Home » مجله

آشنایی با اندیشمندان ترجمه

۳۱ تیر ۱۳۸۹ No Comment

فاطمه مهدی‌‌بَرزی*

دانش آموختة کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی

دانشگاه علامه طباطبایی

(قسمت چهارم)

 

 
 
در قسمت قبل گفتیم که قرن بیستم را عصر فناوری و تکنیک نام نهاده­اند و با گسترش فعالیت ترجمه در این دوران، نظریه­های متفاوتی وارد رشته ترجمه شد.

در این قسمت با یوستوس روزنبرگ ، رامان یاکوپسن و یوجین نایدا ، سه اندیشمند دیگر ترجمه، و نظریه­های آنها در قرن بیستم آشنا می­شویم.

 

یوستوس روزنبرگ  

از دیدگاه روزنبرگ، آنچه که ترجمه را مانند متن مبدأ ارزشمند و به اندازه آن الهام­بخش می­نماید، انتقال شکل، محتوا و زبان نیست بلکه یکپارچگی متن مقصد است.

وی می­گوید ترجمه از درک متن مبدأ تا ایجاد متن مقصد چهار مرحله را پشت سر می­گذارد:

۱٫  آگاهی از وجود پدیده­ها که قبل از اکتشاف آنها توسط ذهن موجودند که این نوع آگاهی در حقیقت ساده­ترین نوع دانش است که مترجم می­تواند با آگاهی از آن یک کلمه را در متن مقصد جایگزین کلمه­ای در متن مبدأ نماید.

  1. انواع پدیده­هایی که ذهن بر اساس موجودیت آنها می­تواند در مورد هر چیزی توضیحی داشته باشد و به بیان دیگر تفاوت­های فرهنگی بین زبان­ها و تمایل هر یک از آنها به حذف بخشی از کلام جهت ارتباط، که زبانهای متفاوت را منحصربه فرد کرده و باعث تمایز آنها از یکدیگر می­شود؛ به همین دلیل است که مترجم باید از این شکافهای اطلاعاتی آگاهی داشته باشد تا بتواند ترجمه ای ارزشمند ارائه دهد.
  2. انواع پدیده ها که با در نظر گرفتن ذهنیت فرهنگی مترجم قابل پیش­بینی نیستند و بنابراین اجتناب­ناپذیرند.
  3. فعالیت­های ذهنی که بر حساسیت انسان­ها تأثیرگذارند، بخشی از طبیعت انسان می­شوند و به وی کمک می­کنند که بر اساس تجارب فردی قضاوت کند. در ترجمه نیز مترجم تحت تاثیر شاعر یا نویسنده متن اصلی قرار می­گیرد.

 

روزنبرگ در ارتباط با ترجمه شعر اظهار می­دارد:

۱٫  مترجم شعرجهت قضاوت در مورد تأثیر نهایی شعر بر خواننده می­بایست:

الف. بداند که شاعر در برابر رویدادهای زمان خود چه عکس العملی داشته است.

ب. بداند رفتار شاعر در برابر اتفاقات متفاوت چگونه بوده است.

ج. بداند شاعر چگونه شعر می­سروده است.

د. از درجه و نوع عادات واژگانی آگاه باشد.

و. بین ماهیت و معنای شعر و شکل ظاهری آن مانند غزل و قصیده تمایز قائل شود.

  1. مترجم شعر باید به اندازه شاعر متن مبدأ خلاقیت داشته و نه تنها زبانشناس بلکه فیلسوف زیبایی­شناسی و آرشیتکت نیز باشد.

 

    رامان یاکوپسن

   ترجمه از دیدگاه یاکوپسن به سه  دسته تقسیم می­شود:

۱٫  ترجمۀ درون زبانی[۱] یا تفسیر نشانه­های کلامی با استفاده از سایر نشانه­های همان زبان کلامی. به بیان دیگر ترجمه درون زبانی، ترجمه به معنای دقیق کلمه نیست بلکه این نوع ترجمه برای عبارت­بندی مجدد پیام در همان زبان اولیه آن یا به کاربرد هم معناها یا به بهره گیری از اطناب متکی است. مثل ساده کردن یک متن فنی برای یک غیرمتخصص یا بازنویسی یک اثر کلاسیک برای کودکان. در واقع وی با ارائه مقوله­بندی خود، صرفاً به این نکته اشاره می­کند که ترجمه متعلق به گروهی از پدیده های به هم پیوسته است که می توان بین آنها شباهت خانوادگی یافت. در این نوع ترجمه میزان اطلاعاتی که در حین رمزگذاری مجدد از دست می­رود کمتر از دیگر ترجمه­هاست.

  1. ترجمۀ بینازبانی[۲]  یا ترجمه به معنای اخص تنها ترجمه­ای است که با آنچه که عموماً واژه ترجمه به ذهن متبادر می­کند مطابقت دارد. وی ترجمه بینازبانی را «تفسیر نشانه­های کلامی با استفاده از زبانی دیگر» تعریف می­کند. وی فرآیند ترجمه بینابینی را نوعی نقل قول می­داند که در آن مترجم پیام دریافت شده از منبعی دیگر را مجدداً رمزگذاری می­کند و انتقال می­دهد.
  2. ترجمه بینانشانه­ای (استحاله/ ترجمۀ صامت)[۳] که در آن ترجمه تبدیل یک نشانه به نشانه­ای دیگر است و به عبارتی «تفسیر نشانه­های کلامی است با استفاده از نشانه­های نظام­های نشانه­ای غیرکلامی». وی تفسیر مجدد هنر کلامی را با استفاده از موسیقی، رقص، سینما یا نقاشی نمونه­هایی از این فرآیند بر می­شمارد. وی می­گوید در ترجمه بینا نشانه­ای برخی ویژگی­های ساختاری با وجود از بین رفتن کلامی­اشان حفظ می­شوند و نتیجه می­گیرد که بسیاری از مشخصه­های شعری نه تنها به علم زبان بلکه به  کل نظریه نشانه­ها، یعنی به نشانه­شناسی همگانی تعلق دارد.

یاکوپسن معتقد است که تفاوت­های سبکی و ساختاری زبان­ها مانع از انتقال اطلاعات از یک زبان به زبان دیگر نمی­شود. زمانی که زبان­های متفاوت فاقد دسته­بندی گرامری خاصی هستند، از تکنیک­ها و راهبردهای متفاوت مانند اطناب کلام یا وام­گیری بهره می­برند تا منظور نویسنده متن مبدأ را به مقصد انتقال دهند.

یاکوپسن معتقد است که هر متنی قابل ترجمه است مگر شعر که نیازمند جابجایی[۴] خلاقانه است چرا که در شعر معنا از طریق شکل بیان می شود.

یوجین نایدا

تئوری ترجمه نایدا نتیجه کار عملی وی بر روی ترجمه انجیل است. نایدا در کتاب خود «اصول ترجمه به همراه نمونه­هایی از ترجمه انجیل»[۵] بیان می­دارد که ترجمه خوب براساس هدف آن تعریف می­شود و به طور کلی معتقد است که هدف از ترجمه یک متن می­بایست ایجاد متنی در زبان مقصد باشد که تا حد امکان، نه تنها از نظر شکل که از نظر سبک و معنا معادل متن اصلی در زبان مبدأ باشد. ترجمه خوب هرگز نباید رنگ و بوی ترجمه بدهد و در صورتی که انتقال معنا و سبک توأماً امکان­پذیر نباشد، انتقال معنا از اولویت برخوردار است و در نتیجه مترجم مجاز خواهد بود تا درصورت لزوم بخش­هایی را به متن اضافه، از آن کم یا کلاً تغییر دهد.

وی معنا را به سه بخش تقسیم می­کند:

معنای زبانی[۶] ، معنای ارجاعی[۷]  و معنای ضمنی[۸]

ترجمه از دیدگاه نایدا از یک سیستم سه مرحله­ای تشکیل شده است که شامل تحلیل، انتقال و بازسازی[۹] است. تکنیک­هایی که در مدل وی برای تشخیص معنای صریح و ضمنی به کار می­روند، ساختار کلمات را تجزیه و تحلیل کرده و کلمات متفاوت در یک حیطه را از یکدیگر متمایز می­سازند. این تکنیک­ها از ساختار طبقاتی که بین کلمات در سطوح مختلف تفاوت قائل می­شود  و از تحلیل ترکیبی که ویژگی­های خاص یک دسته از لغات مرتبط را شناسایی می­کند و همچنین از تحلیل ساختار معنایی که در آن معانی مختلف از یکدیگر تشخیص داده می­شوند، بهره می­برد.

نایدا هسته[۱۰] را عنصر ساختاری پایه­ای می داند که ساختار ظاهری زبان براساس آن بنیان شده است و می­توان از آن­ها بقیه ساختارها را به نحوی کارآمد و مناسب بدست آورد.

از دیدگاه نایدا ساختار هسته­ای ترکیبی است از عناصر چهار مقوله ساختاری یعنی ابژه­ها (اشیاء و افراد)، رویدادها (کنش ها)، مجرّدها (ویژگی­های کیفی ابژه­ها، رویدادها و مجرّدهای دیگر) و رابط­ها[۱۱]. جملات هسته­ای از طریق گشتار معکوس[۱۲] – یعنی نوعی دگرگویی که در آن روساخت­ها جای خود را به یکی از ساختارهای فوق­الذکر می­دهند- از جملات واقعی متن مبدأ بدست می­آیند. به این ترتیب گشتار معکوس، تحلیل­کننده روابط دستوری متن مبدأ است و در عین حال معانی ارجاعی هر یک از عناصر پیام مبدأ از لحاظ مولفه­های تحلیل شده و معانی واژه­ها بر اساس مشخصه­های مشترک و متباین تجزیه می­شوند و نهایتاً معانی ضمنی و سبکی نیز تحلیل شده و مورد توجه قرار می­گیرند.

تعادل[۱۳] در ترجمه از دیدگاه نایدا به دو صورت است:

۱٫  تعادل صوری (formal equivalence) که به خود پیام از نظر صورت و محتوا توجه دارد. تعادل صوری ترجمه­ای است که در آن ویژگی­های صورت متن مبدأ ماشین­وار در زبان گیرنده بازآفریده شده­اند. هدف مترجمی که برای دستیابی به تعادل صوری تلاش می­کند این است که متن مبدأ با لحن خود سخن بگوید و با شرایط فرهنگ مقصد تطبیق داده نشود. دستیابی به این هدف در عمل مستلزم آن است که در صورت امکان مثلاً از معادل­های صوری به جای معادل­های نقشی (functional equivalents) استفاده شود، جمله­ها به هم پیوسته یا از هم گسسته نشوند و شاخص­های صوری از جمله علائم سجاوندی و پاراگراف­بندی حفظ شوند.

  1. تعادل پویا (dynamic equivalence) که در آن پیام متن اصلی به نحوی به زبان گیرنده انتقال یافته است که واکنش گیرنده این زبان اساساً شبیه به واکنش گیرنده متن اصلی است. چنین ترجمه­ای مستلزم شیوه­هایی است از جمله جایگزین کردن عناصر مبهم زبان مبدأ با عناصری از زبان مقصد که از لحاظ فرهنگی مناسب­ترند، تصریح اطلاعاتی که در متن مبدأ به صورت معنای ضمنی آمده و افزودن مقداری حشو برای کمک به درک مفهوم.

نایدا معتقد است که در ترجمه یک متن، مترجم علاوه بر داشتن دانش کافی در هر دو زبان، می­بایست قادر به ترجمه شفاهی همان متن نیز باشد، از موضوع آن به خوبی آگاه باشد، کدهای استفاده شده در متن را به خوبی درک کند، از سبک و تکنیک­های نوشتاری در زبان مقصد آگاهی داشته باشد و هم چنین بداند که هدف نویسنده از نگارش متن چه بوده است تا بتواند آنرا به صورت کامل به متن مقصد انتقال دهد. مترجم باید مرتباً متن خود را مرور و تنظیم نماید و در هر لحظه پیام نویسنده را در نظر داشته باشد و ترجمه خود را به صورتی ارائه دهد که از لحاظ شکل و معنا در متن مقصد قابل قبول باشد تا در نهایت کاری ارزشمند ارائه دهد.

هدف مترجم از دیدگاه نایدا می­بایست تولید مجدد پیام­های زبان مبدأ در زبان مقصد باشد و در این روند شرایطی ضروری پیش می­آید که برای آسان­ترنمودن فهم متن، مترجم مجبور به استفاده از اضافات، حذف یا ایجاد تغییراتی در متن مقصد می­گردد.

نایدا به دو دلیل طرفدار ارائه پانویس در ترجمه است:

  1. ارائه اطلاعات تکمیلی در مورد متن
  1. تصحیح اختلافاتی که در متن اصلی وجود دارد.

———————————————-

منابع 

فرحزاد، فرزانه ، غلامرضا تجویدی و مزدک بلوری.  فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه. شاتلورت و کاوی. تهران: یلدا قلم. . ۱۳۸۵

مجیدی، فریبرز. فرهنگ تلفظ نامهای خاص. تهران: فرهنگ معاصر. ۱۳۸۱ .

Mehdibarzi, F. (2007). Translation Scholars. Tehran: Daneshgahian.

Miremadi, A. (2003). Theories of Translation and Interpretation. Tehran: SAMT.

Munday, J. (2001). Introducing Translation Studies: The Theories and Applications. London and NewYork: Routledge.

Newmark, Peter. (1981). Approaches to Translation. Oxford: Pergamon Press.

Nida, Eugene (1964). Towards A Science of Translation. Brill: Leiden.

 


* f_mehdibarzi@yahoo.com

[1] Intralingual translation

[2] Interlingual translation

[3] Intersemiotic translation  or transmutation

[4] transposition

[5] Principles of Translation as Exemplified by Bible Translation

[6] linguistic meaning

[7] referential/denotative meaning

[8] emotive/connotative meaning

[9] Analysis, transfer & restructuring

[10] kernel

[11] Objects, events, abstracts & relationals

[12] Back transformation

[13] Equivalence 

Leave your response!

Add your comment below, or trackback from your own site. You can also subscribe to these comments via RSS.

Be nice. Keep it clean. Stay on topic. No spam.

You can use these tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

This is a Gravatar-enabled weblog. To get your own globally-recognized-avatar, please register at Gravatar.