذاشتند و استراتژی­هایی که مترجمان  اتخاذ می­کردند مواردی بود که به صورت جزء به جزء به آن پرداخته شد. نتایج داده­های گردآوری شده از ۳۰ دانشجوی کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی نشان می­دهد که این مترجمان در برخورد با واژه‌های مرکب از ابهامات معنایی، نحوی و ارجاعات فرهنگی موجود در این ترکیبات تاثیر پذیرفته و درنتیجه در فهم و ترجمۀ این نوع از نو واژگان با مشکل مواجه بودند. همچنین بررسی­ها نشان داد که مترجمان مورد بحث برای ترجمۀ این واژه­ها از چهار استراتژی (ترجمۀ تحت‌الفظی، معادل‌تقریبی، توضیح و ترجمۀ آزاد) استفاده می­کردند. نتا یج نشان از آن داشت که بهترین و مؤثرترین استراتژی در یافتن معادلی مناسب و خلق ترجمه­ای صحیح در برخورد با واژه‌های مرکب، استفاده از استراتژی ترجمۀ آزاد است، که این امر به نوبۀ خود منطبق با مدل فرضیۀ دسترسی مستقیم در فرایند درک می­باشد، که این فرضیه مدعی آن است که درک و فهم واژه‌های مرکب فقط با توجه به معنای اصطلاحی و ضمنی واژه‌های مرکب حاصل می­شود. بررسی­ها همچنین نشان داد که مترجمان، فهم و در نتیجه ترجمۀ بهتری را از واژه‌های مرکبی که در قالب متن­اند، ارائه می­دهند، تا آن­هایی که در قالب جمله‌اند؛ بنابراین متن را نیز می توان به عنوان متغیر دیگری دانست که نقش تاثیرگذاری را در ترجمۀ صحیح ایفا می­کند.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>منابع</em></strong><em> </em><strong></strong></p>
<p style="text-align: left;">Catford, J. C. (1965). <em>A Linguistic Theory of Translation</em>. London: Oxford University Press.</p>
<p style="text-align: left;">Gibbs, R. W. (1985). On the processing and understanding and memory of idioms. <em>Journal of Psycholinguistic Research</em>, 14, 465-472.</p>
<p style="text-align: left;">Haghshenas, A. M., Samei, H., &amp; Entekhabi, N. (2003). <em>Farhang Moaser Millenium</em>. Tehran: Farhang Moaser Publishers.</p>
<p style="text-align: left;">Iran entitled to nuclear energy. (2007, May 15). <em>Kayhan International Newspaper</em>.Vol XXV, 7523.</p>
<p style="text-align: left;">Iraq officials to push for U.S. support. (2007, May 12). <em>Iran</em><em> News Newspaper</em>. Vol XIII, 3496.</p>
<p style="text-align: left;">Mohajeri, A. A. (1997). <em>Dictionary of Journalism</em>. Tehran: Mozhdah Publication.</p>
<p style="text-align: left;">Mottaki accuses U.S. of supporting terrorism. (2007, April 25).<em> Iran News Newspaper</em>. Vol XIII, 3482.</p>
<p style="text-align: left;">Nowruzi, M. (2001). <em>A Dictionary of Political Terms</em>. Tehran: Ney Publication House.</p>
<p style="text-align: left;">Palestinian killed in West Bank raid. (2007, April 22).<em> Kayhan International Newspaper</em>.Vol XXV, 7503.</p>
<p style="text-align: left;">Swinney, D. A. &amp; Cutler, A. (1979). The access and processing of idiomatic expressions. <em>Journal of Verbal Learning and Verbal Behaviour</em>, 18, 523-534.</p>
<p style="text-align: left;">Weinrich, U. (1969). Problems in the analysis of idioms. <em>Substance and Structure of Language</em>. Los Angeles: University of California Press.<strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;"> &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>ضمیمه    </em></strong><strong><em>    </em></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تست آ: </strong>نمونه­ای از تست واژه‌های مرکب دربخش درک:<strong></strong></p>
<p style="text-align: left;">I. Select the best choice for the bold compound words</p>
<p style="text-align: left;">1- Many intellectuals left Iran in recent years. The government must take an action to prevent from <strong>brain-drain</strong>.</p>
<p style="text-align: left;">a) not able to think or talk in intelligent way</p>
<p style="text-align: left;">b) suffering from serious damage to brain</p>
<p style="text-align: left;">c) the movement of highly skilled and qualified people to another country</p>
<p style="text-align: left;">2- Saddam Hossein was a <strong>Big Brother</strong> for Iraqi&#8217;s people.</p>
<p style="text-align: left;">a) a person in authority who controls people&#8217;s behavior and thoughts</p>
<p style="text-align: left;">b) an intelligent leader</p>
<p style="text-align: left;">c) an older brother</p>
<p style="text-align: left;">3- <strong>Road map</strong> could not finish to Palestine and Israel conflict.</p>
<p style="text-align: left;">a) a map that indicates important roads</p>
<p style="text-align: left;">b) a road locates on a map          </p>
<p style="text-align: left;">c) a proper name with literal meaning refers to particular issue</p>
<p style="text-align: left;">4- <strong>Man-eater</strong> sacrificed his last victim.</p>
<p style="text-align: left;">a) a man who kills without purpose</p>
<p style="text-align: left;">b) a man who is eaten by another</p>
<p style="text-align: left;">c) a man who eats human being</p>
<p style="text-align: left;">5- This is the beginning of the end of the decade-long<strong> honeymoon</strong> between India and china.</p>
<p style="text-align: left;">a) the time period at the start of new activity without criticism</p>
<p style="text-align: left;">b) the time period of travel in other country</p>
<p style="text-align: left;">c) the time period those two countries send immigrants to each other.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>تست ب: </strong>نمونه­ای از تست واژه‌های مرکب در بخش تولید(ترجمه)<strong>:</strong></p>
<p style="text-align: left;">II. Provide Persian equivalent for the bold compound words</p>
<p style="text-align: left;">1- The U.S. Federal Reserve held <strong>interest rate</strong> steady at 5.25 percent on</p>
<p style="text-align: left;">Wednesday and stuck to a forecast steady of growth despite signs of </p>
<p style="text-align: left;">economic weakness.</p>
<p style="text-align: left;">2- Ahmadinejad said the <strong>economic growth</strong> was 4.6 percent in 2004.</p>
<p style="text-align: left;">3- Emami Kashani said here in his <strong>second sermon</strong> that the occupier Americans do not care a bit about fate of Iraqi nation.</p>
<p style="text-align: left;">4- Dadullah, aged about 40, is the most senior Taliban commander to be killed since the <strong>hardline regime</strong> was toppled nearly six years ago.</p>
<p style="text-align: left;">5- Eight people killed in a <strong>suicide attack</strong> in the western of Baghdad.</p>
<p style="text-align: left;">III. According to the following texts, present the best translation for the bold compound words.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>Text 2 </strong></p>
<p style="text-align: left;">Palestinian Killed in West Bank Raid</p>
<p style="text-align: left;">Israeli troops raided a northern West Bank village in search of militants on Saturday, waging several<strong> firefights</strong> with<strong> gunmen</strong> and killing one Palestinian, the army said.</p>
<p style="text-align: left;">Meanwhile, a number of Palestinian and foreign sympathizers were wounded on Friday afternoon when IOF troops used force to quill a <strong>peaceful demonstration</strong> against the <strong>apartheid</strong> <strong>wall</strong> near the village Bilin to the west of the southern <strong>West Bank</strong> city of Ramallah.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>Eyewitnesses</strong> said that IFO soldiers fired <strong>teargas canisters</strong>, rubber coated bullets and stun grenades toward the demonstrators causing a number of casualties.</p>
<p style="text-align: left;">Some demonstrators were <strong>man handled</strong>, beaten and dragged on the ground.</p>
<p style="text-align: left;">                                                                                  (Kayhan, April 22,  2007)</p>
<p style="text-align: left;"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=137</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحلیل معنایی سورۀ اخلاص</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=130</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=130#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 20:11:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مجله]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمۀ متون قرآنی-دینی]]></category>
		<category><![CDATA[د.ت 7]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=130</guid>
		<description><![CDATA[محمدجواد معافی[۱]
دانشجوﻯ کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی
دانشگاه شیخ بهایی
چکیده
این مقاله، نمونه ای از کار یک گروه ترجمه قرآن به انگلیسی از سوره « اخلاص » است که پس از تحلیل معنائی ترجمه­های سوره اخلاص ارائه می شود. 
چون خیلی از لغات انتخاب شده در این ترجمه در نمونه‌های مشابه وجود ندارد لذا سعی شده در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">محمدجواد معافی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftn1">[۱]<img class="alignleft" title="محمدجواد معافی" src="http://www.pars-pic.com/files/cf829xxy6i1b7ue1ukw9.jpg" alt="" width="166" height="166" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">دانشجوﻯ کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی</p>
<p style="text-align: justify;">دانشگاه شیخ بهایی</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>چکیده</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><em>این مقاله، نمونه ای از کار یک گروه ترجمه قرآن به انگلیسی از سوره « اخلاص » است که پس از تحلیل معنائی ترجمه­های سوره اخلاص ارائه می شود. </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>چون خیلی از لغات انتخاب شده در این ترجمه در نمونه‌های مشابه وجود ندارد لذا سعی شده در بخش توضیح مطالب مختصری از ادله‌ای که بعد از تحقیق موجب انتخاب این لغات و عبارات شده را ذکر کنیم تا بتوانیم تا حدّی آنچه در ذهن داشتیم را به کارشناسان محترم منتقل کنیم هر چند به طور حتم ایشان از خریطّان این فن می‌باشند لذا امیدواریم پوزش ما را بابت این جسارت بپذیرند.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>بخشی از منابع رجوع شده در پاورقی ذکر شده و باید تذکر بدهم ذکر یک منبع به این معنا نیست که مصنف آن کتاب مطلب مورد نظر را قبول دارد، بلکه گاهی مصنف تنها مطلب مورد نظر را از دیگران نقل یا به آن اشاره کرده است و تنها جنبة تأییدی دارد. </em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>مطالبی برای فهم بیشتر خوانندگان به شکل تفسیری بسیار مختصر در پاورقی ترجمه‌های اصلی آمده، که فقط ذکر بعضی از آن‌ها در کار ترجمه ضرورت دارد. و دو روایتی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[i]</a> که  در آنجا ذکر شده از لحاظ سندی کاملاً معتبر می‌باشند.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>در انتها نمونه‌های دیگری از ترجمه‌های سوره اخلاص برای مقایسه آسان­‌تر ضمیمه شده است.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em>سعی بر آن بوده تا ترجمه‌ای ساده به دست آید که عموم مردم به راحتی آن را بفهمند به همین منظور از آوردن کلمات سخت یا کم استعمال دوری شده است.</em></p>
<p style="text-align: justify;"><em><span id="more-130"></span></em></p>
<p style="text-align: justify;">بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ</p>
<p style="text-align: justify;">قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ (۳) وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ (۴)</p>
<p style="text-align: justify;">سوره اخلاص<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[i]</a></p>
<p style="text-align: justify;">به نام خداوند<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn2">[ii]</a> بسیار مهربانِ همیشه مهربان[آغاز می‌کنم].<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn3">[iii]</a></p>
<p style="text-align: justify;">بگو او<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn4">[iv]</a> خداوندِ<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn5">[v]</a> یگانه است. (۱)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn6">[vi]</a>ی که به او روی آورده می‌شود.<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn7">[vii]</a> (2)</p>
<p style="text-align: justify;">نمی‌زاید و زاده نشده است. (۳)</p>
<p style="text-align: justify;">و هیچ نظیری برای او نیست. (۴)</p>
<p style="text-align: left;">Sura Ekhlas (Purity)<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn8">[viii]</a></p>
<p style="text-align: left;">{I begin }<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn9">[ix]</a> in the name of God,<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn10">[x]</a> extremely merciful, constantly merciful.</p>
<p style="text-align: left;">Say He is unique God<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn11">[xi]</a>. (1)</p>
<p style="text-align: left;">God is turned to<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn12">[xii]</a>. (2)</p>
<p style="text-align: left;">Nothing is descended from him and He was born by no one. (3)</p>
<p style="text-align: left;">And He has no peers. (4)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>توضیح مطالب</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بسم الله الرحمن الرحیم؛ به نام خداوند (۱) بسیار مهربان همیشه مهربان [آغاز می‌کنم]</p>
<p style="text-align: justify;">(۱) در اصل قرآن به جای این کلمه از الله استفاده شده و الله یعنی ذات واجب الوجودی که تمام صفات کمال را دارد و نقصی در او راه ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>باء</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: حرف جرّ است و متعلق به عامل مقدر و مؤخر<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn13">[xiii]</a> می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: خود باء برای استعانت<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn14">[xiv]</a> می‌باشد و عامل مقدّر آن فعل «ابتدا»<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn15">[xv]</a> یعنی صیغه ۱۳ مضارع به معنای شروع می‌کنم، است پس معنا می‌شود: «به کمک نام خدا آغاز می‌کنم.» البته نیازی به آوردن معنای کمک در ترجمه نمی‌باشد و خود کلمه «به» معنا را می‌رساند چنانچه خود قرآن هم به رساندن این معنا به وسیله باء اکتفا کرده است. در مورد این استدلال در موارد مشابه بعدی توضیح کامل داده خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">غیر از معنای مذکور، معانی دیگری هم برای باء یا فعل مقدّر (آغاز می‌کنم) در تفاسیر گفته شده اما همة آن‌ها با معنایی که آن را ذکر کردیم ملازمه<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn16">[xvi]</a> دارند یا علت این آغاز می‌باشند مثل کلمة «أستعین» به عنوان فعل مقدّر به معنای «کمک خواستن» که می‌توان گفت طلب کمک علّت شروع به نام خدا می‌باشد (به نحو غایت یا عاقبت) چنانچه کمک گرفتن در معنای باء هم وجود دارد که توضیح آن گذشت. همین‌طور باقی معانی گفته شده که طول دادن بیشتر را در این مورد ضروری نمی‌بینم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اسم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: مجرور باء که همزه آن به علت کثرت استعمال در خط افتاده است و کاری به اختلاف در اصل آن نداریم (البته اصل بودن «سمو» برای اسم در میان اقوال از حیث قواعد وجیه‌تر می‌باشد.)</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: اصل آن هرچه که باشد مهم این است که در زمان نزول اسم برای علامتگذاری به کار می‌رفته و مراد از آن واضح می‌باشد یعنی معادل فارسی «نام» و انگلیسی «name».</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الله</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: مضاف الیه اسم می‌باشد و عَلَم<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn17">[xvii]</a> برای خداوند از ماده «اله» که در اصل «الاله<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn18">[xviii]</a>» بوده که همزه دوم افتاده و لام‌ها ادغام شده است نظرهای دیگری هم در اشتقاق آن وجود دارد که در توضیح معنای آن خواهد آمد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: جامع‌ترین اسم خداوند می‌باشد که دلالت بر تمام صفات کمال و جمال او دارد یعنی ذاتی که همه صفت‌هایی که کمال حساب شوند را به نحو کامل دارا می‌باشد و هیچ‌گونه نقصی در هیچ حدّی در او وجود ندارد<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn19">[xix]</a> برخلاف باقی اسامی خداوند که صفت خاصی را بازگو می‌کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">در ترجمۀ کلمۀ «الله» به زبان انگلیسی یا فارسی دو نظر وجود دارد:</p>
<p style="text-align: justify;">نظر اول: باید خود الله را در ترجمه بیاوریم و حقّ معادل آوردن برای آن را نداریم.</p>
<p style="text-align: justify;">نظر دوم: معادلی از زبان دوم برای آن پیدا کنیم و نیازی نیست خود الله را بیاوریم یا حتّی ممکن است کسی آوردن خود الله را در ترجمه اشتباه بداند.</p>
<p style="text-align: justify;">در میان این دو نظر، ما نظر دوم را انتخاب می‌کنیم لذا در ترجمه انگلیسی آن را «God»، و در فارسی آن را «خدا» ترجمه کرده‌ایم و علّت این انتخاب را در قالب چند اشکال و جواب بیان می‌کنیم و سعی می‌کنیم تمام اشکالاتی که امکان دارد به ذهن برسد را جواب دهیم:</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال اول به نظر دوم: الله تنها کلمه‌ای است که می‌تواند معنای مذکور یعنی ذات مستجمع تمام صفات جمال و کمال را برساند و هیج معادلی ندارد لذا ترجمه آن به لغت دیگر معنای آن را همان‌طور که هست نمی‌رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب اشکال اول: کدام مترجمی است که بتواند ادعا کند به صرف اینکه کلمة معادلی از نظر افاده معنای کامل در زبان دوم وجود ندارد باید اصل کلمه را در زبان اول در ترجمه بیاوریم چنانچه شما هم می‌دانید هر زبانی لغات یا ساختارهایی دارد که در زبان‌های دیگر کاربرد ندارد اما کسی به صرف عدم وجود معادل خود آن‌ها را در زبان مقصد نمی‌آورد بلکه سعی می‌کنند نزدیکترین معادل را برای آن پیدا کنند و اگر رساندن معنای اصلی (هر چند معنای مذکور معنای کلمه الله نمی‌باشد که توضیحش را خواهیم آورد) برایشان مهم بود با توضیح بیشتر در ترجمه معنای اصلی را می‌رسانند و برای اینکه ساختار جمله به هم نریزد و برای خواننده مشتبه نشود که توضیحات اضافه عیناً در قرآن وجود دارد معمولاً در این‌گونه ترجمه‌ها توضیحات بیشتر را در [ ] می‌آورند یا در پاورقی ذکر می‌کنند که ما هم معنای مقصود را در پاورقی رسانده‌ایم پس اگر اشکال صرف نرسیدن معنا است باید بگوییم ما با آوردن پاورقی این مشکل را حلّ کرده‌ایم و اگر اشکال دیگری دارید ادامه مطلب را بخوانید تا شبهات دیگر هم از بین برود.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال دوم به نظر دوم: همان‌طور که خود شما تذکر دادید الله علم می‌باشد و حتّی در ترجمه داستان‌های معمولی هم اکثر اوقات کسی اسامی یا علم‌ها را ترجمه نمی‌کند بلکه خود اسم را ذکر می‌کند چه برسد به قرآن که در آن اسامی برا ی خداوند می‌باشد و اسامی با قصد و غرض خاصّ با توجه به معنایی که دارند در جاهای مختلف انتخاب شده‌اند با این حال چرا شما اصرار دارید این کلمه را ترجمه کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">جواب از اشکال دوم: حرف شما در مورد علم بودن کلمه الله کاملاً درست می‌باشد اما شما به تفاوت اسامی خداوند با علم ها و اسامی دیگر توجه کافی نکردید چون اصلاً علت اینکه اسم‌ها را در ترجمه‌ها، ترجمه نمی‌کنند این است که وقتی کلمه‌ای برای شیء یا شخص خاصّی علم می‌شود دو حالت دارد: یا این اسم با وجه تسمیه انتخاب شده و معنای کلمه اسم در جهتی در مسمی وجود داشته است یا به طور اتفاقی یعنی بدون وجه تسمیه انتخاب شده است اما در هر دو حالت وقتی استعمال آن کلمه در آن شیء از حدّ عادی خارج شود یعنی اسم یا علم برای مسمی واقع شود دیگر معنای اولیه خود را از دست می‌دهد بلکه خود وجود مسمی معنای آن می‌شود و کسی هنگام به کار بردن آن کلمه معنای اصلی آن را قصد نمی‌کند بلکه صرف علامت بودن برای مسمی را قصد می‌کند لذا معنا ندارد کسی معنای اصلی کلمه را یا اسم انتخابی دیگری را در ترجمه بیاورد بلکه خود اسم را تکرار می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">امّا در مورد اسماء خداوند قضیه متفاوت است یعنی غیر از اینکه همه آن‌ها با وجه تسمیّه انتخاب شده‌اند هیچگاه معنای اصلی خود را از دست نمی‌دهند هر چند از نظر ادبیاتی علم حساب شوند (البته خیلی از علماء در جاهای مختلف تذکر داده‌اند که همه صفات خداوند علم نیستند و فقط اگر همراه ال باشند در بعضی جاها تصریح به علمیت آن‌ها کرده‌اند مثل الرحمن یا الاحد که این مطلب تاثیری در بحث ما ندارد چون در هر صورت وقتی علم شوند مطلبی که تذکر خواهیم داد در مورد آن‌ها صادق خواهد بود.) یعنی به صرف علامت تبدیل نمی‌شود بلکه به عنوان علامت در کنار یکی از صفات خداوند کاربرد دارد لذا آن ها را در نوشته‌های مختلف ترجمه می‌کنند مثلا کسی در ترجمه‌ها خود «رحمن» را تکرار نمی‌کند بلکه معنای صفت رحمن را می‌آورند هر چند کلمه «الرّحمن» را علم بدانند چنانچه خیلی هم آن را علم می‌دانند و در بسم الله آن را بدل از الله می‌دانند لذا گاهی گفته می‌شود اسامی خداوند همان صفات او هستند پس در علم‌های خدا جنبه معنایی بر جنبه علامتی مقدّم می‌شود و در ترجمه‌ها معنا می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">شاهد دیگر بر این مطلب اینکه در دعاها و جاهای مختلف که اسماء خداوند به کار برده می‌شوند انتخاب یک اسم کاملاً با قصد و غرض همراه است و معنای اسامی قصد می‌شود مثلاً هنگام طلب بخشش از غفور یا امثال آن استفاده می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">از طرف دیگر بعضی از اشخاصی که نظر اول را در مورد الله دارند هر دو اشکال مذکور را با هم به نظر دوم وارد می‌دانند در حالی‌که بین آن‌ها با توجه به مطالب گفته شده تنافی می‌باشد بالأخره با توجه به علتی که در عدم ترجمه علم‌ها گفته شد یا شما جنبه علمیت الله را مدّ نظر قرار می‌دهید و آن را ترجمه نمی‌کنید یا اشکال اول را می کنید و می‌گویید از نظر معنایی معادلی ندارد و کلمه‌ای نمی‌تواند معنای آن را برساند. پس به طور خلاصه دو جواب بیان شد:</p>
<p style="text-align: justify;">تنافی بین اشکال اول و دوم و تفاوتی که اسامی خداوند با علم‌های عادّی دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال سوم به نظر دوم: درباره دو جواب مذکور باید بگویم جواب اول در مورد ما صادق نمی‌باشد چون ما دو اشکال را با هم وارد نمی‌کنیم بلکه فقط اشکال دوم را قبول داریم و جواب دوم هم کارایی ندارد چون هر چند حرف شما در مورد اسامی خداوند درست می‌باشد امّا باید بگویم در میان خود اسماء خداوند الله با بقیه تفاوتی دارد که باعث می شود آن را ترجمه نکنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">شما گفتید که اگر صفتی در مورد خداوند علم شود معنای خود را از دست نمی‌دهد ولی به این نکته توجه نکردید که اتفاقاً الله معنای اصلی خود را از دست داده است و فقط جنبه علامتی دارد چون می‌توان برای الله با توجه به اشتقاقات مختلفی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[i]</a> که برای آن گفته‌اند معناهای مختلفی ذکر کرد مثلاٌ از ماده اله به معنای پرستیده شده یعنی معبود یا کسی که بقیه از او در تحیرند یا معناهای دیگر که برای آن در تفاسیر و کتب یا حتّی روایات گفته شده که با توجه به معنای صفتی آن گفته‌اند یعنی مثل باقی علم‌ها به آن نگاه شده اما معنایی که شما برای الله کردید که در تفاسیر هم به آن زیاد اشاره شده الله علمی هست که هیچ‌گاه به صورت صفت استعمال نمی‌شود بلکه همیشه حالت موصوفی دارد (چنانچه ال آن همیشه با آن ذکر می‌شود برخلاف باقی اسما که به حالت نکره و معرفه استعمال دارند‌) و فرق آن با اسماء دیگر در معنا این‌گونه ذکر شده که الله اشاره به صفت خاصّی در خداوند ندارد بلکه همه صفات خداوند را در برمی‌گیرد و جهت کمال او در همین حالت آن است در صورتی‌که اگر می‌خواستیم آن را از جهت اشتقاق کلمه‌اش مثل باقی اسامی در نظر بگیریم باز اشاره به خداوند از جهت خاصّ یعنی صفت ماده کلمه خودش می‌شد و عمومیّت فعلی را نداشت.</p>
<p style="text-align: justify;">پس می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که الله معنای صفتی خود را از دست داده است و فقط علامت برای خداوند است که چون اسم برای خود ذات می‌باشد و هیچ کدام از جهت‌های صفت ذات خدا از آن اراده نشده پس به خود ذات می‌خورد که همه آن صفات را دارد و همه صفاتش عین ذاتش است لذا الله همه صفات کمال و جمال خدا را در بر می‌گیرد و فقط الله در میان اسامی این حالت را دارد پس اینکه گفته می‌شود الله یعنی ذات واجب الوجودی که همه صفات کمال و جمال را دارد مرادشان معنای خود کلمه الله نمی‌باشد بلکه مرادشان مسمّای الله است والّا آن را معبود یا غیره ترجمه می‌کردند چنانچه خیلی این کار را کرده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">پس الله در میان اسامی خدا حالت علمیت خود را حفظ کرده و مانند اسامی معمولی حقّ ترجمه آن را در ترجمه‌ها نداریم.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب از اشکال سوم: حرف شما در مورد فرق الله با باقی اسامی صحیح می‌باشد اما این فرق، تفاوتی در نتیجه کار حاصل نمی‌کند چون مسئله دیگری مدّ نظر واقع می‌شود که اگر نبود حقّ ترجمه الله را نداشتیم: به این نتیجه رسیدیم که خصوصیّت الله اشاره نداشتن آن به صفت خاصی است امّا دو نوع علم و اسم در زبان‌ها وجود دارد:</p>
<p style="text-align: justify;">نوع اول: مسمای اسم مورد نظر فقط در زبان اول برایش اسمی انتخاب شده یعنی علمی که معادل علمی ندارد مثل اکثر علم‌ها و اسم‌ها در داستان‌ها و زندگی‌نامه‌ها و…</p>
<p style="text-align: justify;">نوع دوم: مسمای مورد نظر در زبان دوم هم اسم خاصّی دارد یعنی معادل علمی دارد این حالت معمولاً در اسامی اتفاق می‌افتد که مسمای مورد نظر در زبان دوم هم شناخته شده باشد البته هر وقت شناخته شده باشد این حالت برای آن به وجود نمی‌آید  اما جایی که این اتفاق می‌افتد دیگر در زبان دوم علمی که در زبان اول وجود دارد را نمی‌آورند بلکه معادل علمی آن را می‌آورند مثل اسم حضرت عیسی<sup>علیه‌السلام</sup> که در انگلیسی اسم دیگری برای ایشان قرار داده شده و در زبان عبری اسم دیگری دارد و هنگام ترجمه یکی از این زبان‌ها به دیگری همیشه علمی که در زبان دوم دارد را ذکر می‌کنند مثلاً اگر در زبان انگلیسی اسم دیگری برای حضرت بیاید در فارسی باز هم آن را با اسم عیسی می‌آوریم و همین‌طور باقی اسامی‌ای که چنین حالتی دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">حال الله هم از علم‌هایی است که این حالت را دارد یعنی معمولاً در زبان های مختلف اسمی برای آن به علت نیاز انتخاب شده است مثلا در فارسی به آن خدا و در انگلیسی God گفته می‌شود و طبق توضیحی که دادیم باید معادل علمی آن را ذکر کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">فقط یک بحث می‌ماند و آن اینکه گاهی شخصی در زبانی چند اسم دارد که هرکدام از جهتی گذاشته شده‌اند و همیشه هم این‌طور نیست که اگر یکی از آن‌ها معادل علمی داشته باشد باقی آن‌ها هم داشته باشند در این هنگام بستگی دارد کدام اسم آن در زبان اول استعمال شده است و اگر علمی انتخاب شده باشد که معادل ندارد باید عین آن را در ترجمه بیاوریم خصوصاً اگر با علت خاص آن را انتخاب کرده باشیم که در مورد قرآن این حالت وجود دارد شاید اسم احمد برای پیامبر اسلام<sup>صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم</sup> چنین حالتی داشته باشد البته بنده در مورد این اسم تحقیق نکرده‌ام اما شنیده‌ام در زبان‌های دیگر برای این اسم ایشان معادل وجود دارد ولی ممکن است برای اسامی دیگر ایشان معادل وجود نداشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">حال باید بگویم به طور اتفاق خدا یا God خود معادل‌های الله هستند چون همان‌طور که عرف شاهد است وقتی من در فارسی خدا می‌گویم او را بدون هیچ صفت خاصّی صدا کرده‌ام ولی وقتی می‌گویم خدای مهربان او را با صفت مهربانیّت صدا کرده‌ام و معادل انگلیسی آن هم همین‌طور است لذا خدا هم مانند الله همیشه استعمال موصوفی دارد و اینکه می‌گویند الله معادل معنوی ندارد اگر معنای مذکور مراد باشد این حرف فقط در حیطه زبان عربی درست می‌باشد چون شاید تنها کلمه‌ای که خدا را بدون صفت خاصّ مدّ نظر قرار می‌دهد این کلمه است نه اینکه در زبان‌های دیگر کلمه‌ای وجود ندارد که خدا را بدون صفت خاصّ شامل شود مگر اینکه معناهای خاصّ تفسیری از آن اراده شود که فهمیدن آن‌ها کار معصوم باشد که در این صورت دخالت دادن آن‌ها در ترجمه به عنوان معنای ظاهری کار صحیحی نمی‌باشد به اضافه اینکه شاهدی برای آن وجود ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما اینکه گاهی با وجود معادل علمی اشخاص به صورت گسترده معادل آن را استعمال نمی‌کنند ضرری به بحث ما نمی‌زند مثلاً خود کلمه الله در فارسی یا حتّی انگلیسی در حال حاضر استعمال بسیار زیادی دارد اما هنوز یک کلمه عربی به حساب می‌آید و آوردن آن در ترجمه به عنوان یک کلمه عربی که معادل دارد کار صحیحی نمی‌باشد چنانچه رحمن هم در فارسی استعمال می‌شود امّا آن را در قرآن‌ها ترجمه می‌کنند حتّی می توانم بگویم خود عرب‌ها هم وقتی کلمه الله را استعمال می‌کنند معنای مذکور یعنی واجب الوجود… را در ذهن نمی‌آورند بلکه خود خدا بدون صفت خاص یعنی ذات خدا مرادشان است که طبق توضیح مذکور لازمه‌اش عمومیّت معنای آن می شود که ما در پاورقی ترجمه اصلی آن را آورده‌ایم و اساساً یکی از علت‌های آوردن آن در پاورقی همین می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">فقط یک اشکال می‌ماند و آن اینکه در عربی کلمه الله ال دارد که با وجود ال اسم مخصوص خدا می‌شود و در انگلیسی هم وقتی God را با حرف بزرگ استعمال کنند اسم مخصوص خدا می‌شود و اگر با حرف کوچک استعمال شود اسم مخصوص خدا نمی‌شود و به مطلق پرستش شونده اطلاق می‌شود مثل إله که به مطلق معبود اطلاق می‌شود اما در فارسی فرقی بین خدای اصلی و باقی معبودها نمی‌باشد که این اشکال اولاً از مقصود اصلی که انگلیسی باشد خارج است و ثانِیاً قابل جواب دادن است که چون از بحث خارج است آن را ذکر نمی‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الرّحمن و الرّحیم </strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: رحمن و رحیم از نظر ترکیبی نعت الله می‌باشند که از ماده رحم گرفته شده‌اند. اولی صیغه مبالغه و دومی صفت مشبهه می‌باشد هر چند در صیغه و ترکیب آن‌ها نظرهای دیگری هم وجود دارد. ال آن‌ها هم ال تعریف است و بنابر نظری که الرحمن را علم می‌داند قبل از علمیت این ال برای تعریف بوده است که به همین حالت علم شده است حال این الف و لام تعریف می‌تواند عهد ذکری یا استغراق خصوصیت افراد باشد البته در مورد خداوند شاید بتوان آن را استغراق افراد هم حساب کرد، یکی از وجوه دیگری که شاید بتوان در مورد ال گفت «ال» موصول است که در به سر آمدن آن در صفت مشبهه اختلاف است.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: معنای الف و لام؛ برای اولین بار نمی‌خواهیم در یک ترجمه انگلیسی معانی ال را به نحوی که در تجزیه آن گفته شد در ترجمه دخالت دهیم لذا از نظر معنایی آن را صرف ال تعریف به حساب می آوریم که چون رحمن و رحیم نعت برای الله که معرفه است می‌باشند به جهت قواعد عربی به آن‌ها ال تعریف اضافه شده پس آن‌ها را در ترجمه فارسی یا انگلیسی هم فقط در همین حدّ اگر نیاز شود می‌آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">مفهوم رحمن و رحیم در عربی</p>
<p style="text-align: justify;">از نظر معنای ماده رحم بحث چندانی در عربی وجود ندارد لذا آن را به مبحث ترجمه آن‌ها به فارسی انتقال می‌دهیم. در مورد صیغه آن‌ها بعضی آن دو را مترادف می‌دانند و تکرارشان را فقط در حدّ مبالغه می‌دانند اما این وجه با تعداد زیادی از روایات منافات دارد لذا اکثراً بین آن‌ها تفاوت‌هایی گذاشته‌اند<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[i]</a> در میان تفاوت‌های مذکور آنچه که ظاهراً بیشتر مورد تایید علما و روایات می‌باشد صیغه مبالغه بودن رحمن<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn2">[ii]</a> و صفت مشبهه بودن رحیم<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn3">[iii]</a> می‌باشد و از نظر قواعد عربی صیغه مبالغه دلالت بر کثرت کار دارد یعنی صفت رحم از خداوند زیاد سر می‌زند و صفت مشبهه دلالت بر دوام دارد یعنی یکی دلالت بر کثرت کار و دیگری دلالت بر دوام کار دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">حال معنای مذکور که از لفظ بدست می‌آید لازمه‌ها و تفاسیر زیادی دارد از جمله اینکه زیاد بودن رحم که از رحمن بدست می‌آید را اگر کنار نامحدود بودن واجب الوجود بگذاریم به این نتیجه می‌رسیم که دایره این صفت همه موجودات هستی را در برمی‌گیرد یعنی اختصاص به گروه خاصی مثل مؤمنان ندارد و نیز رحمت با دوام که از رحیم فهمیده می‌شود، چون در مورد واجب الوجود می‌باشد از نظر زمانی نهایتی ندارد لذا فراتر از این دنیا می‌رود و تا ابد ادامه خواهد داشت و واضح است که رحمت خداوند در دنیای دیگر فقط شامل حال مؤمنین می‌باشد که در این دنیا نیکوکار بودند و تا ابد در بهشت خواهند بود (هر چند رحمت دوامی در اصل بقاء شامل غیر مؤمنین هم می‌شود اما این مصداق رحمت در نظر گرفته نمی‌شود.) بسیاری از روایات<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn4">[iv]</a> و اقوال مفسّرین<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn5">[v]</a> بر این فرق دلالت دارد یعنی رحمن را صفت عام و رحیم را مختص به مؤمنین می‌گیرند و از همین باب است که به خداوند، رحمن الدنیا و رحیم الآخرة می‌گویند (هر چند به نحو عام درست نباشد) اما این فرق و خیلی از فرق‌های دیگری که در این مقام گفته شده تفسیرهایی هستند که مثل مورد مذکور به ضمیمه واسطه های‌عقلی یا غیرعقلی‌ای که لفظی نمی‌باشند به دست می آید پس ظهور عرفی به حساب نمی‌آیند و حقّ دخالت دادن آن‌ها در ترجمه را نداریم.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: شما خودتان اعتراف کردید که فرق مذکور مورد تایید روایات می‌باشد یعنی مفسران حقیقی قرآن معنای مذکور را داخل در معانی قرآن می‌پندارند حال شما به چه دلیلی آن‌ها را کنار می‌گذارید و در ترجمه دخالت می‌دهید با اینکه امر مهم در ترجمه مراد متکلم می‌باشد و مطالب مذکور هم مراد متکلم هستند.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: به این اشکال در مورد باء هم اشاره‌ای شده بود و دوباره در مورد صمد تکرار خواهد شد و جواب آن را در قسمت توضیح معنای صمد خواهیم آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">شاید بتوان ادعا کرد چون در لغت عربی رحمن صفت مختص به خداوند می‌باشد لذا بدون واسطه ادله عقلیه یا وساطت کم می‌توان به این مطلب رسید که رحمن معنای به همه رحم کننده می‌دهد یعنی ادعا کنیم مطلب مذکور در مورد رحمن معنای لفظی آن می‌باشد و می‌توان آن را در ترجمه دخالت داد اما این فقط یک برداشت شخصی است که دلیل محکمی برای اثبات آن وجود ندارد و خالی از ایراد هم نمی‌باشد لذا آن را در ترجمه دخالت نمی‌دهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه رحمن و رحیم به فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">دو مبحث در مورد ترجمه آن‌ها به فارسی مطرح می‌باشد یکی از نظر مادّه و دیگری از نظر صیغه و فرق آن‌ها با یکدیگر، که بررسی خواهیم کرد. اما از نظر ماده: رحمت در عربی یعنی رقت قلب داشتن<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn6">[vi]</a> که به حالت متعدی استعمال می‌شود پس رقت قلب نسبت به دیگری را هم رحمت گویند. اما در فارسی به این کار مهربانی کردن یا دلسوزی کردن یا مهرورزیدن و مانند آن گفته می شود لذا خیلی از ترجمه‌ها رحمن و رحیم را از این ریشه ترجمه می‌کنند و در مورد ترجمه خود رحمن و رحیم از این ماده بعداً صحبت خواهیم کرد در اینجا اشکالاتی ممکن است به ذهن بزند که بسیاری از مترجمین را مجبور به استفاده از ریشه بخشیدن کرده است که آن را توضیح خواهیم داد:</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال اول: شاهد شما برای اینکه رقت قلب را مهربانی معنا می‌کنید و بخشیدن را ردّ می کنید چیست؟ در حالی‌که به ذهن خیلی از مترجمین کلمه بخشیدن در ترجمه آن رسیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: برای کسی که مقداری بر لغات عربی و معنای این لغت آشنا باشد مشخص است که رقت قلب یک صفت درونی است در حالی که بخشیدن یک فعل خارجی است که از اعضای خارجی صادر می‌شود برخلاف رقت که از قلب صادر می‌شود پس وجهی ندارد آن را در فارسی بخشیدن معنا کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال دوم: رقت قلب و دلسوزی یک حالت درونی هستند که همراه با دگرگونی می‌باشند و از طرفی در علم کلام ثابت شده که خداوند چون واجب الوجود می‌باشد دگرگونی در مورد او معنا ندارد و محال است لذا رحمت به معنای واقعی کلمه که در مورد انسان‌ها به کار می‌رود یعنی مهربانی برای خداوند ثابت نمی‌شود پس نتیجه می‌گیریم اینکه می‌گویند خداوند رحمت دارد یعنی ملازمات آن را دارد چون رحمت کردن در مورد دیگران برای انسان ها دو ملازمه<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[i]</a> خارجی دارد: </p>
<p style="text-align: justify;"> ملازم اول: وقتی انسان حالت عصفناک دیگری را می‌بیند دلش به حال او می‌سوزد و چیزی را به او می‌بخشد یعنی عطاء می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">ملازم دوم: وقتی رقت قلب برای او حاصل می‌شود از گناه و خطایی که طرف مقابل انجام داده است می‌گذرد یعنی او را می‌بخشد که به عربی عفو می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">روایتی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn2">[ii]</a> هم معنای مذکور را در مورد رحمت خداوند تایید می‌کند. پس مراد از رحمن و رحیم در قرآن همان بخشندگی است چون طبق تحقیقات انجام شده<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn3">[iii]</a> و عرف ریشه بخشیدن هر دو ملازم مذکور را در فارسی می‌رساند یعنی بخشنده هم به انسان معطی و هم به انسان غفور گفته می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: این اشکال هم مانند اشکالی است که در باء و فرق بین رحمن و رحیم مطرح شد که قرار شد جواب آن را در صمد به یک باره، مفصّل بیان کنیم لذا فقط در حدّ اشاره‌ای می‌گوییم که ما معنای اصلی رحمت را می‌آوریم و برداشت ملازمات و محال بودن آن در مورد خداوند را به عهده خواننده می‌گذاریم درست مثل همان حالتی که در خود قرآن وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">تأیید: بخشندگی به دو معنای مذکور را با صفات دیگری در مورد خداوند به عربی می‌آورند که از ماده رحمت نمی‌باشند پس بخشندگی در واقع معادل آن‌ها می‌باشد مثل غفور یا منعم یا معطی و مانند این صفات که همان ملازمات مذکور می‌باشند و یکی از معادل‌های آن ها به فارسی بخشنده می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته: اشکال مهمی که به تعداد زیای از ترجمه های دیگر وارد است و در این ترجمه حلّ شده است؛ از دو ماده معنا کردن رحمن و رحیم می‌باشد مثل «به نام خداوند بخشنده مهربان» در حالی که این دو کلمه هر دو از ماده رحمت با صیغه‌های مختلف می‌باشند و واضح است که ترجمه آن‌ها به دو مادّه متفاوت مادامی که بیان معنای آن‌ها به ریشه واحد در زبان دوم به سادگی امکان دارد اشتباه می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما ترجمه آن‌ها از نظر صیغه: طبق توضیحات گفته شده ما باید به نحوی کلمات را در زبان دوم انتخاب کنیم که فرق لفظی موجود در رحمن و رحیم به خواننده القا شود یعنی زیاد رحمت داشتن و دوام رحمت خداوند را بفهمد این فرق معنایی بین رحمن و رحیم در خیلی از زبان ها به وسیله صیغه‌ها یا لغات از پیش تعیین شده رسانده می‌شود درست مثل کلام عربی که این تفاوت را با به کار بردن دو صیغه متفاوت رسانده است و در زبان دوم هم اگر چنین صیغه‌هایی یا لغات خاصی برای بیان این تفاوت وجود داشت باید از آن‌ها استفاده کرد اما در دو حالت نمی‌توان از آن‌ها استفاده کرد:</p>
<p style="text-align: justify;">حالت اول: معادلی برای بیان فرق مذکور در زبان دوم نه به صورت صیغه و نه به صورت لغت وجود نداشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">حالت دوم: معادل وجود داشته اما به هر علتی در زمان حال آن معادل‌ها یا اصلاً کاربرد ندارند یا اگر دارند تفاوت مورد نظر را نمی‌رسانند.</p>
<p style="text-align: justify;">حکم دو حالت مذکور: در چنین حالت‌هایی برای اینکه هدف ما از ترجمه رساندن معنا به خواننده‌های عادی می‌باشد حتی در حالت دوم که معادل وجود دارد و ممکن است هنوز اشخاصی با سواد ادبیاتی بالا فرق آن را متوجه شوند، ما مجبور هستیم آن معادل‌ها را کنار بگذاریم و فرق معنایی مذکور را با اضافه کردن لغات یعنی توضیح بیشتر در قالب‌های قیدی یا هر قالب دیگری بیان کنیم لذا ما با اضافه کردن کلمات خاصّ تفاوت معنایی در رحمن و رحیم را به خواننده رساندیم ولی بعضی از مترجمین (چه مترجمینی که از ماده بخشیدن ترجمه کرده‌اند و چه مترجمینی که از ماده مهربانی کردن استفاده کرده‌اند.)<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn4">[iv]</a>  برای رساندن این معنا در فارسی از نوع صیغه‌های مختلف استفاده کرده‌اند که برای عموم مردم در زمان حال قابل فهم نمی‌باشد لذا حتی اگر هم لغات به کاررفته به وسیله آن‌ها در اصل چنین معنایی را داشته باشد بنا به علت ذکر شده از آوردن آن‌ها در ترجمه خودداری می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">پس رحمن و رحیم را بسیار مهربان و همیشه مهربان معنا می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا به انگلیسی: برای ریشه این دو کلمه طبق توضیحات آمده از کلمه merciful استفاده کردیم که معادل مهربان در انگلیسی می‌باشد لذا معادل‌های دیگری که در ترجمه‌های انگلیسی آمده است مناسب به نظر نمی‌رسند مانند: beneficent، gracious  و…</p>
<p style="text-align: justify;">الرحمن چنانچه ذکر شد صیغه مبالغه است که چون در زبان انگلیسی چنین صفتی به صورت یک کلمه جدا معادل ندارد از کلمه extremely به عنوان intensifier برای merciful استفاده شده است. و رحیم هم چون صفت مشبهه می‌باشد بنا به علت ذکر شده در الرحمن در ترجمه آن از کلمه constantly به عنوان intensifier برای merciful استفاده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ترکیب عبارت بسم الله الرحمن الرحیم: جمله «بسم الله الرحمن الرحیم» ابتدائیه است و محلی از اعراب ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سورۀ اخلاص </strong></p>
<p style="text-align: justify;">نام سوره:<em> </em>این سوره نامهای زیادی دارد اما چون معمولاً در ترجمه‌ها و قرآن‌های عربی از نام اخلاص استفاده می‌شود لذا ما این نام را در فرهنگ لغت‌ها و بعضی تفاسیر بررسی می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">خود کلمه اخلاص هم معانی زیادی دارد مثل نجات پیدا کردن یا خالص شدن یا انتخاب کردن و… و به تناسب بعضی از آن‌ها وجه تسمیه‌هایی هم در تفاسیر یا لغت نامه‌ها آمده که دو مورد را بیان می‌کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">نام این سوره را اخلاص نامیدند چون با خواندن آن انسان از آتش نجات پیدا می‌کند. یا اینکه نام این سوره را اخلاص نامیدند چون محض و خالص در توحید است یا توحید خواننده را خالص می‌کند. نمی‌توان به طور یقینی گفت کدام وجه تسمیه در واقع مورد نظر بوده و شاید حتی چند وجه تسمیه با هم مدّ نظر بوده است اما با توجه به اینکه موضوع سوره توحید است و با توجه به بعضی فرهنگ‌ها به نظر می‌رسد معنای اصلی «خلص» همان خالص شدن یا محض شدن است، همین معنا را ترجمه می‌کنیم<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn5">[v]</a> یعنی خالص شدن و معنای پاکی که در بعضی از ترجمه‌ها آمده است هم در واقع نتیجه همین خالص شدن می‌باشد یعنی وقتی انسان ناخالصی ندارد می‌گویند پاک شده است ولی ما ترجیح می‌دهیم معادل اصلی را در ترجمه بیاوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">در واقع اصلاً ترجمه کردن اسامی سوره‌ها نیاز نمی‌باشد چون اسم می‌باشند و با توضیحاتی که در الله دادیم ترجمه مانند این اسم واجب نمی‌باشد لذا در بسیاری از ترجمه‌های فارسی اسامی سوره‌ها را ترجمه نمی‌کنند و به همین علت ما نام سوره را می‌نویسیم و یکی از معانی آن، که مناسب‌تر به ذهن می‌زند را داخل ( ) برای تقریب در ذهن خواننده جلوی آن ذکر می‌کنیم. بنابراین خیلی در مورد انتخاب این معنا توضیح نمی‌دهیم.<strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>توضیح آیات</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیه اول: قل هو(۱) الله احد؛ بگو او خداوند (۲) یگانه است.</p>
<p style="text-align: justify;">۱ـ این سوره در بیان نصب و صفات خداوند می‌باشد و ضمیر به شیء مورد بحث و سؤال بر می‌گردد که خداوند باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">۲ـ پاورقی‌ای که در مورد کلمه خداوند در «بسم الله» آوردیم باید اینجا تکرار شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>قل </strong></p>
<p style="text-align: justify;"> تجزیه و ترکیب: قل فعل امر صیغه یک مخاطب از ماده قول که بر اثر جزم لام در تقول والتقاء ساکنین، واو حذف شده و تاء‌ مضارعه هم افتاده و تبدیل به قُلْ شده است. فاعل «قل» انت مستتر است که خطاب به پیامبر<sup>صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم</sup> می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: در اصل به معنای گفتن می‌باشد اما بعضی در اینجا آن را به معنای اظهار کردن<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[i]</a> گرفته‌اند که در آن روایتی هم وجود دارد<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn2">[ii]</a> و ممکن است جزء موارد استعمال در فرهنگ لغت هم آمده باشد و با شأن نزول معروف در این سوره هم سازگاری دارد چون هر چند اختلافی بود امّا اکثراً<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn3">[iii]</a> شأن نزول آن را جواب دادن به سؤالی که یهودی‌ها یا مشرکین یا&#8230; از پیامبر<sup>صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم</sup>  در مورد نسبت خدا و توصیف خدا کرده‌اند، گرفته‌اند لذا به این سوره «نسبت خدا»<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn4">[iv]</a> هم گفته می‌شود به این منظور «قل» به معنای اظهار کن گرفته شده یعنی توحید را یا فلان را در جواب از آن سؤال اظهار کن ولی به نظر می‌رسد «گفتن» هم یک نوع اظهار کردن است لذا با مطالب گفته شده مثل شأن نزول یا روایت منافات ندارد چه بسا در روایات هم معصوم<sup>علیه‌السلام</sup> اراده معنا کردن آیه را داشتند که یکی از مترادفات قل را بیان کردند چون مراد از قل در آیه اظهار و بیان توحید می‌باشد. پس ما آن را به معنای گفتن معنا کردیم که معادل اصلی آن در فارسی می‌باشد و با اظهار کردن هم منافات ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هو<em> </em></strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: بعضی آن را ضمیر شأن گرفته‌اند<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn5">[v]</a> اما آنچه مطابق با شأن نزول مذکور و روایات می‌باشد این است که هو ضمیری عادی است که به خداوند برمی‌گردد<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn6">[vi]</a>. در این صورت هو مبتدا و مرفوع و الله خبرآن می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: معنای آن که بنابر نظر مختار کاملاً واضح می‌باشد یعنی «او» و نیازی به توضیح ندارد اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد اینکه چون مرجع ضمیر در سوره به صورت لفظی ذکر نشده بود در ذهن خواننده در مرحله اوّل سؤال ایجاد می‌شود که مراد از «او» کیست؟ لذا برای پاسخ به این سؤال مرجع ضمیر و شأن نزول سوره را در پاورقی توضیح دادیم.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد انگلیسی می‌گویند ضمیری که به خداوند برمی‌گردد باید با حرف بزرگ آورده شود که در این صورت چون خواننده خودش مرجع ضمیر را می‌فهمد دیگر نیازی به ذکر مرجع ضمیر در پاورقی نمی‌باشد پس این پاورقی را از ترجمه انگلیسی حذف کردیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الله </strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: همان‌طور که گفته شد خبر اوّل برای هو و مرفوع می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: چنانچه گفتید ضمیر هو به خداوند برمی‌گردد از طرفی خبر آن هم الله می‌باشد که یعنی خداوند. به نظر می‌رسد چنین جمله‌ای از نظر معنایی ایراد داشته باشد چون معنای آن می‌شود: «بگو او یعنی خداوند، خداوند است».</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: هر چند هو به خداوند باز می‌گردد اما معنای الله را با وسعتی که در توضیح آن ذکر کردیم نمی‌رساند چون یک ضمیر است لذا اشکال برطرف می‌شود یعنی او که ابهام دارد خداوندی است که تمام صفات کمال را دارد و نقصی در او راه ندارد. برای اینکه این اشکال از ابتدا به ذهن خواننده نرسد خود معنای الله را باید در [ ] داخل ترجمه ذکر کنیم نه اینکه آن را در پاورقی توضیح دهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال به پاسخ مذکور و جوابی دیگر از اشکال اول: نیازی به جواب مذکور نمی‌باشد چون طبق توضیحاتی که بعداً خواهیم داد الله به تنهایی خبر نمی‌باشد بلکه احد هم قید توضیحی آن خواهد بود یعنی او خداوند احد است که اشکال معنایی مذکور را ردّ می‌کند و دیگر نیاز نیست معنای الله را در خود ترجمه بیاوریم بلکه مثل بسم الله الرحمن الرحیم آن را در پاورقی توضیح می‌دهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: توضیح آن در بسم الله گذشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>احد </strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: بدل از الله<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn7">[vii]</a> می‌باشد که وحدانیت خداوند را توضیح می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">خیلی‌ها احد را خبر دوم هو گرفته‌اند اما با سیاق آیه بعد که صمد صفت الله است نمی‌سازد (در ضمن خبرهای پی‌‌ در پی بدون واسطه حرف ربط (عطف) در فارسی اگر هم استعمال صحیح داشته باشد، عرفی و شایع نمی‌باشد البته این مشکل خاصی به حساب نمی‌آید چون می توان با اضافه کردن یک واو در کروشه آن را حل کرد) به قرینه سیاق مذکور خیلی آن را وصفی معنا می‌کنند که أحد صفت الله به نظر می‌رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: نعت بودن احد برای الله از نظر ادبیات عرب ایراد دارد  چون احد نکره است و نمی‌تواند نعت از الله که معرفه است باشد پس قید توضیحی بودن آن معنا ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: قید توضیحی منحصر در نعت نمی‌باشد و با تحقیق بیشتر چنانچه در بعضی کتب هم آمده بود به این نتیجه رسیدیم که احد بدل از الله می‌باشد که از نظر ادبی مشکلی ندارد و از نظر معنا و سیاق هم قید برای الله می‌شود و اینکه از نظر ادبی به آن بدل گفته شود یا نعت فرقی نمی‌کند لذا در ترجمه آن را وصفی معنا می‌کنیم یعنی قید توضیحی، هرچند در خیلی از کتب ادبی به این نوع از بدل (بدل تفصیلی) اشاره نشده است اما این دلیل بر عدم وجود آن نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: احد از ماده «وحده» گرفته شده است خیلی‌ها<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn8">[viii]</a> آن را به معنای واحد گرفته‌اند و بعضی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn9">[ix]</a> فرق‌هایی هم گذاشته‌اند در هر صورت از روایات و ادله عقلیه اینگونه به دست می‌آید که مراد از وحدانیت خداوند دو امر می‌باشد یکی بسیط بودن خدا و دیگری همتا نداشتن او.</p>
<p style="text-align: justify;"> ممکن است این آیه را اشاره به بساطت و آیه چهارم را، اشاره به بی همتا بودن خدا گرفت اما دلیلی برای آن وجود ندارد چون آیه اول می‌تواند به تنهایی اشاره به هر دو امر باشد که ظهور عرفی آن هم این چنین است.</p>
<p style="text-align: justify;">در روایتی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn10">[x]</a> آمده که واحد بودن خدا از دو باب مشکل دارد که به قرینه ادله عقلیه به دست می‌آیند و نیازی به آوردنشان به نحو ظهوری در ترجمه نمی‌باشد پس ما احد را یگانه معنا می‌کنیم که با مطالب گفته شده در روایت هم منافات ندارد و از باب عدد هم نمی‌باشد که در روابت به آن اشکال گرفته شده بود و بدست آوردن جزئیات را به عهده عقل و روایات می‌گذاریم.</p>
<p style="text-align: justify;">معنای مذکور حتی با فرقی که در «واحد» و«احد» گفته شده نیز سازگار است هرچند ما در صدد اثبات فرق های مذکور نیستیم مثل اینکه «واحد» از باب عدد است و «أحد» این‌طور نیست، و اینکه «احد» در جمله اثباتی فقط به خدا اطلاق می‌‌شود برخلاف «واحد»، یعنی اگر فرق‌های مذکور درست باشد همان خصوصیات که برای احد تصور شده بود در یگانه هم وجود دارد و اگر هم فرق‌های مذکور نباشد ایرادی در ترجمه مذکور به وجود نمی‌آید چون معنای لغوی احد همین می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنای احد به انگلیسی: طبق توضیحات ذکر شده بهترین معادل برای احد در زبان انگلیسی unique به معنای یگانه می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ترکیب عبارت قل هو الله احد: کل جمله قل &#8230; استینافیه است و محلی از اعراب ندارد و جمله بعد از قل منصوب و مقول قل می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیۀ دوم</strong>: الله الصمد؛ خداوندی که مقصود است(۱).</p>
<p style="text-align: justify;">(۱)یعنی همه مردم در تمام امور به او محتاجند و به خاطر احتیاجشان او را قصد می‌کنند و به او پناه می‌برند لذا او بی‌نیاز از هر چیز می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الله</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: الله خبر دوم برای هو در آیه اول و مرفوع می‌باشد. توضیح بیشتر در این مورد در ترکیب کل جمله آخر مطالب این آیه خواهد آمد. در مورد تجزیه الله قبلاً توضیح دادیم.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: قبلاً توضیح داده شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الصمد</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: از ماده «صمد» صفت به معنای اسم مفعول می‌باشد و کلمه‌ای معرفه است که نعت برای الله است و آن را توضیح می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد «ال» صمد سه مورد مذکور در الرحمن اینجا هم به ذهن می‌آید و چون صمد به معنای اسم مفعول می‌باشد شاید می‌شد آن را ال موصول بگیریم که در این صورت خود ال اسم بود و صمد صله برای آن واقع می‌شد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: به همان علّتی که در رحمن و رحیم گذشت معنای «ال» را در ترجمه دخالت ندادیم.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد معنای خود صمد: معانی مختلفی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn11">[xi]</a> برای آن ذکر شده، که برای خیلی از آن‌ها روایاتی هم وجود دارد ولی در اصل لغت چنانچه خیلی از تفاسیر گفته‌اند به معنای قصد کسی را کردن<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn12">[xii]</a>می‌باشد که صمد می‌شود کسی که به وسیله دیگران قصد می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: آنچه که در ترجمه‌ها معروف می‌باشد این است که صمد به معنای بی نیاز است شما به چه دلیلی آن معنا را کنار گذاشته‌اید.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: همان‌طور که توضیح دادیم معنایی که در فرهنگ لغت‌ها به عنوان معنای اصلی کلمه صمد آمده بود مورد قصد می‌باشد چنانچه خیلی از تفاسیر هم به آن اشاره کرده‌اند و اینکه گروهی صمد را به معنای بی‌نیاز گرفته‌اند شاید علّتش این باشد که یکی از ملازمات عقلیه‌ای که از معنای مذکور به دست می‌آید بی‌نیاز بودن خداوند می‌باشد به این شرح:</p>
<p style="text-align: justify;">چون صمدیت خداوند مطلق است یعنی کسی که همه در همه امور او را قصد می کنند و علت این قصد احتیاجی است که تمام موجودات نسبت به خداوند دارند یعنی همه به او محتاجند و لازمه‌ عقلیش عدم نیاز مطلق است چون اگر خداوند در امری به شخص یا شئ دیگری نیاز داشته باشد پس آن شئ در همان جهت نیازی به خداوند ندارد چون خودش آن جهت را برای خداوند تهیه کرده است لکن اینکه به ذهن می‌زند که در امور روزانه خیلی از انسان‌ها به دیگری محتاجند در حالیکه دیگران هم به او محتاجند، علّتش این است که مثلاً من صد هزار تومان از فلان شخص می‌خواهم و به او محتاجم و او نیز مثلاً در یک کار اداری به من محتاج است امّا معنا ندارد من از جهت خواست صد هزار تومان در همین زمان به فلانی محتاج باشم و احتیاجم را به واسطه او برطرف کنم و در همان زمان او در همین صد هزار تومان به من محتاج باشد و با من احتیاجش را برطرف کند مگر اینکه یکی از ما دو نفر به مقصودمان نرسیم و حال آن که در مورد خداوند می‌خواهیم بگوییم همه به او محتاجند و او احتیاج همه را برطرف می‌کند فکر کنم توضیح بیشتر از این طول دادن کلام باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">لذا خیلی صمد را بی نیاز معنا کرده‌اند اما «بی نیاز» و معانی دیگر که در تفاسیر و روایات ذکر شده همه از ملازمات معنای اصلی «مقصود» هستند. و پر واضح است که در ترجمه باید معنای اصلی را ذکر کرد و ملازمات و تفاسیر را نیاز نیست در ترجمه بیاوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: معنا با روایات تعارض دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: اتفاقاً برای همین معنا هم روایت<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn13">[xiii]</a> وجود دارد و اساساً اینکه در مورد صمد معنای مختلفی در روایات آمده به ما نشان می‌دهد که همه آن‌ها معانی اصلی صمد نمی‌باشند بلکه ملازمات و تفاسیر صمد می‌باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: در نهایت به قرینه روایات متوجه می‌شویم که خود بی نیاز بودن هم یکی از معانی است که از صمد قصد شده حال چه اشکالی دارد که ما این معنا را در ترجمه بیاوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: این همان اشکالی است که دو بار در ترجمه رحمن و رحیم و باء ذکر شد و قرار شد جوابش را اینجا بدهیم:</p>
<p style="text-align: justify;">در تمام این موارد شما با قرائنی مثل ملازمات عقلیه یا روایات یا هر دو، معنایی را برای کلمات مذکور بیان کرده و می‌گویید طبق قرائن مذکور باید آن‌ها را در ترجمه بیاوریم یا حداقل جائز است آن‌ها را در ترجمه بیاوریم که ما دو جواب برای آن ذکر می‌کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">جواب اول: همان‌طور که اشاره شد در ترجمه تا جایی که امکان دارد باید معادل اصلی را ذکر کرد لذا اگر من یقین دارم مقصود متکلم از آوردن این کلمه معنای اصلیش نمی‌باشد بلکه ملازم آن است حقّ ندارم معنای ملازم را ذکر کنم چون احتمالاً متکلم قصد خاصّی از آوردن یک کلمه و اراده معنای ملازمش داشته باشد حدّاکثر شما در مورد متکلمان عادی می‌گویید اشتباه کرده یا قصد خاصّی نداشته است اما در مورد خداوند که نمی‌توان این حرف را زد. یعنی خداوند که اشتباه نمی‌کند یا بدون غرض کاری را انجام نمی‌دهد درست مثل مورد رحمن که یقیناً طبق قرائن عقلی معنای اصلی رحمن که در مورد انسان‌ها به کار می‌رود یعنی نوعی دگرگونی درونی در خداوند محال است و اراده نشده است بلکه ملازمات آن اراده شده اما آیا خود خداوند به هر علّتی نمی‌توانست مستقیماّ ملازمات را بیاورد مثلاً نمی‌توانست کلامی بگوید که هم فصیح باشد هم خود معنای ملازم را در آن آورده باشد چرا در مورد صمد همان معنای بی‌نیاز را به عنوان مثال از ماده احتیاج بیان نکرد. مطمئناً از اینگونه بیان کردن غرض خاصّی دارند هرچند ما نفهمیم لذا درست مثل قرآن ما معنای اصلی را ذکر می‌کنیم و برداشت ملازمات و تفاسیر را به عهده خواننده می‌گذاریم که از منابع اصلی (ائمه<sup>علیهم‌السلام</sup>) که در تفاسیر آمده است یا عقل و… آن‌ها را بفهمد.</p>
<p style="text-align: justify;">استثناء: برای اینکه رفع شبهه شود تذکر می‌دهیم که گاهی اوقات از آوردن معنای اصلی در ترجمه معذوریم مثل اینکه متکلم اصطلاحی به کار برده است که در زبان دوم به آن شکل کاربرد ندارد و چیز دیگری از آن برداشت می‌شود و این با موارد مذکور متفاوت است بلکه در اینجا معادل معنایی اصلی را باید ذکر کرد در واقع در ترجمه در مرحله اول معادل اصلی را می‌آوریم نه معنای اصلی را، این استثنا جایی اتفاق می‌افتد که کلمه مذکور با معنای اصلی در زبان دوم کاربرد ندارد درست مثل همین صمد که توضیح آن خواهد آمد.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب دوم: اگر در میان ملازمات ما یک ملازمه را برداشت کنیم و در ترجمه بیاوریم ممکن است ملازمات دیگری هم در کار باشد که با این کار به خواننده منتقل نشوند مثل همین صمد که با آوردن کلمه بی نیاز خیلی از ملازمات دیگر که از معنای اصلی با ملازمات عقلیه برداشت می‌شود و در روایات هم ذکر شده، دیگر فهمیده نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">اما چون شاید مقصود بودن خدا برای خواننده واضح نباشد آن را در پاورقی توضیح دادیم. از طرف دیگر کلمه مقصود در فارسی به معنای گفته شده استعمال چندانی ندارد و مفهوم نمی‌باشد لذا به ذهن می‌زند آن را با عبارتی مثل« محل رجوع » تغییر دهیم ولی این عبارت هم در فارسی نسبت به خداوند خوب نمی‌باشد و عبارت «پناه آوردن» هم معنای مورد نظر را نمی‌رساند شاید عبارت «روی آوردن» بهتر باشد که همان را در ترجمه اصلی ذکر کرده‌ایم.</p>
<p style="text-align: justify;">اشکال: همانطور که گفتید صمد معنای اسم مفعول دارد اما شما در ترجمه آن فعل به کار برده‌اید.</p>
<p style="text-align: justify;">جواب: به علت اشکالی که در معنای مقصود ذکر شد چون رساندن معنا به مخاطب در اولویت قرار دارد لذا از ماده روی آوردن استفاده کردیم چون عبارت خداوند روی آورده شده است در فارسی فصیح نمی‌باشد و معنای مورد نظر را نمی‌رساند چون زمانش ماضی است لذا دوام را نمی‌رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا در ترجمه انگلیسی: طبق توضیحات مذکور به نظر می‌رسد عبارت turned to معادل صمد می‌باشد که فعل مجهول با زمان حال می‌باشد که دوام را هم می‌رساند اشکال و جواب‌های گفته شده عیناً در اینجا تکرار می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">ترکیب جمله الله الصمد: الله الصمد جمله استینافیه نمی‌باشد بلکه الله خبر دیگری برای هو می‌باشد و صمد صفت آن است چون ظاهر سوره این است که پیامبر<sup>صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم</sup> امر به گفتن همه مطالب  شده‌اند پس آیه دوم هم ادامه آیه اول یعنی مقول قل می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ممکن است کسی ادعا کند «الله الصمد» تفسیر آیه اول می‌باشد لذا نمی‌توانیم آن را خبر برای هو بگیریم بلکه باید جمله جداگانه‌ای باشد که جمله اول را توضیح می‌دهد و مطابق با بعضی تفاسیر هم می‌باشد که هر آیه از این سوره را تفسیر آیه قبل گرفته‌اند و روایتی<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn14">[xiv]</a> هم در تأیید آن وجود دارد اما ظاهر سوره این می‌باشد که الله الصمد بیانی جدید می‌باشد نه توضیح ما قبل و در مورد روایت هم می‌گوییم امام<sup>علیه‌السلام</sup> فقط آیه ۳ و ۴ را تفسیر آیه ۲ گرفته بودند نه اینکه هر آیه‌ای تفسیر آیه قبل باشد و حتی اگر هم در روایتی آیه دوم را تفسیر آیه اول گرفته باشد با ترجمه و ترکیب مذکور منافاتی ندارد چون یک بیان تفسیری می‌باشد نه تجزیه و ترکیب، هر چند می‌توان با استدلالات غیر ظاهر از الفاظ، الله الصمد را تفسیر آیه اول گرفت که نیازی به آوردن آن‌ها در ترجمه نمی‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیه سوم</strong>: لم یلد و لم یولد؛ نمی‌زاید و زاده نشده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>لم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: لم حرف جزم مضارع می‌باشد که آن را مجزوم‌ و گذشته می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: همان‌طور که در تجزیه آمد معنای آن واضح است و هرچند لم معنا را ماضی می‌کند اما در عربی  ماضی در مقام تعریف خیلی زیاد به معنای مضارع می‌آید که این یکی از مواردش می‌باشد لذا آن را در لم یلد مضارعی معنا می‌کنیم لکن در مورد لم یولد چون زاییده شدن یک بار اتفاق می‌افتد لذا معنا ندارد آن را مضارعی معنا کنیم پس ماضی می‌ماند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یلد </strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: از ماده ولد صیغه اول مضارع معلوم است برخلاف یولد که مجهول می‌باشد در اینجا فعل و هو مستتر در آن فاعل است که به الله باز می‌گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: در مورد معنای ولادت در فرهنگ‌های<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn1">[۱]</a> عربی به معنای زاییدن می‌باشد لکن در بعضی تفاسیر<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn2">[۲]</a> و روایات<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn3">[۳]</a> مطلق معنا شده یعنی آیه هر خروج شیء از شیء را از خداوند نفی می‌کند که مفصّل می‌باشد که هیچ‌کدام با معنای مذکور در فرهنگ‌ها منافات ندارد و به نظر می‌رسد این ماده در باب تفعل یعنی تولد در واقع مطلق بیرون آمدن شیء از شیء دیگر<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn4">[۴]</a> می‌باشد که در فرهنگ‌ها به آن اشاره شده و زاییدن مصداق أتمّ آن می‌باشد که در فرهنگ‌ها آمده و به ذهن می‌زند و در ثلاثی مجرد آن کاربرد دارد لذا به قرینه روایات و اینکه آیه در بیان توصیف خداوند است و به قرینه مناسبت محمول و موضوع و استهجان معنای لفظی در مورد خدا می‌توان آن را مطلق معنا کرد خصوصاً که طبق نظر بعضی بزرگان به کار رفتن معنایی در ثلاثی مزید نشان می‌دهد این معنا در ثلاثی مجرد هم وجود دارد چون باب‌ها در زبان عربی معنای ماده کلمه را که تغییر نمی‌دهند بلکه تغییرات جزیی می‌دهند که در جای خود ذکر شده است به علاوه مطلق معنا کردن ردّ بر مسیحیت و همه مذاهبی که برای خدا فرزندی تصور می‌کنند، می‌شود که طبق شان نزول مذکور این سوره در جواب سوال آن‌ها نازل شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از طرف دیگر معنای مذکور (مطلق خروج شیء از شیء دیگر) در ذهن خوانندگان عادی شبهه ایجاد می‌کند که مگر این همه مخلوقات از خداوند حاصل نشده است لکن این اشکال قابل جواب است که در صدد بیان آن نمی‌باشیم.</p>
<p style="text-align: justify;">به ذهنم رسید که چرا از کلمه فرزند استفاده نکنیم که استهجان مذکور را تا حدی ندارد ونیز ظاهراً بحث در سر فرزند داشتن خداوند می‌باشد چنانچه خیلی از ترجمه‌های فارسی هم از این معنا استفاده کرده اند اما عبارت خوبی که هم بتواند اطلاق معنا را در مورد خداوند برساند هم معنای زاییدن به ذهن نزند و معنای فعل مضارعی آیه را برساند و فاعل بودن خدا برای یلد را هم بفهماند، پیدا نشد فقط عباراتی مثل این ها به ذهن رسید: «فرزندی ندارد»، «فرزندی نمی‌آورد»، «فرزنددار نمی‌شود»، «فرزندی انتخاب نمی‌کند»، «فرزندی برنمی‌گزیند»، «فرزندی برای او حاصل نمی‌شود» و… . در آخر بنا به دلایلی به طور موقّت در ترجمه فارسی همان زاییدن معنا می‌کنیم چون این کار احتیاج به تحقیق بیشتر داشت خواهش می‌کنم کوتاهی ما را در این مورد بپذیرید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>واو</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: حرف عطف است که لم یولد را عطف بر لم یلد می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: واضح است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یولد</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تجزیه و ترکیب: مثل یلد می‌باشد با این تفاوت که مجهول است.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا: از توضیحات مذکور در یلد واضح شد.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا در انگلیسی: معنای مطلقی که در لم یلد ذکر شد را در ترجمه انگلیسی با عبارت امروزی descended from رساندیم به همان دلیل‌هایی که ذکر شد و در ترجمه لم یولد هم از عبارت روانHe has born by no one استفاده کردیم اما لغت beget برای قسمت اول کلمه مفیدی نمی‌باشد چون معمولاً فقط به جاندار اطلاق می‌شود لذا اطلاق مورد نظر را نمی‌رساند گرچه می‌توان برای قسمت دوم آن را به کار برد به علاوه این کلمه امروزی نمی‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ترکیب عبارت لم یلد و لم یولد: این جمله هم از حیث ترکیبی مانند «الله الصمد» می‌باشد. بعضی مطابق روایتی این آیه را تفسیر صمد گرفته‌اند که طبق توضیحات آمده در آیه قبل با ترجمه ما منافاتی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیه چهارم</strong>: و لم یکن له کفوا احد؛ و هیچ نظیری برای او نیست.<em> </em></p>
<p style="text-align: justify;">مفردات این جمله غیر از کفو واضح هستند لذا به توضیح مختصر در ترکیب جمله اکتفا می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کفو</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ترکیب آن خواهد آمد. و به معنای نظیر و همتا<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn5">[۵]</a> می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"> در بیان گستردگی عدم نظیر هم روایات<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn6">[۶]</a> و تفاسیری<a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_edn7">[۷]</a> آمده که با معنای مذکور منافات ندارد چون گستردگی مورد نظر را با اطلاق می‌رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">توضیح معنا در انگلیسی: واضح است که به عنوان بهترین معادل برای بی نظیر بودن از He has no peers استفاده می‌شود گرچه می‌توان از peerless نیز استفاده کرد اما ترجیح بنده به علت ساختار مورد اول بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ترکیب عبارت و لم یکن له کفوا احد: عطف بر جمله قبل می‌باشد که یکن مضارع صیغه اول ازماده کون فعل ناقصه می‌باشد و احد اسم مؤخر آن و کفواً خبر مقدم آن وله متعلق به کفواً می‌باشد. نوع دیگری هم ترکیب شده که جالب نبست و این ترکیب بدون اشکال و تمیزتر می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>نتیجه</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;">نمونه حاضر یک کار گروهی از ترجمه سوره « اخلاص »  به زبان انگلیسی می باشد که پس از تحلیل معنائی ترجمه های سوره مذکور ارائه شده است. چون خیلی از لغات انتخاب شده در این ترجمه در نمونه‌های مشابه وجود ندارد لذا سعی شده بعد از توضیح مطالب و ادله‌ای آن آسان ترین و مناسب ترین ترجمه انتخاب شود هرچند برگردان متنی چون کتاب آسمانی قران کاری بس دشوار می باشد.</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1">[۱]</a>. مجمع البحرین _ لسان العرب _ صحاح.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref2">[۲]</a>. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۹۶۱ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۲۰٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref3">[۳]</a>. تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۴۱ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۲۰٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref4">[۴]</a>. لسان العرب _ مجمع البحرین _ مقاییس اللغه.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref5">[۵]</a>. البحر المحیط فی التفسیر، ج۱۰، ص۵۷۰ _ ترجمه تفسیر جوامع الجامع، ج۶، ص۷۳۷ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۴۳-۴۴۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref6">[۶]</a>. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۲۱-۵۲۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref7">[۷]</a>. تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۴۳-۴۴۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۲۲ _ تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۴٫</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1">[i]</a>. تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref2">[ii]</a>. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref3">[iii]</a>. البحر المحیط فی التفسیر، ج۱۰، ص۵۷۰-۵۷۱ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۵ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۰ _ تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۷۰۶ _ کافی، ج۱، ص۹۱٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref4">[iv]</a>. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۸۵۴٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref5">[v]</a>. تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۰ _ تفسیر جوامع الجامع، ج۶، ص۷۳۶ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref6">[vi]</a>. تفسیر جوامع الجامع، ج۶، ص۷۳۶ _ تفسیر الکاشف، ج۷، ص۶۲۲ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref7">[vii]</a>. لسان العرب _ مجمع البحرین _ صحاح.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref8">[viii]</a>. صحاح _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱۰، ص۵۷۱ _ مجمع البحرین _ دهخدا _ تاج العروس _ جمهره اللغه.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref9">[ix]</a>. تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۰ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱۰، ص۵۷۱ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۵٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref10">[x]</a>. تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۶ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۶٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref11">[xi]</a>. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۹ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱۰، ص۵۷۱ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۲ _ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۸۶۱ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۸٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref12">[xii]</a>. تفسیر الکاشف، ج۷، ص۶۲۳ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱۰، ص۵۷۰ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۱ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۴۰ _ تفسیرروان جاوید، ج۵، ص۴۵۴ _ المنجد _ لسان العرب _ صحاح.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref13">[xiii]</a>. ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۶٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref14">[xiv]</a>. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۳۰، ص۵۱۸ _ تفسیر الکاشف، ج۷، ص۶۲۴ _ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۸۶۱ _ تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۴۳۸ _ تفسیر روان جاوید، ج۵، ص۴۵۳ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۶۷۷٫</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1">[i]</a>. ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۳ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۹ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref2">[ii]</a>. تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۱۴٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref3">[iii]</a>. فرهنگ دهخدا.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref4">[iv]</a>. مثل: ترجمه آیتی _ تفسیر آسان _ روض الجنان _ سراج _ شعرانی _ فیض الاسلام _ کوثر _ فولادوند و &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref5">[v]</a>. تایید برای معنای مذکور: فرهنگ‌های: الخلیل _ الرائد _ جامع نوین _ منجد الطلاب _ لسان العرب _ صحاح _ تاج العروس _ دهخدا _ به اضافه: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۷، ص۳۵۵٫</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1">[i]</a>. در کتب یادشده اشاره به اقوال مختلف در این موضوع شده است: البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱ _ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۳٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref2">[ii]</a>. البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۰ _ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۶ _ الجدول فی اعراب القرآن، ج۱، ص۲۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref3">[iii]</a>. آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۳ _ ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۰ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱ _ الجدول فی اعراب القرآن، ج۱، ص۲۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۷۷٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref4">[iv]</a>. تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۶ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱ _ روان جاوید،ج۱، ص۳ _ تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۸۵ _ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۹۴٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref5">[v]</a>. تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۶ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱ _ روان جاوید، ج۱، ص۳ _ تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۸۵ _ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۹۴ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۰٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref6">[vi]</a>. ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۲ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۹ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۳۱ _ المنجد.</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1">[i]</a>. ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۲۶ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۸۴-۸۲٫</p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1">[i]</a>. امام صادق<sup>علیه‌السلام</sup> فرمودند: پدرم (امام باقر<sup>علیه‌السلام</sup>) می‌فرمودند : قل هو الله احد (سوره اخلاص) معادل یک سوم قرآن می‌باشد….</p>
<p style="text-align: justify;">(تهذیب الاحکام، ج۲، صفحه۱۲۷، حدیث ۲۵۰)</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref2">[ii]</a>. در اصل قرآن به جای «خداوند» از کلمه «الله» استفاده شده است و«الله» اسم است برای ذاتی که وجودش واجب می‌باشد و تمام صفات کمال را دارد و نقصی در او راه ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref3">[iii]</a> تمام مطالبی که داخل [ ] آمده است جزء قرآن نمی‌باشند و فقط برای فهم بیشتر معنای آیات اضافه شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref4">[iv]</a>. روایت شده که در مورد نسب و صفات خداوند از پیامبر اکرم<sup>صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم</sup>  سؤال شده بود و در جواب آن سوره اخلاص نازل شده است که در اولین آیه می فرماید : ای پیامبر به آن‌ها بگو او یعنی خداوند که درباره او سوال شده این خصوصیات را دارد…. (کافی، ج۱، صفحه۹۱)</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref5">[v]</a>. به پاورقی دوم رجوع شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref6">[vi]</a>. به پاورقی دوم رجوع شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref7">[vii]</a>. «به خداوند روی آورده می‌شود» یعنی همه مردم در تمام امور به او محتاجند و به خاطر احتیاجشان به او روی می‌آورند و او را قصد می‌کنند ولی او به هیچ کس نیازی ندارد.</p>
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref8">[viii]</a> Imam Sadeq ( P.B.U.H. ) : &#8221; My father [ Imam Baqer ( P.B.U.H. ) ] said, &#8216; The sura Ekhlas equals one third of the entire Koran … .&#8217; &#8220;    ( Tahthib al-Ahkam, vol. 2, p. 127, no.250)</p>
<p style="text-align: left;">[ix]  Every thing included in [ ] is not an original part of the Koran and is added for readers to better understand the meaning of the verses.</p>
<p style="text-align: left;">[x] In the Koran, Allah is used instead of God; Allah means an Essence Which is the All-cause, bearing all the attributes of perfection, and Which lacks nothing.</p>
<p style="text-align: left;">[xi]     Ibid</p>
<p style="text-align: left;">[xii]   It means that all the people need Him in all respects and turn to him because they need Him, and therefore He needs no one.  </p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref13">[xiii]</a>. علت تاخیر در تفاسیر آمده است. ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _  تفسیر جوامع الجامع:ج۱،ص۵٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref14">[xiv]</a>. البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۲۹ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۷۷ _ ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref15">[xv]</a>. مراد از آوردن این منابع فقط در ماده ابتداء می‌باشد نه حالت فعلی عامل: اعراب القرآن (نحاس)، ج۱، ص۱۴ _ الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱، ص۲۷ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۲۹ _ تفسیر المیزان (این عامل را در مورد بسم الله سوره حمد به نحو خاص طبق مبنای خودشان آورده‌اند که در همین حدّ تاییدی برای حرف ما می‌باشد.)، ج۱، ص۲۷ _ تفسیر نمونه، ج۱، ص۱۵ _ الجدول فی اعراب القرآن، در حاشیه ج۱، ص۲۲ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۷۷ _ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۹۳٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref16">[xvi]</a>. تفسیر نمونه:ج۱،ص۱۵ _ الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل:ج۱،ص۲۷٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref17">[xvii]</a>. آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۲ _ ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۲۶ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۸ _ ترجمه تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۸۴-۸۲٫ </p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref18">[xviii]</a>. ارشاد الاذهان فی تفسیر القرآن _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹ _ ترجمه تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵ _ الجدول فی اعراب القرآن، ج۱، ص۲۱ _ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱، ص۸۴-۸۲٫</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref19">[xix]</a>. الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱، ص۳۲ _ البحر المحیط فی التفسیر، ج۱، ص۲۶ _ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۸-۲۹ _ روان جاوید، ج۱، ص۳ _ تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۰٫</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: left;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ftnref1">[۱]</a>.  <a href="mailto:javad.moafi@gmail.com">javad.moafi@gmail.com</a></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<hr style="text-align: justify;" size="1" />
<p style="text-align: justify;"><a href="file:///G:/Translation/About%20Translation/issue%207/AT7%20final.doc#_ednref1"></a><strong><em>پی­نوشت</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;">[i]. کافی، ج۱، ص۹۱ و تهذیب الاحکام، ج۲، ص۱۲۷، شماره۲۵۰٫ </p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><em>پیوست</em></strong></p>
<p style="text-align: justify;">نمونه‌های دیگر</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان چند نمونه از ترجمه‌های مشابه را برای مقایسه بهتر ضمیمه می‌کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">ترجمۀ شاکر:</p>
<p style="text-align: left;">In the Name of Allah, the Beneficent, the Merciful</p>
<p style="text-align: left;">Say: He, Allah, is One</p>
<p style="text-align: left;">Allah is He on Whom all depend</p>
<p style="text-align: left;">He begets not, nor is He begotten</p>
<p style="text-align: left;">And none is like Him</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه ایروینگ:</p>
<p style="text-align: left;">In the name of God, the Mercy-giving, the Merciful!</p>
<p style="text-align: left;">SAY:&#8221; God is Unique!</p>
<p style="text-align: left;">God is the Source[ for everything ];</p>
<p style="text-align: left;">He has not fathered anyone nor was He fathered,</p>
<p style="text-align: left;">and there is nothing comparable to Him!&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه صفارزاده :</p>
<p style="text-align: left;">In the Name of Allah The Merciful Beneficent</p>
<p style="text-align: left;">Say [O, Messenger!]: Allah is the One And the Only Creator;</p>
<p style="text-align: left;">Allah is the Absolute Independent, [Free from all attachments:]</p>
<p style="text-align: left;">Neither He has a son nor a daughter, Nor He is born of any other being,</p>
<p style="text-align: left;">And there is no equal, no match and no Mate for Allah, the Almighty.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه قرایی :</p>
<p style="text-align: left;">In the Name of Allah, the All-beneficent, the All-merciful.</p>
<p style="text-align: left;">Say,&#8221; He is Allah, the One.</p>
<p style="text-align: left;">Allah is the All-embracing.</p>
<p style="text-align: left;">He neither begat, nor was begotten,</p>
<p style="text-align: left;">Nor has He any equal.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه پیکثال :</p>
<p style="text-align: left;">In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful.</p>
<p style="text-align: left;">Say: He is Allah, the One!</p>
<p style="text-align: left;">Allah, the eternally Besought of all!</p>
<p style="text-align: left;">He begets not nor was begotten.</p>
<p style="text-align: left;">And there is none comparable unto Him.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه سرور :</p>
<p style="text-align: left;">In the Name of God, the Beneficent, the Merciful</p>
<p style="text-align: left;"> (Muhammad ), say,&#8221; He is the only God.</p>
<p style="text-align: left;">God is Absolute.</p>
<p style="text-align: left;">He neither begets nor was He begotten.</p>
<p style="text-align: left;">There is no one equal to Him.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه آربری :</p>
<p style="text-align: left;">In the Name of God, the Merciful, the Compassionate</p>
<p style="text-align: left;">Say: He is God, One</p>
<p style="text-align: left;">God, the Everlasting Refuge</p>
<p style="text-align: left;">who has not be gotten, and has not been begotten</p>
<p style="text-align: left;">and equal to Him is not any one</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">ترجمه مسلمانان مترقی :</p>
<p style="text-align: left;">In the name of God, the Almighty, the Most Merciful</p>
<p style="text-align: left;">Say:&#8221; He is God, the One,&#8221;</p>
<p style="text-align: left;">God, the Absolute,</p>
<p style="text-align: left;">He does not give birth, nor was He given birth to,</p>
<p style="text-align: left;">And there is none who are His equal.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=130</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دربارۀ ترجمه</title>
		<link>http://www.about-translation.ir/?p=123</link>
		<comments>http://www.about-translation.ir/?p=123#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 11:48:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی معتمدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[Featured]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.about-translation.ir/?p=123</guid>
		<description><![CDATA[فصلنامۀ  علمی، فرهنگی، خبری
صاحب امتیاز: بهروز کروبی 
مدیر مسئول: علی معتمدی
سردبیر: سید حسین حیدریان
طراح جلد: مرتضی حاتمی آذر
نشانی: تهران، صندوق پستی۴۶۳-۱۹۵۷۵ 

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">فصلنامۀ  علمی، فرهنگی، خبری</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">صاحب امتیاز:</span></strong><span style="color: #800000;"> بهروز کروبی</span><span style="color: #800000;"><strong> </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">مدیر مسئول</span></strong><span style="color: #800000;">: علی معتمدی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">سردبیر:</span></strong><span style="color: #800000;"> سید حسین حیدریان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">طراح جلد: </span></strong><span style="color: #800000;">مرتضی حاتمی آذر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">نشانی: تهران، صندوق پستی۴۶۳-۱۹۵۷۵ <br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.about-translation.ir/?feed=rss2&amp;p=123</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
