آشنایی با اندیشمندان ترجمه
فاطمه مهدیبَرزی*
دانش آموختة کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی
دانشگاه علامه طباطبایی
(قسمت چهارم)
|
یوستوس روزنبرگ
از دیدگاه روزنبرگ، آنچه که ترجمه را مانند متن مبدأ ارزشمند و به اندازه آن الهامبخش مینماید، انتقال شکل، محتوا و زبان نیست بلکه یکپارچگی متن مقصد است.
وی میگوید ترجمه از درک متن مبدأ تا ایجاد متن مقصد چهار مرحله را پشت سر میگذارد:
۱٫ آگاهی از وجود پدیدهها که قبل از اکتشاف آنها توسط ذهن موجودند که این نوع آگاهی در حقیقت سادهترین نوع دانش است که مترجم میتواند با آگاهی از آن یک کلمه را در متن مقصد جایگزین کلمهای در متن مبدأ نماید.
- انواع پدیدههایی که ذهن بر اساس موجودیت آنها میتواند در مورد هر چیزی توضیحی داشته باشد و به بیان دیگر تفاوتهای فرهنگی بین زبانها و تمایل هر یک از آنها به حذف بخشی از کلام جهت ارتباط، که زبانهای متفاوت را منحصربه فرد کرده و باعث تمایز آنها از یکدیگر میشود؛ به همین دلیل است که مترجم باید از این شکافهای اطلاعاتی آگاهی داشته باشد تا بتواند ترجمه ای ارزشمند ارائه دهد.
- انواع پدیده ها که با در نظر گرفتن ذهنیت فرهنگی مترجم قابل پیشبینی نیستند و بنابراین اجتنابناپذیرند.
- فعالیتهای ذهنی که بر حساسیت انسانها تأثیرگذارند، بخشی از طبیعت انسان میشوند و به وی کمک میکنند که بر اساس تجارب فردی قضاوت کند. در ترجمه نیز مترجم تحت تاثیر شاعر یا نویسنده متن اصلی قرار میگیرد.
روزنبرگ در ارتباط با ترجمه شعر اظهار میدارد:
۱٫ مترجم شعرجهت قضاوت در مورد تأثیر نهایی شعر بر خواننده میبایست:
الف. بداند که شاعر در برابر رویدادهای زمان خود چه عکس العملی داشته است.
ب. بداند رفتار شاعر در برابر اتفاقات متفاوت چگونه بوده است.
ج. بداند شاعر چگونه شعر میسروده است.
د. از درجه و نوع عادات واژگانی آگاه باشد.
و. بین ماهیت و معنای شعر و شکل ظاهری آن مانند غزل و قصیده تمایز قائل شود.
- مترجم شعر باید به اندازه شاعر متن مبدأ خلاقیت داشته و نه تنها زبانشناس بلکه فیلسوف زیباییشناسی و آرشیتکت نیز باشد.
رامان یاکوپسن
ترجمه از دیدگاه یاکوپسن به سه دسته تقسیم میشود:
۱٫ ترجمۀ درون زبانی[۱] یا تفسیر نشانههای کلامی با استفاده از سایر نشانههای همان زبان کلامی. به بیان دیگر ترجمه درون زبانی، ترجمه به معنای دقیق کلمه نیست بلکه این نوع ترجمه برای عبارتبندی مجدد پیام در همان زبان اولیه آن یا به کاربرد هم معناها یا به بهره گیری از اطناب متکی است. مثل ساده کردن یک متن فنی برای یک غیرمتخصص یا بازنویسی یک اثر کلاسیک برای کودکان. در واقع وی با ارائه مقولهبندی خود، صرفاً به این نکته اشاره میکند که ترجمه متعلق به گروهی از پدیده های به هم پیوسته است که می توان بین آنها شباهت خانوادگی یافت. در این نوع ترجمه میزان اطلاعاتی که در حین رمزگذاری مجدد از دست میرود کمتر از دیگر ترجمههاست.
- ترجمۀ بینازبانی[۲] یا ترجمه به معنای اخص تنها ترجمهای است که با آنچه که عموماً واژه ترجمه به ذهن متبادر میکند مطابقت دارد. وی ترجمه بینازبانی را «تفسیر نشانههای کلامی با استفاده از زبانی دیگر» تعریف میکند. وی فرآیند ترجمه بینابینی را نوعی نقل قول میداند که در آن مترجم پیام دریافت شده از منبعی دیگر را مجدداً رمزگذاری میکند و انتقال میدهد.
- ترجمه بینانشانهای (استحاله/ ترجمۀ صامت)[۳] که در آن ترجمه تبدیل یک نشانه به نشانهای دیگر است و به عبارتی «تفسیر نشانههای کلامی است با استفاده از نشانههای نظامهای نشانهای غیرکلامی». وی تفسیر مجدد هنر کلامی را با استفاده از موسیقی، رقص، سینما یا نقاشی نمونههایی از این فرآیند بر میشمارد. وی میگوید در ترجمه بینا نشانهای برخی ویژگیهای ساختاری با وجود از بین رفتن کلامیاشان حفظ میشوند و نتیجه میگیرد که بسیاری از مشخصههای شعری نه تنها به علم زبان بلکه به کل نظریه نشانهها، یعنی به نشانهشناسی همگانی تعلق دارد.
یاکوپسن معتقد است که تفاوتهای سبکی و ساختاری زبانها مانع از انتقال اطلاعات از یک زبان به زبان دیگر نمیشود. زمانی که زبانهای متفاوت فاقد دستهبندی گرامری خاصی هستند، از تکنیکها و راهبردهای متفاوت مانند اطناب کلام یا وامگیری بهره میبرند تا منظور نویسنده متن مبدأ را به مقصد انتقال دهند.
یاکوپسن معتقد است که هر متنی قابل ترجمه است مگر شعر که نیازمند جابجایی[۴] خلاقانه است چرا که در شعر معنا از طریق شکل بیان می شود.
یوجین نایدا
تئوری ترجمه نایدا نتیجه کار عملی وی بر روی ترجمه انجیل است. نایدا در کتاب خود «اصول ترجمه به همراه نمونههایی از ترجمه انجیل»[۵] بیان میدارد که ترجمه خوب براساس هدف آن تعریف میشود و به طور کلی معتقد است که هدف از ترجمه یک متن میبایست ایجاد متنی در زبان مقصد باشد که تا حد امکان، نه تنها از نظر شکل که از نظر سبک و معنا معادل متن اصلی در زبان مبدأ باشد. ترجمه خوب هرگز نباید رنگ و بوی ترجمه بدهد و در صورتی که انتقال معنا و سبک توأماً امکانپذیر نباشد، انتقال معنا از اولویت برخوردار است و در نتیجه مترجم مجاز خواهد بود تا درصورت لزوم بخشهایی را به متن اضافه، از آن کم یا کلاً تغییر دهد.
وی معنا را به سه بخش تقسیم میکند:
معنای زبانی[۶] ، معنای ارجاعی[۷] و معنای ضمنی[۸]
ترجمه از دیدگاه نایدا از یک سیستم سه مرحلهای تشکیل شده است که شامل تحلیل، انتقال و بازسازی[۹] است. تکنیکهایی که در مدل وی برای تشخیص معنای صریح و ضمنی به کار میروند، ساختار کلمات را تجزیه و تحلیل کرده و کلمات متفاوت در یک حیطه را از یکدیگر متمایز میسازند. این تکنیکها از ساختار طبقاتی که بین کلمات در سطوح مختلف تفاوت قائل میشود و از تحلیل ترکیبی که ویژگیهای خاص یک دسته از لغات مرتبط را شناسایی میکند و همچنین از تحلیل ساختار معنایی که در آن معانی مختلف از یکدیگر تشخیص داده میشوند، بهره میبرد.
نایدا هسته[۱۰] را عنصر ساختاری پایهای می داند که ساختار ظاهری زبان براساس آن بنیان شده است و میتوان از آنها بقیه ساختارها را به نحوی کارآمد و مناسب بدست آورد.
از دیدگاه نایدا ساختار هستهای ترکیبی است از عناصر چهار مقوله ساختاری یعنی ابژهها (اشیاء و افراد)، رویدادها (کنش ها)، مجرّدها (ویژگیهای کیفی ابژهها، رویدادها و مجرّدهای دیگر) و رابطها[۱۱]. جملات هستهای از طریق گشتار معکوس[۱۲] – یعنی نوعی دگرگویی که در آن روساختها جای خود را به یکی از ساختارهای فوقالذکر میدهند- از جملات واقعی متن مبدأ بدست میآیند. به این ترتیب گشتار معکوس، تحلیلکننده روابط دستوری متن مبدأ است و در عین حال معانی ارجاعی هر یک از عناصر پیام مبدأ از لحاظ مولفههای تحلیل شده و معانی واژهها بر اساس مشخصههای مشترک و متباین تجزیه میشوند و نهایتاً معانی ضمنی و سبکی نیز تحلیل شده و مورد توجه قرار میگیرند.
تعادل[۱۳] در ترجمه از دیدگاه نایدا به دو صورت است:
۱٫ تعادل صوری (formal equivalence) که به خود پیام از نظر صورت و محتوا توجه دارد. تعادل صوری ترجمهای است که در آن ویژگیهای صورت متن مبدأ ماشینوار در زبان گیرنده بازآفریده شدهاند. هدف مترجمی که برای دستیابی به تعادل صوری تلاش میکند این است که متن مبدأ با لحن خود سخن بگوید و با شرایط فرهنگ مقصد تطبیق داده نشود. دستیابی به این هدف در عمل مستلزم آن است که در صورت امکان مثلاً از معادلهای صوری به جای معادلهای نقشی (functional equivalents) استفاده شود، جملهها به هم پیوسته یا از هم گسسته نشوند و شاخصهای صوری از جمله علائم سجاوندی و پاراگرافبندی حفظ شوند.
- تعادل پویا (dynamic equivalence) که در آن پیام متن اصلی به نحوی به زبان گیرنده انتقال یافته است که واکنش گیرنده این زبان اساساً شبیه به واکنش گیرنده متن اصلی است. چنین ترجمهای مستلزم شیوههایی است از جمله جایگزین کردن عناصر مبهم زبان مبدأ با عناصری از زبان مقصد که از لحاظ فرهنگی مناسبترند، تصریح اطلاعاتی که در متن مبدأ به صورت معنای ضمنی آمده و افزودن مقداری حشو برای کمک به درک مفهوم.
نایدا معتقد است که در ترجمه یک متن، مترجم علاوه بر داشتن دانش کافی در هر دو زبان، میبایست قادر به ترجمه شفاهی همان متن نیز باشد، از موضوع آن به خوبی آگاه باشد، کدهای استفاده شده در متن را به خوبی درک کند، از سبک و تکنیکهای نوشتاری در زبان مقصد آگاهی داشته باشد و هم چنین بداند که هدف نویسنده از نگارش متن چه بوده است تا بتواند آنرا به صورت کامل به متن مقصد انتقال دهد. مترجم باید مرتباً متن خود را مرور و تنظیم نماید و در هر لحظه پیام نویسنده را در نظر داشته باشد و ترجمه خود را به صورتی ارائه دهد که از لحاظ شکل و معنا در متن مقصد قابل قبول باشد تا در نهایت کاری ارزشمند ارائه دهد.
هدف مترجم از دیدگاه نایدا میبایست تولید مجدد پیامهای زبان مبدأ در زبان مقصد باشد و در این روند شرایطی ضروری پیش میآید که برای آسانترنمودن فهم متن، مترجم مجبور به استفاده از اضافات، حذف یا ایجاد تغییراتی در متن مقصد میگردد.
نایدا به دو دلیل طرفدار ارائه پانویس در ترجمه است:
- ارائه اطلاعات تکمیلی در مورد متن
- تصحیح اختلافاتی که در متن اصلی وجود دارد.
———————————————-
منابع
فرحزاد، فرزانه ، غلامرضا تجویدی و مزدک بلوری. فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه. شاتلورت و کاوی. تهران: یلدا قلم. . ۱۳۸۵
مجیدی، فریبرز. فرهنگ تلفظ نامهای خاص. تهران: فرهنگ معاصر. ۱۳۸۱ .
Mehdibarzi, F. (2007). Translation Scholars. Tehran: Daneshgahian.
Miremadi, A. (2003). Theories of Translation and Interpretation. Tehran: SAMT.
Munday, J. (2001). Introducing Translation Studies: The Theories and Applications. London and NewYork: Routledge.
Newmark, Peter. (1981). Approaches to Translation. Oxford: Pergamon Press.
Nida, Eugene (1964). Towards A Science of Translation. Brill: Leiden.
* f_mehdibarzi@yahoo.com
[1] Intralingual translation
[2] Interlingual translation
[3] Intersemiotic translation or transmutation
[4] transposition
[5] Principles of Translation as Exemplified by Bible Translation
[6] linguistic meaning
[7] referential/denotative meaning
[8] emotive/connotative meaning
[9] Analysis, transfer & restructuring
[10] kernel
[11] Objects, events, abstracts & relationals
[12] Back transformation
[13] Equivalence









Leave your response!