آشنایی با کتاب های رشتۀ ترجمه
سید حسین حیدریان*
دانشجوی دکترای مطالعات ترجمه ـ دانشگاه کاردیف
هدف از این نوشتار معرفی اجمالی برخی از منابع درسی رشتۀ ترجمه از منظر آموزشی است. برخی از این کتابها هماکنون بهعنوان منبع کارشناسی ارشد رشتۀ مترجمی در ایران معرفی شدهاند و بعضاً توسط مدرسان ترجمه، از جمله نگارنده (با تجربۀ ناچیز)، در کلاسهای نظری دانشگاهی در ایران به آنها پرداخته شده است. در میان آنها کتابهایی که به جنبههای آموزشی آنها کمتر پرداخته شده نیز، معرفی خواهد شد. فهرست تهیهشده شامل کتابهایی است به زبان انگلیسی که علاوه بر مناسببودن برای کلاسهای دانشگاهیِ آموزش ترجمه، از نظر طرح مسائل متنوع ترجمه، در دو جنبۀ نظری و عملی نیز، فراگیرتر هستند.
در بخش بعدی این نوشتار برآنم تا با رویکردی مقایسهای به معرفی کتابهای درسی پیشنهادی در دورۀ کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه در انگلستان بپردازم. این بررسیها را صرفاً برای استفاده و به منظور راهنمایی دانشجویان (خصوصاً دانشجویان کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی در ایران) و علاقهمندان و مدرسان رشتۀ ترجمه مطرح میکنم و امیدوارم خوانندگان عزیز، ساختار نگارش نگارنده را به عنوان یک یادداشت آموزشی در مجله، و نه یک تحلیل یا نقد علمی، تلقی فرمایند. یقیناً استادان عزیزم با احاطۀ کاملی که به برخی از جنبههای این بررسی دارند چون گذشته مرا ارشاد خواهند کرد. و چه باعث سربلندی من خواهد بود اگر ایشان یا هر عزیز دیگری، موارد نیاز به تذکر و تصحیح این نوشتار را به نگارنده یادآور شود.
معرفی چند کتاب آموزشی خوب
در این بخش به معرفی چند کتاب خوب به زبان انگلیسی پرداخته خواهد شد. کتابشناسیِ عمومیِ فارسیِ کتابهایِ ترجمه در ایران، مختصراً در شمارۀ پنجم همین نشریه، با تصحیح و مقدمۀ اینجانب و بدون هیچگونه دستهبندیای، به چاپ رسیده بود. شاید در اینجا تأکید بر این نکته، که در ابتدای آن کتابشناسی نیز بیان شده بود، خالی از لطف نباشد که هنوز جای خالی کتابهای خوبِ فارسی با منظری بومی دربارۀ ترجمه احساس میشود. و اما در میان کتابهای خوبِ رشتۀ ترجمه به زبان انگلیسی، ابتدا معرفی کتابهای زیر را بهترتیب برای دانشجویان، بایسته میدانم:
- A Textbook of Translation / Peter Newmark / 1988
- Can Theory Help Translators? A dialogue Between the Ivory Tower and the Wordface / Andrew Chesterman and Emma Wagner / 2002
- Introducing Translation Studies; Theories and Applications / Jeremy Munday / 2001
- Translation; an Advanced Resource Book / Basil Hatim and Jeremy Munday / 2004
- Multiple Voices in the Translation Classroom: Activities, Tasks and Projects / María González Davies / 2004
- Contemporary Translation Theories / Edwin Gentzler / 1993
…
درسنامهای برای ترجمه
Newmark, Peter (1988), A Textbook of Translation, London: Prentice Hall.
کتابی که هماکنون کمی قدیمی به نظر میرسد، مجموعۀ کوچکی است از بخشهای جامع در مورد مباحث متداول ترجمه که خیلی از آنها امروز هم، بعد از بیش از بیست سال، تازه به نظر میآیند. کتابی که یقیناً به درد خیلی از کلاسهای درسی مرتبط (از جمله کلاسهای اصول و روش ترجمه در دورههای کارشناسی مترجمی) میخورد.
این کتاب، در واقع یکی از دو اثر معروف پروفسور پیتر نیومارک، نظریهپرداز معروف انگلیسی، به حساب میآید که با پرداختن به کاربرد علم زبانشناسی در ترجمه، مثالها و نمونههای متعددی از سودمندی نظریهها را در کار ترجمه به مخاطب خود مینمایاند. کتاب اول او با عنوان رهیافتهای ترجمه (Approaches to Translation)، خود، کتاب آموزشی دیگری است که برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ تقسیمبندی معروف نیومارک را در مورد انواع ترجمه، یعنی ترجمۀ ارتباطی (commutative) و معنایی (semantic)، مطرح کرده بود. او در کتاب درسنامهای برای ترجمه با ارائۀ فصلبندیهای کوتاه و قسمتبندیهای پرشمار بهطور خلاصه به همه چیز میپردازد و تقریباً همانند یک کتاب مرجع، هیچ موضوعی را در خصوص کار ترجمه، مشکلات کاری، نگارشی، و عملی در فرایند ترجمه به عنوان یک حرفه از قلم نمیاندازد.
نیومارک، در مقدمۀ این کتاب بهعنوان زبان حال یک معلم ترجمه چنین آورده است:
من نمیتوانم از شما یک مترجم خوب بسازم؛ نمیتوانم موجب خوب نوشتن شما شوم. تنها کاری که میتوانم بکنم این است که برخی راهنمائیهایی کلی برای ترجمه کردن را پیشنهاد بدهم. من راهی را برای تجزیه و تحلیل متن به زبان اصلیِ آن به شما پیشنهاد، و نیز رویههای مختلفی را برای کار کردن با متن، جملهها و واحدهای دیگر زبانی، معرفی خواهم کرد. همزمان سعی میکنم به ارتباط بین معنا، زبان، فرهنگ و ترجمه نیز بپردازم. امیدوارم با ارائۀ مثالهای زیاد، زمینۀ تمرین کافی برای بهتر شدن عملکرد شما به عنوان یک مترجم را فراهم آورم.
برای بیان خلاصۀ محتویات کتاب، بهترین راه توجه به توضیحات جامعی است که در پشت جلد آن آمده است:
بخش اول کتاب به بحثهای کامل و جامعی در خصوص موضوعات و مشکلات در حیطۀ عملِ ترجمه میپردازد: فرایند ترجمه، تجزیه و تحلیل متن، روشهای ترجمه، متن به عنوان واحد ترجمه، راهکارهای ترجمه، رویکرد فرهنگی به ترجمه، تجزیه و تحلیل اجزاء معنایی، و ترجمۀ استعارات. همچنین، در این کتاب، فصلهایی نیز در مورد نقد ترجمه و ترجمۀ فنی و ادبی، بهعلاوه، ویرایش و بازبینی، آزمونها، و استفاده از کتابهای مرجع، گنجانده شده است.
بخش دوم کتاب به مثالهایی روشن از تجزیه و تحلیل متنهای ترجمه شده، ترجمه به همراه توضیحات مترجم، و نیز مثالهایی از نقد ترجمه میپردازد…
در بیشتر کتابهایی که در مورد آموزش ترجمه در سالهای بعد از انتشار آثار نیومارک نوشته شده، به این دو کتاب اشاره شده است. از سویی، پژوهشگران زیادی به تقسیمبندیهای نیومارک اشاره داشتهاند (برای نمونه نگاه کنید به کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه – Introducing Translation Studies نوشته جِرِمی ماندِی صص ۴۴-۴۶). این اثر به عنوان یک کتاب درسی مهم به زبانهای متعددی ترجمه شده است. خودِ نیومارک در فصل پنجم کتابِ حاضر به بازبینی تقسیمبندی مهم خود از انواع ترجمه در کتاب قبلی میپردازد. این کتاب برندۀ جایزۀ مؤسسۀ زبانشناسی کاربردی بریتانیا (BAAL) در ۱۹۸۸ نیز شده بود.
آیا نظریه به مترجمان کمک میکند؟
Chesterman Andrew and Emma Wagner (2002), Can Theory Help Translators? A Dialogue between the Ivory Tower and the Wordface, Manchester: St. Jerome Publishing.
آندره چِستِرمَن به عنوان دانشمندی که نظریههای ترجمۀ او و کتابها و مقالههای پیچیدهاش گاه دانشجویان را از خود خسته میکند، در این کتاب با زبانی خودمانیتر به مناظره با یک مترجم حرفهای مینشیند تا با کمک او ضمن مطرح کردن مباحث گوناگون ترجمه، به سؤال اصلی که عنوان کتاب نیز هست، پاسخ دهد. این کتاب در قالب یک مکالمۀ دوسویه نوشته شده است؛ هرچند که در بخشهای بیشتری از آن چِستِرمَن باید یکطرفه پاسخ شبهات مطرح شده را بیان کند. او در این اثر نمایندۀ محققان و نویسندگانی است که به تعبیر خانم وَگنر (مترجم مذکور) از بالای برج عاج به مترجمان به عنوان زحمتکشانی که مانند کارگران معدن در سختیهای عملِ ترجمه تقلا میکنند، نگاه، و برای آنها باید و نباید تعیین میکند. متن مکالمات این دو، آنطور که در مقدمۀ کتاب اشاره شده، بهوسیلۀ ارسال رایانامههای متعدد صورت گرفته، و اواسط کار با هدف تبدیل به یک کتاب، پیگیری و هدفمند شده است. از لابهلای مکالمۀ این دو درمییابیم که وَگنر برخلاف انتظار، تسلط خوبی به مسائل روز زبانشناسی و مطالعات ترجمه دارد، فقط دیدگاه او در بعضی موارد با چِستِرمَن متفاوت، و نه هرگز در تضادی آشکار، است.
عناوین فصلهای این کتاب نشان میدهد که آن دو در لابهلای این مناظره از هیچیک از مباحث روز ترجمه غافل نشدهاند و تعمداً به بحثهای مهمی، از جمله حقوق مترجم، نقد ترجمه و حتا مسائل عملی ترجمۀ ماشینی، پرداختهاند و کارکردهای نظریه را در کمک به مطالعات کاربردی ترجمه بررسی کردهاند. عنوانهای هفت فصل کتاب، بهجز فصل نتیجهگیری در آخر (بدون شماره)، با شکلی طنزآمیز نشاندهندۀ زبان گفتگو است، و اینگونه نظر خواننده را به خود جلب میکند:
- آیا نظریۀ ترجمه ربطی با مشکلات مترجمان دارد؟
- من کیستم؟ من چه میکنم؟
- من ترجمه میکنم، پس نیستم.
- این همه به چه دردی میخورد؟
- چهطور به آن نقطه برسم؟
- اصلاً ارزشی دارد؟
- کمک!
که به ترتیب گویای پرداختن به مهمترین مسائل روز مطالعات ترجمه به شکل زیر است (به این ارتباط فقط در فهرست آغازین کتاب اشاره شده است):
- هدف از نظریه ـ نیازهای مترجمان ـ ابزارهای ذهنی
- هویت مترجم ـ استعارۀ ترجمه ـ تاریخ ترجمه
- پیدایی (visibility) مترجم ـ نویسندگان ـ موقعیت حرفهای
- دستهبندی اهداف ترجمه، انواع ترجمه و خوانندگان
- راهکارهای ترجمه ـ رفع گرههای ترجمه ـ فاصله گرفتن ـ ایجاد انگیزه در مخاطب
- ارزیابی کیفیت ـ معیارهای ارزیابی ـ هنجارهای ترجمه
- ابزار ترجمه ـ ترجمۀ ماشینی و حافظۀ ترجمه
وَگنر، هرچند به نظریههای ترجمه با دید مثبتی مینگرد، ولی با ظرافت خاصی مثالهای زیادی از ناخشنودی مترجمان از نظریهها یا موارد ابهامِ سودمندی نظریه را در عمل مطرح میکند. مثال آغاز فصل چهارم گویای یک تجربۀ واقعی از یک پروژۀ پرهزینۀ تجاریـتبلیغاتی است که وَگنر به آن اشاره میکند. در این نمونه، بهخوبی نشان داده میشود که ترجمۀ سطحی، بدون در نظر گرفتن مخاطب، چگونه یک طرح تبلیغاتی بزرگ را با شکست مواجه کرده است، و وَگنر مایل است راهی را از گذرگاه نظریه برای شناخت مخاطب پیدا کند. این مسئله، سرآغازی برای طرح نظریۀ اسکوپوس (Skopos) و بررسی و تحلیل نظری شناخت مخاطب میشود.
در اینجا، به بررسی اجمالی فصل پنجم کتاب که موضوع کاربردیتری دارد و ارتباط نزدیکتری با پرسش مطرح شده در عنوان کتاب دارد، پرداخته میشود.
چِستِرمَن در این فصل با طرح مباحث مربوط به راهکارهای متنی ترجمه، دستهبندیهای زبانشناختی سخت خود را دوباره بهتفصیل بیان میکند. هر چند به نظر میرسد منظور او در نظرگرفتن بُعد آموزشی این عناوین برای تبدیل مکالمهاش با وَگنر به یک کتاب کاربردی است، ولی تقسیمبندیهای پرشاخۀ او بسیار فشرده، بدون مثال یا با مثالهای اندک، و گاهی به شکلی پیچیده و بدون نتیجهگیری و ناتمام، پایان میپذیرد. این دستهبندیها از راهکارهای ترجمه به نقل از کتاب معروفِ سال ۱۹۹۷ او یعنی Memes of Translation مطرح شده است. راهکارهای ترجمه از نظر او به دستههای اصلی ساختاری، معنایی و منظورشناختی تقسیم میشوند. اگرچه راهکارهای ساختاری او، بعضاً شبیه و در ادامه تقسیمبندیهای بی و داربلنه (۱۹۵۸) از مفهوم تبدیل (shift)، فقط با نام تازۀ راهکار، در ده دسته خلاصه میشود و پایان میپذیرد، ولی به نظر میرسد او قادر نیست این دایرۀ تقسیمبندیها را در مورد راهکارهای معنایی و منظورشناختی ببندد. چِستِرمَن برای رهایی از این مشکل، پس از ذکر چند دستۀ مهم، به ذکر بخشی با عنوان کلی «راهکارهای دیگر» (معنایی یا منظورشناختی) بسنده میکند.
او همچنین در این فصل نظراتش را در یکی از مقالات پیشین خود* در خصوص وجود دو راهکار مقدم بر راهکارهای متنیِ ترجمه دوباره مطرح میکند. راهکارهای غیرمتنی او که شامل راهکار جستجو و راهکار خلاقیت است حرفهای تازهای است که شاید توجه به آنها در عمل برای دانشجویان ترجمه مفید باشد. از نظر او راهکار جستجو شامل گشتن در منابع مختلف از جمله اینترنت، تماس با افراد آگاه از آن موضوع ترجمه، و… است. او دیگر راهکار بااهمیت در ترجمه را تحت عنوان خلاقیت، با ابزارهایی از جمله فاصله گرفتن از کار، نوشیدن قهوه و غیره مطرح میکند، و حتا خوابیدن یا گوش کردن به موسیقی جاز یا موزارت را هم در بین کار ترجمه به عنوان مثالهایی از این راهکار و روشهایی برای افزایش خلاقیت در مترجم پیشنهاد میکند. به نظر نگارنده، نام راهکارهای مترجم به جای راهکارهای ترجمه عنوان مناسبتری برای این دو مفهوم است. جالب اینکه وگنر نیز، در ادامه، فهرست تازه و طویلی از راهکارهایی را که همکاران مترجمش تحت عنوان راهکارهای فاصله گرفتن (distancing) گردآوردهاند پیش رو مینهد و بخشی از نظرات چِستِرمَن را تأیید میکند و بسط میدهد. وَگنر همچنان به اثربخشی راهکارهای اصلی متنی، که نظریهپردازان بیشتر به آنها توجه دارند، به دیدۀ تردید مینگرد.
دربارۀ نویسندگان
پیتر نیومارک هماکنون در سن بازنشستگی با گروه مطالعات ترجمۀ دانشگاه ساری[۱] (Surrey) در انگلستان همکاری میکند. او که به دلیل نظریات کاربردی و کتابهای موثرش شهرتی جهانی دارد، خود، مترجم خبرهای است که سالها یکی از اعضای ثابت برگزاری امتحانات معتبرترین مرکز زبان و ترجمه در انگلستان یعنی انستیتوی زبانشناسان رسمی (Chartered Institute of Linguists) بوده است.
کتاب زیر مجموعۀ جامعی است که به قلم دوستان و همکارانش به پاس قدردانی از او دربارۀ زندگی و معرفی و نقد آثارش نوشته شده است:
Anderman, G & M. Rogers (eds) (1999), Word, Text, Translation Liber Amicorum for Peter Newmark, Cleveden: Multilingual Matters
نیومارک متولد کشور چکسلواکی سابق است؛ هر چند تقریباً تمام زندگی پر فراز و نشیب خود را از سن پنج سالگی در انگلستان سپری کرده است. توضیحات کلی و بهروزشده در مورد این نویسنده و دانشمند مطالعات ترجمه از وبگاه دانشگاه مربوطه به شرح زیر قابل دسترسی است:
http://www.surrey.ac.uk/translation/staff/newmark.htm
آندره چِستِرمَن، استاد بریتانیاییتبار دانشگاه هِلسینکی فنلاند، در آستانۀ شصت سالگی قرار دارد. او به مدت چهار دهه در زمینۀ زبانشناسی و ترجمه مطالعه کرده است و آثار تأثیرگذاری از خود به جای گذاشته است. از میان آثار و مقالات متعدد، نام سه کتاب دیگر او در زمینۀ مطالعات ترجمه، علاوه بر آنچه در اینجا معرفی شد، به شرح زیر است (به کتاب اول در نوشتار فوق اشاره شده است):
۱۹۹۷, Memes of Translation: The spread of ideas in translation theory, Amsterdam and Philadelphia: John Benjamins.
۲۰۰۲, [with Jenny Williams] The Map. A Beginner’s Guide to Doing Research in Translation Studies. Manchester, St Jerome.
2008, [Co-edited with Gyde Hansen and Heidrun Gerzymisch-Arbogast] Efforts and Models in Interpreting and Translation Research: A tribute to Daniel Gile, Amsterdam and Philadelphia: John Benjamins.
داستان علاقهمندی او به زبان و مطالعات ترجمه در وبگاه دانشگاه هِلسینکی خواندنی است (برای دستیابی به شرح حال این نویسنده می توانید عبارت زیر را در وبگاه دانشگاه مذکور جستجو کنید):
How I got into Translation Studies
http://www.helsinki.fi/university
اِما وَگنر،که دارای مدرک دانشگاهی در زمینۀ ترجمۀ کتبی و شفاهی از دانشگاه باث (Bath) انگلستان است، به مدت بیش از سی سال (تا به امروز) به عنوان مترجم، ویراستار و سرپرست واحد ترجمۀ انگلیسی کمیسیون اروپا بوده است و هم اکنون مسئولیت واحد نظارت بر تمام زبانهای اروپایی این کمیسیون را برعهده دارد. برای اطلاع در خصوص این مترجم و نویسنده میتوانید به وبگاه زیر مراجعه کنید.
http://accurapid.com/journal/38prof.htm
* heydarianS@Cardiff.ac.uk
* Chesterman, A. (2000) ‘Teaching strategies for emancipatory translation’, in C. Schäffner and B. Adab (eds) Developing Translation Competence, Amsterdam and Philadelphia: John Benjamins, pp. 77–۹۰٫
(عجیب اینکه، چِستِرمَن در این کتاب هیچ اشارهای به مقالۀ مذکور نمیکند).
.[۱] تلفظ نام این دانشگاه که نام شهری به همین نام در انگلستان هم هست، شبیه یکی از شهرهای شمالی کشور ماست که گاهی به اشتباه به صورت سری به کسر اول و دوم تلفظ میشود.









Leave your response!